خرید بک لینک

آکاایران: بر اساس نوشته هایِ دکتر الیزابت لومباردو نویسنده کتاب «یک تویِ شاد: نسخه نهایی برای شاد بودن» هیچ علتی وجود ندارد که نا راحتی را به عنوان یک مسئله عادی بپذیریم. الیزابت، شایع ترین موانع خوش بینی زنان را به همراه راهکارهای داشتن یک قلب شاد نام می برد.

به گزارش آکاایران: موانع خوشحالی

دکتر لومباردو بر این باور است که شادی خصلتی ذاتی نیست که مردم با آن به دنیا آمده باشند بلکه خوشحال بودن یک مهارت است. «برخی مردم توانایی های ذاتی بیشتری نسبت به بقیه دارند، مثلا بازی گلفِ یک کسی بهتر از دیگری است» او در ادامه توضیح می دهد: «اما اگر آموزش و تمرین به درستی انجام شود هر کسی می تواند مثلا در بازی گلف خود پیشرفت کند. در مورد توانایی خوشحال بودن هم این مسئله صدق می کند.»

مشکل بسیاری از خانم ها این است که آن ها در دایره ای از افکار منفی گیر افتاده اند و هرگز این فرصت را نداشته اند که خوشحال بودن را تمرین کنند. از نظر دکتر لومباردو شایع ترین موانع خوشحال بودن خانم ها عبارت است از:

• سندرم ِ «اگه فقط….»: خانم هایی که فکر می کنند «اگر فقط» این اتفاق افتاده بود آن ها خوشحال بودند به دنبال یک عامل خارجی برای شاد بودن می گردند. بساری از خانم ها این احساس را دارند که «اگه فقط من می تونستم… اون موقع می تونستم خوشحال باشم.» جای خالی می تواند با «کم کردن وزن»، «بچه دار شدن»، «ترفیع گرفتن» و یا هر چیز دیگری پر شود. کار شناس خشنودی در ادامه می گوید «اما خوشحال بودن یک امر درونی است و اگر ما برای خوشحال بودن به اتفاقات بیرونی وابسته باشیم، تا زمان به دست آوردن آن ها ناراحتیم و زمانی که آن ها را به دست می آوریم تنها به مدت کوتاهی می توانیم شاد باشیم.»

او همین طور یادآور می شود که هر گاه این جوان و ازدواج - خارجی خوشحالی به دست آمد، زنان به دنبال «مورد» بعدی برای یافتن خوشحالی می گردند.

• مقایسه های غیر منصفانه: بسیاری از زنان احساس رضایت از خود نمی کنند در نتیجه همیشه غمگین هستند برای اینکه خود را با دیگران مقایسه می کنند. دکتر لومباردو اضافه می کند «وقتی خودت را با شخص دیگری مقایسه می کنی از خودت نا امید می شوی چرا که به اندازه کافی باهوش، لاغر (قلمی)، پولدار، یا هر چیز دیگری نیستی و در نتیجه هیچ وقت احساس خوبی نسبت به خودت نداری.»

• استفاده از کلمه «باید…»: دکتر لومباردو می گوید: چرخه دیگری از افکارمنفی زنان زمانیست که با خودشان فکر می کنند «باید» خودشان یا دیگران این طور یا آن طور می بودند. زنانی که مدام به این فکر می کنند که بهتر بود فلان کار را می کردم… احساس گناهکار بودن و شکست خوردگی می کنند. علاوه برآن فکر کردن به اینکه بقیه باید این کار را انجام دهند یا این طور باشند (مثلا شوهرم باید بیشتر به من کمک می کرد) آن ها را عصبی و دلخور می کند. کار شناس خوشحالی می گوید راه حل خیلی ساده است: کلمه «باید…» را از دایره لغات خود پاک کنید آن وقت می بینید که احساس بهتری خواهید داشت.

غلبه بر موانعِ خوش بینی

از خوشحالی خود در برابر تنش ها محافظت کنید، شکی در این نیست که استرس می تواند خوشحالی شما را مختل کند اما برای دکتر لومباردو استرس توجیه خوبی برای خوشحال نبودن نیست. موارد زیر را مدنظرداشته باشید:

• حواستان به نیاز هایتان باشد: اگر از خواب و خوراک کافی بهره مند شوید و ورزش کنید با بهترین شرایط فیزیکی آماده اید که استرس های خانه و کار را به خوبی مدیریت کنید.

• برنامه ای برای تفریح در نظر بگیرید: به سالن ماساژ بروید. برای شام با همسر یا دوستِ خود بیرون بروید و هر کاری که باعث می شود به شما خوش بگذرد انجام دهید. یک برنامه منظم بچینید و آن را دنبال کنید. اگر بدانید که یک برنامه ِ تفریحی در آینده ای نزدیک دارید به شما کمک می کند تا شرایط استرس زا را به راحتی پشت سربگذارید.
• از کمال گرایی بپرهیزید (وسواس را کنار بگذارید): خودتان را در مضیقه قرار ندهید که حتما بهترین لباس ها را بپوشید، بهترین ظروف را داشته باشید، و یا بهترین وسایل مدرسه را برای کودک خود بخرید. به جای فکر کردن به اینکه چه کاستی هایی دارید، روی نقاط قوت خود و چیزهای زیبایی که دارید تمرکز کنید.

• برنامه های اضافی را کاهش دهید: لازم نیست که خود را وادار به انجام کاری کنید که به آن علا قه ای ندارید. روی فعالیت هایی که از انجامش لذت می برید تمرکز کنید و داشتن یک برنامه هفتگی را برای بهبود کیفیت خانواده در اولویت قرار بدهید. به زودی احساس درماندگی کمتری خواهید داشت و همان طور که با خانواده خود بیشتر رابطه برقرار می کنید میزان شادی خود را افزایش می دهید.

سر مشق شادی برای بچه های خود باشید

بدیهی است که کودکان آنچه را از والدین می بینند می آموزند. هر چقدر شما شاد تر باشید بچه های شما هم می توانند خوشحال تر و سر حال تر باشند. دکتر لومباردو می گوید اینکه به کودکان خود بگویید که شاد باشند به تنهایی کفایت نمی کند شما باید خودتان شادی را برای آن ها الگو سازی کنید. به آن ها بیاموزید که چگونه اعتماد به نفس داشته باشند و آن ها در قالب آنچه که هستند شاد خواهند بود. به آن ها بیاموزید که چطور انعطاف پذیرو خوشبین باشند بدین صورت آن ها می توانند از هر موقعیتی-حتی اگر اوضاع به خوبی پیش نرود- بهترینش را خلق کنند. مهم تر از همه اینکه سپاسگذاری را به آن ها بیاموزید تا آن ها روی بعد مثبت زندگی تمرکز کنند.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 21:59

آکاایران: در این جوامع، بسیاری از مردم بیماری هایی را که ممکن است به آن مبتلا شوند، می شناسند و مطالب مختلفی به آنها درباره بیماری ها اطلاع و آموزش داده می شود، به همین خاطر آنها با بروز و مشاهده نخستین علائم به پزشک مراجعه و برای ادامه درمان مشورت می کنند ولی کشورهای درحال توسعه با مراجعه دیررس بیماران بویژه بیماران مرد مواجه هستند. به نظر می رسد در این جوامع، مردان کمتر به سلامتی خود بها می دهند.

به گزارش آکاایران: سرطان پروستات به عنوان سومین سرطان کشنده در کشور ما اعلام شده است و با توجه به مشکلات زیادی که هر روزه در حال افزایش است، آمار آن نیز بیشتر می شود و به عنوان یکی از بدترین انواع بیماری های غیرواگیر است به طوری که حتی در کشورهای اروپایی که در بهترین شرایط از لحاظ درمانی به سر می برند، سالانه حدود 40 هزار مورد مبتلا به این بیماری، تنها در انگلستان تشخیص داده می شود که عوامل مختلفی مانند شرایط زندگی، وضع خورد و خوراک و ژنتیک و حتی گروه خونی در آن مؤثر است.

سرطان خاص آقایان

دکتر حسین فودازی رئیس انجمن آنکولوژی ایران، در خصوص اهمیت خطرات این سرطان می گوید: به طور کلی سرطان پروستات سومین سرطان شایع در دنیاست و در کشور ما مرگ آورترین سرطان، پس از سرطان ریه است ولی متأسفانه در ایران، آمار دقیقی از سرطان پروستات در دست نداریم.

وی در این باره ادامه می دهد: سیر سرطانی شدن این بیماری بسیار کند است و ممکن است حتی تا 10 سال نیز طول بکشد و از نظر خطر نمی توان آن را با سرطان مری و ریه و گوارش مقایسه کرد و به طور کلی هر نوعی از سرطان، نسخه مربوط به خودش را دارد و درمان عمومی برای همه سرطان ها وجود ندارد.

سرطان در کمین بیشتر مردان ایرانی است

تمام مردان از سنین حدود 40سال به بالا، بزرگی خوش خیم پروستات را پیدا می کنند اما برخی از آنان دچار علائم این بیماری می شوند.از سن 50سال به بالا مردان با علائم کاهش فشار، کاهش جهش و وجود خون در ادرار، بلند شدن شبانه به منظور ادرار و تکرر ادرار روزانه و عدم تخلیه کامل مواجه می شوند که این علائم موجب ناراحتی و اختلال دفع ادرار می شود.» البته به گفته دکتر فودازی، بزرگی خوش خیم پروستات با سرطان پروستات کاملا متفاوت است.بزرگی غده پروستات ازقسمت مرکزی پروستات منشا می گیرد و بیشتر علائم ادراری دارد ولی سرطان پروستات به عنوان یکی از بیماری های شایع پروستات از قسمت محیطی منشا می گیرد و گاه بسیار بی علامت است.

سرطان همیشه هست

سرطان پروستات شایع ترین مورد در ایرانی ها باشد یا نه، به هر حال در صدر این جدول است.با یک پله پس و پیش، سرطان معده در ابتلا رتبه بعدی را دارد. پس از آن هم صحبت از سرطان های ریه، مثانه، روده بزرگ، دستگاه خونساز، مری، دستگاه اعصاب مرکزی و غدد لنفاوی بیشترین شیوع را در بین مردان کشورمان دارند. دبیر انجمن اورولوژی کشور هشدار می دهد که آمارهای بین المللی نشان می دهد که درکشور ما مردان آخرین افرادی هستند که برای پیگیری مشکلات پزشکی و درمانی خود مراجعه می کنند. دلسوزی آنها برای افراد خانواده و فرزندان خیلی بیشتر از خودشان است.سانحه، سکته یا سرطان هر کدام مهم ترین بیماری و جدی ترین عامل مرگ مردان ایرانی است و وقتی مراجعه به پزشک جدی گرفته شود، کم خطر تر خواهند بود.

علائم سرطان پروستات چیست؟

دکتر صفری نژاد، متخصص اورولوژیست درباره علائم سرطان پروستات می گوید: احساس درد طولانی مدت در شکم، عدم توانایی در دفع ادرار، قطع شدن ناگهانی ادرار و سوزش شدید ادرار و همچنین عدم توانایی در عملکرد جنسی مهمترین علائم این بیماری هستند که در موارد حاد مشکلات بسیاری را پدید می آورد.

درمان قطعی پروستات

صفری نژاد، درباره راه های درمان سرطان پروستات می گوید: نوع درمان به سن بیمار و میزان افزایش مراحل سرطان و همچنین نوع ابتلا به آن بستگی دارد و اگر سرطان تنها محدود به پروستات باشد و وضع بیمار مناسب باشد غده پروستات را به طور کامل، همراه با قسمتی از بافت های اطراف به کمک جراحی خارج می کند که معمولا بیمار یک هفته در بیمارستان بستری می شود و از عوارض این نوع درمان می توان به این اشاره کرد که برخی افراد دچار بی اختیاری ادرار خواهند شد و بعضی افراد نیز توانایی جنسی خود را به طور کامل از دست خواهند داد.

وی در پایان توصیه کرد: تست غربالگری بهترین راه برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری است و چکاپ هر ساله، برای افراد بالای پنجاه سال توصیه می شود.

درمان پروستات با طب گیاهی

فودازی تأکید کرد: مصرف فیبر، علاوه بر بهبود عملکرد روده و جلوگیری از سرطان روده، در جلوگیری از پیشرفت سرطان پروستات نیز تا حد زیادی مؤثر است.

وی ادامه می دهد: خوردن سبزیجاتی مانند اسفناج و کاهو و به طور کلی، مواد طبیعی که ساختار سبز رنگی دارند، علاوه بر خاصیت آنتی اکسیدانی که نقش به سزایی در جلوگیری از سرطانی شدن سلول ها برعهده دارد، با داشتن فیبرهایی مانند اینوزیتول هگزا فسفات، حجم تومورها را به طور چشم گیری کاهش می دهد و جلوی انرژی گرفتن برای سرطانی شدن سلول ها را می گیرد.

وی همچنین توصیه کرد: موادی که حاوی روی هستند، نقش مهمی در کاهش احتمال بروز سرطان پروستات دارد که به عنوان مثال می توان به گوجه فرنگی اشاره کرد که با داشتن پیگمان های معدنی از بروز این بیماری مهلک جلوگیری می کند.

وی در باره خوردنی هایی که برای جلوگیری از بروز سرطان پروستات نقش دارند، می گوید: برای جلوگیری از سرطان پروستات خوردن جگرگوساله، گوشت گوساله و همچنین فرآورد ه های غلات توصیه می شود.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 21:59

آکاایران: رعایت خط قرمزها، روی پل های پشت سرتان اسید نپاشید

به گزارش آکاایران: شما قرار نیست سلطان این خانه باشید و همسرتان را کنترل کنید.

ایران ناز : نمی خواهیم چشم مان را روی واقعیت ببندیم و کاری به دنیایی که دلخوری، عصبانیت و حتی قهر جزئی انکارناپذیر از آن است نداشته باشیم. اصلا چطور می شود مرد و زنی از دو خانواده، دو فرهنگ و حتی دو شهر متفاوت در کنار هم قرار گیرند و در هیچ موردی اختلاف نظر نداشته باشند؟ با این وجود آنچه میان زوج های موفق و آنهایی که پایه های زندگی شان سست می شود تفاوت ایجاد می کند، مهارت کنار آمدن با این تفاوت ها و کم کردن فاصله هاست.

مهارتی که در زمان بالا گرفتن اختلاف نظر ها بیشتر از هر وقتی خودش را نشان می دهد؛ زمانی که تفاوت های میان شما و همسرتان آنقدر خود را به رخ تان می کشند که دل تان می خواهد چند ساعتی هیچ واژه ای میان تان رد و بدل نشود و با کمی فاصله گرفتن از هم، آرام تر شوید. ما در این مطلب با شما از همین لحظه ها حرف می زنیم. از اینکه در لحظات اوج گرفتن اختلاف نظر ها و بالا رفتن صدای تان یا زمان هایی که به خیال خودتان دوست دارید یکی دوساعتی با همسرتان قهر کنید، چطور باید قدم بردارید که این دعواها نمک زندگی تان شود، نه نقطه افتادن آن به سراشیبی سقوط.

خط قرمز اول

همه را خبر نکنید
صدای تان را پایین بیاورید. می دانیم که عصبانی هستید و گاهی کنترل خودتان، برای تان سخت می شود اما باور کنید اگر شمرده و آرام صحبت کنید، بهتر شنیده می شوید و تاثیر شبیه تر به آنچه می خواهید را روی همسرتان می گذارید. از راهکارهایی مثل بلند کردن صدا، داد و بیداد کردن، جلب کردن توجه همسایه ها یا حمله کردن به همسرتان به عنوان روش هایی برای کنترل او استفاده نکنید.

شما قرار نیست سلطان این خانه باشید و همسرتان را کنترل کنید، بلکه برای خوشبخت بودن در کنار او، باید راهکاری میانه را برای وضع کردن قانون های زندگی تان پیدا کنید و با روش هایی مشابه که رفتن از آنها اصطکاک میان تان را بیشتر نمی کند، به سمت اهداف مشترک تان حرکت کنید. آنچه برای رسیدن به این منظور نیاز دارید، قبل از هر چیز، پیدا کردن زبانی مشترک برای گفت وگوست. زبانی که نه با فریاد، بلکه با به دست آوردن شناخت بهتری از همسرتان، نیازها و انتظاراتش می توانید برای گفت وگو انتخاب کنید.

خط قرمز دوم

نبش قبر نکنید
شاید شما روزهای سختی را پشت سر گذاشته باشید و هزار و یک اتفاق ناخوشایند قبلا در زندگی شما ، هر دوی تان را آزار داده باشد، اما امروز که به خاطر موضوعی خاص با هم دچار اختلاف شده اید، حق ندارید همه مشکلات کهنه را نبش قبر کرده و با دوباره مطرح کردن شان حل مشکل فعلی را هم دشوار کنید. شما باید آنچه در هر زمان باعث آزار تان می شود را، در زمان خود حل وفصل کنید و حتی اگر فراموشش نمی کنید، راهی برای بخشیدن و عبور از آن پیدا کنید تا وقت و بی وقت سر بیرون نزند و دوباره مایه آزار تان نشود.

در بحث هایی که امروز میان تان مطرح می شود، شما باید تنها موضوع فعلی را محور گفت وگو قرار دهید و با مطرح کردن موضوعات کهنه، بحث را به کلاف سردرگمی که پیدا کردن نقطه شروع و پایانش آسان نیست تبدیل نکنید. پس به این قانون وفادار باشید و تنها درمورد موضوعی که در همان لحظه آزارتان می دهد، بحث کنید.

خط قرمز سوم

قانون های همیشگی را رعایت کنید
قرار نیست حتی آزاردهنده ترین بحث که به شما انگیزه چند ساعت گپ نزدن با همسرتان را داده، قانون های ساده اما بااهمیتی که در خانه تان وجود داشته را زیر سوال ببرد. حتی اگر با تمام وجود از همدیگر دلخورید، باز هم باید به روال هر روز شام و ناهار بخورید و سر میز غذا حاضر شوید.

حتی اگر هنوز همسرتان را به خاطر کاری که کرده، نبخشیده اید و حق را تمام و کمال از آن خود می دانید، باز هم نباید بی سلام با هم روبه رو شوید و بی خداحافظی خانه را ترک کنید. این قانون های به ظاهر ساده هر روزه، زندگی مشترک تان را سرپا نگه می دارند، پس حتی یک روز هم آنها را زیر پا نگذارید. یادتان نرود گرچه حسابی از هم دلخورید، اما هنوز هم زیر یک سقف زندگی می کنید و برنامه ای برای ترک خانه مشترک تان هم ندارید.

خط قرمز چهارم

بگویید و بشنوید
اگر شما در دعواها متکلم وحده هستید و تنها خودتان را با بی وقفه حرف زدن خالی می کنید، نباید انتظار داشته باشید که بحث های میان شما و همسرتان به سرانجام خوبی برسد. از طرف دیگر، اگر فقط شنونده هستید و هرچه که همسرتان داد و فریاد می کند، یک کلمه هم به زبان نمی آورید، باز هم نباید انتظار داشته باشید که رفتار تان اوضاع را بدتر نکند. حق و البته وظیفه شما و همسرتان است که در بحث های زن و شوهری، به یک اندازه از خود دفاع کنید یا درباره سوءتفاهم های ایجاد شده به هم توضیح دهید.

اما اگر احساس می کنید ادامه دادن بحث تنها اوضاع را بدتر می کند و عصبانیت شما کار را به جای ناخوشایندی می کشاند، با هم در این مورد که بحث را به زمان بهتری موکول کنید به توافق برسید. می توانید چند ساعت بعد و حتی چند روز بعد در مکانی امن و آرامش بخش پای میز مذاکره بنشینید و با یک گفت وگوی منطقی، امکان رسیدن به نتیجه بهتر را فراهم کنید.

خط قرمز پنجم

آسمان و ریسمان نبافید
یکی از عادات مخرب اما رایجی که بسیاری از زوج ها هر روز یا هر هفته پایش را به زندگی شان باز می کنند، تعمیم دادن اشتباهات فرد مقابل است. اگر شما هم از آن دسته زن و شوهرهایی هستید که با دیدن یک اشتباه عبارت «تو همیشه…»، «تو هیچ وقت…» را به زبان می آورند، باید بدانید که خیانت بزرگی به زندگی تان می کنید که رابطه شما را تهدید می کند. این عبارت ها که دعوا را به اوج می رساند و همه تلاش های همسرتان برای درست رفتار کردن در گذشته را زیرسوال می برد، می تواند صدمه ای جدی به رابطه شما بزند.

پس باز هم به قانونی که قبلا گفته شد برگردید و در هر زمان که دلیلی برای جر و بحث می بینید، فقط در مورد همان موضوع که درست در همان روز مطرح شده با هم بحث کرده و از دادن چنین حکم های کلی و تعمیم دادن اشتباهات شریک زندگی تان پرهیز کنید.

خط قرمز ششم

روی کاناپه نخوابید
شاید تصور کنید حق دارید در زمانی که از همسرتان دلخورید و حتی به احساسی که نسبت به او دارید شک کرده اید، رابطه زناشویی برقرار نکنید. حتی حق دارید قبل از خواب او را در آغوش هم نگیرید و پشت به همسرتان بخوابید، اما اجازه ندارید در این روزهای تلخ، به اتاق خواب تان پشت کنید.

نباید بگذارید که تلخ ترین اتفاق ها، به شما یا همسرتان انگیزه ترک اتاق خواب و تغییر دادن جای خواب را بدهد. تا روزی که شما در یک خانه زندگی می کنید، حتی اگر با تمام وجود از هم دلخور باشید، نباید از این قانون سرپیچی کنید و دلخوری تان را با پشت کردن به اتاق خواب که یکی از امن ترین گوشه های خانه تان است، نشان دهید.

خط قرمز هفتم

پا توی کفش خانواده ها نکنید
اولین قانونی که شما و همسرتان در تلخ ترین لحظات زندگی مشترک تان باید به آن پایبند باشید، قانون «منع توهین» است. نه شما و نه شریک زندگی تان، حتی در بدترین لحظات و در اوج عصبانیت هم حق ندارید به خانواده هم توهین کنید و از بدگویی به خانواده هم به عنوان راهی برای کنترل شریک زندگی یا انتقام گرفتن از او استفاده کنید.

اگر همسرتان با شما بد حرف زده، چرا باید همه حرف های ناخوشایندی که مادرش قبلا به شما زده بود را به رخش بکشید و در آخر هم بگویید «تو هم بچه همان مادری!»، مگر در همه روزهایی که شریک زندگی تان خوشایند ترین جملات را در مقابل تان به زبان می آورد به او یادآوری می کنید که خوب حرف زدن و مهربانی کردن را از چه کسی یاد گرفته است؟ پس به خاطر عصبانیت، حرفی را نزنید که حرمت ها را از بین ببرد و شکافی را میان شما ایجاد کند که بعدا از پس ترمیم کردنش برنیایید.

خط قرمز هشتم

کسی را توی سرش نکوبید
زمان بحث کردن با همسرتان، مثال زدن درمورد زندگی دیگران را فراموش کنید. اینکه شوهر خواهرتان چطور با همسرش رفتار می کند یا اینکه پدرتان چطور زندگی را می چرخانده، به مرد زندگی شما ربطی ندارد.

اگر می خواهید از او و رفتارهای اشتباهش انتقاد کنید، آزادید! می توانید به او بگویید چرا با من این طور حرف زدی، چرا به قولی که دادی عمل نکردی یا چرا این کاستی در رابطه ما وجود دارد، اما هنگام مطرح کردن این موضوعات، نمی توانید برایش همه نمونه های موفقی که مثل او رفتار نمی کردند را مثال بزنید. یادتان نرود که زندگی شما، یک زندگی منحصر به فرد است که قانون ها و البته محدودیت های متعلق به خود را دارد و اگر افراد می توانستند یاد بگیرند که زندگی خود را مدام با دیگران مقایسه نکنند، دنیای شادتر و خوشایندتری می داشتیم!

شما برای ساختن زندگی تان باید باور کنید که دنیای مطلوب من، اساس و شالوده زندگی من است و نه اساس و شالوده زندگی دیگران و گذشته از اینکه برای رعایت نسخه هایی که دیگران پیچیده اند با همسرتان بحث نمی کنید، نباید از دیگران هم انتظار داشته باشید مثل شما زندگی کنند و نسخه هایی که آنها را در زندگی تان اعمال می کنید را به کار ببندند.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 21:59

1394/11/30

,[categoriy]

داروی مولتی ویتامین برای چه کسانی تجویز می شود؟ -آکاداروی مولتی ویتامین برای چه کسانی تجویز می شود؟ -آکا

آکاایران: داروی مولتی ویتامین برای چه کسانی تجویز می شود؟

آکاایران: یک تحقیق مشترک در دانمارک و آمریکا نشان داده است مادرانی که شش هفته قبل از لقاح از مکمل های مولتی ویتامین استفاده می کنند، یک سوم بیشتر از دیگر مادران در معرض خطر سقط جنین قرار خواهند گرفت.

به گزارش آکاایران: محققان با بررسی 35هزار زن در دانمارک دریافتند، مصرف منظم مکمل مولتی ویتامین شش هفته قبل از لقاح، تا 32 درصد احتمال سقط جنین را افزایش می دهد. نتایج این مطالعه موجب ایجاد نگرانی در مورد مادرانی می شود که در حال اقدام برای بارداری هستند و برای ارتقای سلامتی خود و جنین، از مکمل های ویتامینی استفاده می کنند.

گرچه مطالعات بیشتری در این زمینه لازم است، اما متخصصان معتقدند اگر قصد بارداری دارید قبل از مصرف هرگونه دارو یا مکمل حتما با پزشکتان مشورت کنید.

جوان و ازدواج -


- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 16:51

1394/11/30

,[categoriy]

خطر ابتلا به این بیماری در خانم های شاغل بیشتر است -آکاخطر ابتلا به این بیماری در خانم های شاغل بیشتر است -آکا

آکاایران: خطر ابتلا به این بیماری در خانم های شاغل بیشتر است

آکاایران: تحقیقات جدیدی که در دانمارک انجام شده است نشان می دهد که اضطراب و استرس در محل کار، خطر ابتلا به بیماری های قلبی- عروقی را در زنان کمتر از 50 سال افزایش می دهد. بر اساس این مطالعه این اثرات تخریبی به ویژه در پرستاران مشاهده می شود. استرس های شغلی برای مردان نیز زیان آور است اما به دلیل شیوع بیشتر اضطراب در میان زنان شاغل، عوارض قلبی در آنها شایع تر است.

به گزارش آکاایران: برای انجام این پژوهش وضعیت کار و سلامتی بیش از 12 هزار پرستار بیمارستان به مدت 15 سال مورد بررسی قرار گرفت. در طی این دوره زمانی، 580 نفر از این پرستاران به دلیل ابتلا به نارسایی قلبی، 369 نفر از آنان به دلیل ابتلا به آنژین صدری و 138 نفر دیگر به دلیل بروز سکته قلبی در بیمارستان بستری شدند. نتایج نشان داد زنانی که در معرض فشار و استرس های کاری هستند 35 درصد بیشتر از سایر زنان در معرض ابتلا به بیماری های قلبی قرار می گیرند.

همچنین مشخص شد که عوارض و بیماری های قلبی ناشی از استرس های شغلی، زنان 50 سال و کمتر را بیشتر تهدید می کند. در واقع می توان گفت فشارهای کاری، تاثیرات مخرب تری بر وضعیت سلامت زنان جوان دارد. استرس جزیی جدای ناپذیر از زندگی روزمره است اما موارد شدید آن سلامتی افراد به ویژه زنان را تهدید می کند. استرس علاوه بر افزایش خطر بیماری های قلبی- عروقی، موجب اختلال در تعادل هورمونی زنان شده و بی نظمی در عادات ماهانه و حتی ناباروری را به همراه دارد.

جوان و ازدواج -


- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 16:50

آکاایران: اگر در سال اول ازدواج این مشکلات را دارید طلاق بگیرید

به گزارش آکاایران: اختلاف ها و مشکلات کمتر پیچیده را خود زوجین می توانند حل کنند، اختلاف های کمی پیچیده تر را می توان با مراجعه به روان شناس و مشاور حل و فصل کرد. ولی برخی اختلاف ها و مشکلات زندگی زناشویی را با هیچ کدام از این راهکارها نمی توان حل کرد و آن زمانی است که رابطه به یک فرآیند آسیب زا بدل شده باشد. «طلاق»؛ عموما فرآیندی پرفشار و فرسایشی است و از طرفی دیگر فرهنگ کشور ما نیز دید مثبتی نسبت به طلاق ندارد و تا جای ممکن سعی در حفظ زندگی دارد، ولی این تلاش همیشه هم سالم نیست.

بعضی ویژگی ها و فرآیندهای ارتباطی، می تواند ما را مجاب کند که طلاق گزینه مناسبی است. بعضی رابطه ها بهتر است تمام شوند، چرا که ادامه آن احتمالا به طرفین رابطه، به فرزندان و خانواده های شان آسیب میر ساند. «جان گاتمن»، یکی از مهم ترین اندیشمندان حوزه رابطه و زندگی زناشویی، جمله معروفی در این باره دارد: «طلاق صلح جویانه، بهتر از زندگی جنگ جویانه است».

جالب است بدانید مطالعات نشان می دهد افرادی که والدینشان یک طلاق آرام و آشتی جویانه ای داشته اند، در آینده زندگی سالم تر و موفق تری نسبت به افرادی دارند که والدینشان طلاق نگرفته اند، ولی رابطه پرتنش و آسیب زایی داشته اند.

منظور ما از رابطه آسیب زا چیست؟ چه رابطه ای استحقاق جدایی دارد؟ من قصد دارم چند مورد را بیان کنم که نشانه های یک رابطه پرخطر را دارند. اگر همسرتان چنین ویژگی هایی دارد، می توانید ادامه ارتباطتان را مورد بازبینی قرار دهید یا به جدایی فکر کنید، ولی قبل از آن بهتر است به یک روان شناس مراجعه کنید تا نظر دقیق تری بگیرید.

۱- وقتی همسرتان دچار اختلال شخصیت است

اختلال های روانی شدید، زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی فرد را دچار اخلال می کنند. برخی از این اختلال ها به گونه ای هستند که فرد نسبت به مشکل خود آگاه است، ولی بعضی دیگر (مثل اختلال های شخصیت) طوری هستند که فرد هیچ آگاهی ای نسبت به آن ندارد و حتی خود را سالم می داند. در حقیقت، اختلال های شخصیت، مهم ترین اختلال هایی هستند که رابطه و زندگی مشترک فرد را مختل می کنند. برخی از اختلال های شخصیت، با همکاری خود فرد قابل درمان هستند، ولی این کار شما نیست که آن ها را درمان کنید. رایج ترین اختلال های شخصیتی:

* اختلال شخصیت شکاک

«بی اعتمادی» ویژگی بارز افرادی است که شخصیت شکاکی دارند یا به زبان روان شناختی «پارانوئید» هستند. ارتباط با این گونه افراد عموما شما را خسته می کند. احساس می کنید که همیشه در حال محاکمه هستید. شما حتی وقتی او را تایید یا تشویق می کنید هم او آن ها را تهدید کننده یا تمسخرآمیز تفسیر می کند.

آن ها به طور دائم به این فکر می کنند که شما به آن ها وفادار نیستید و همواره در این ظن به سر می برند که شما به او خیانت می کنید. در این افراد امکان دارد اقدام به خشونت علیه هسمرشان نیز دیده شود.

* اختلال شخصیت ضداجتماعی

این گونه افراد فاقد آن چیزی هستند که ما در اصطلاح به آن «وجدان» می گوییم. آن ها به راحتی دروغ می گویند و شما را فریب می دهند. امکان دارد سابقه بازداشت قانونی به خاطر رفتارهای خلاف هم داشته باشند.

آن ها عموما به صورت تکانشی عمل می کنند، یعنی از درک پیامد کاری که می کنند عاجز هستند. امکان دارد به شما صدمه بزنند، شما را کتک بزنند، ولی نسبت به این رفتار شرمنده نباشند، یا با سیاست دل شما را به دست آورند، ولی همچنان به این رفتارشان ادامه دهند. آن ها مسئولیت پذیری کمی در قبال زندگی مشترک دارند. با وجود این آن ها می توانند در روابط اجتماعی بسیار پذیرا و با اعتماد به نفس بالا باشند و در برخوردهای اول استعداد بالایی از خود نشان دهند.

* اختلال شخصیت مرزی

آن ها نگرانی دائمی از «طرد شدن» و «کنار گذاشته شدن» دارند. رابطه آن ها عموما پرشور و هیجان ولی بی ثبات و پرتنش است. مرزی ها امکان دارد گاهی اوقات به خودشان آسیب بزنند و حتی امکان دارد افکار خودکشی هم داشته باشند. آن ها عموما نگران تاثیری هستند که روی دیگران می گذارند. شما در ارتباط با یک مرزی هیچوقت از پرخاشگری های کلامی آن ها در امان نیستید. آن ها در اصطلاح عام «دمدمی مزاج» هستند.

در بیشتر اوقات پریشان هستند، احساس پوچی می کنند و نوسانات شدید هیجانی و احساسی را تجربه می کنند. رفتارهای تکانشی هم در آن ها دیده می شود، رفتارهایی که امکان دارد آن ها را در معرض آسیب قرار دهد. نگرانی از کنار گذاشته شدن در آن ها موجب می شود که از همسرشان توجه افراطی بخواهند و همین موجب می شود که بیشتر طرد شوند.

مرزی ها هویت یکپارچه ای ندارند. وقتی شما با یک مرزی زندگی مشترک دارید، همیشه کلافه و سردرگم هستید و تکلیف خودتان را نمی دانید.

* اختلال شخصیت خودشیفته

آن ها همواره خود را فردی منحر به فرد می دانند که تنها افراد خاص و باهوش می توانند آن ها را درک کنند. خودشیفته ها نیاز به تحسین دارند و بنابراین همیشه از شما طلب تایید دارند. در ارتباط با یک فرد خودشیفته، شما همیشه این احساس را دارید که شنیده نمی شوید و فقط شنونده نیازهای او هستید. آن ها خود را همیشه حق به جانب فرض می کنند و عموما خود را فرد مهمی می دانند و در مورد توانایی های خود غلو می کنند.

توقع دریافت توجه خاص از سوی دیگران، مهم ترین ویژگی یک فرد خودشیفته است. او نمی تواند با شما همدلی کند و دنیا را از دریچه دید شما ببیند.

۲ -وقتی همسرتان کنترل شدیدی روی زندگی شما دارد

اگر همسری دارید که تلاش خستگی ناپذیری برای کنترل شما دارد و بر رفتار، دوستان، فعالیت های اجتماعی و اقتصادی شما حد و مرز شدیدی می گذارد، اگر همسری دارید به هر شیوه ای از جمله تهدید، ایجاد فشار، ایجاد تنش در رابطه، ایجاد احساس گناه در شما و با انتقادهای شدید شما را وادار می کند تا به گونه ای که او میل دارد زندگی کنید، لازم است که درباره ادامه ارتباط با چنین فردی تجدیدنظر کنید. درواقع چنین کنترل شدیدی مصداق «سوءاستفاده ارتباطی» است و یکی از نشانه های بارز رابطه ناسالم به شمار می رود.

۳- وقتی همسرتان اعتیاد دارد

اگر همسرتان به سوءمصرف مواد مخدر، مواد محرک و نیروزا، مصرف الکل و قماربازی اعتیاد دارد، اگر شما بارها تلاش کرده اید که وی را به سلامتی برگردانید، یا به اقدام هایی از قبیل بستری برای ترک یا مشاوره های گوناگون برای ترک کردن او دست زده اید ولی موفق نشده اید و اگر این اعتیاد همسرتان به گونه ای به خودتان، به فرزندانتان و خانواده تان آسیب می رساند، می توانید درباره ادامه ارتباطتان تجدیدنظر کنید. با این وجود نمی توان منکر این شد که یکی از دلایل ترک موفقیت آمیز برای معتادین، حمایتی عاطفی اجتماعی است که می تواند از همسرش دریافت کند.

۴ -وقتی همسرتان مکرر به شما خیانت می کند

اگر همسرتان تجربه خیانت به زندگی مشترک، اعم از خیانت عاطفی یا جنسی را دارد و این خیانت به طور مداوم تکرار می شود و به نظر نمی رسد که بهبودی حاصل شود، شما می توانید به جدایی فکر کنید. البته خیانت همیشه به معنای تمام شدن رابطه نیست، خیانت قابل درمان است و نیاز به گذشت شما نیز دارد، ولی اگر متوجه شده اید که همسرتان تمایلی به تغییر رویه اش ندارد و صرفا برای لذت شخصی دست به خیانت می زند، احتمالا تلاش ما ناکام خواهد ماند.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 13:04

آکاایران: قبل از رسمی شدن ازدواج، چه بگوییم چه نگوییم

به گزارش آکاایران: عنوان کردن موضوعاتی از این دست که کجا زندگی می کنید، از نظر اقتصادی و اجتماعی در چه وضعیتی قرار دارید، فرهنگ، آداب و رسوم و نحوه تعامل اعضای خانواده و فامیل با یکدیگر و دیگران چگونه است، به ایجاد شناخت دقیق تر بین شما و طرف مقابل کمک زیادی می کند.

«اگر اتفاق ناخوشایند و تلخی در گذشته برای خود یا خانواده مان رخ داده باید آن را قبل از ازدواج با همسرمان مطرح کنیم؟»، «اگر مرتکب خطا و اشتباهی شدیم اما آن قضیه فیصله پیدا کرده بهتر است آن را با فردی که قرار است با او ازدواج کنیم عنوان کنیم یا خیر؟»، «اصلا آیا باید درباره مسائل مختلف وارد جزییات شویم یا بهتر است به کلیات اکتفا کنیم؟»، «گفتن و مطرح کردن چه مسائلی ضروری و مهم است؟» اینها همه از جمله سوالاتی است که اغلب افرادی که قصد ازدواج دارند قبل از ازدواج و دوران نامزدی و جلسات آشنایی با آن مواجه می شوند.

معمولا افراد از ترس اینکه مبادا فاش کردن این اسرار در آینده برایشان دردسرساز بشود در گفتن و عنوان کردن این مسائل دچار شک و تردید می شوند. دکتر تریوه روانشناس، مشاور خانواده و عضو انجمن روانشناسی بالینی ایران در این باره نکات و توصیه های کاربردی و مفیدی را ارائه می دهد. اگر شما هم در آستانه ازدواج قرار دارید و با چنین شک و تردیدهایی مواجه هستید یا مایلید در این باره اطلاعات و آگاهی تان را افزایش دهید با ما همراه شوید.

در زمان مناسبی موضوعات را مطرح کنید
نخستین چیزی که در عنوان کردن مطالب خصوصی آن هم در دوران آشنایی با فردی که قرار است با او ازدواج کنید باید در نظر بگیرید انتخاب زمان مناسب است. مسائل خصوصی و مهمی که قصد دارید با شریک آینده زندگی تان مطرح کنید بسته به اینکه در چه زمانی مطرح بشود بازخورد متفاوتی را در او ایجاد می کند؛ بنابراین قبل از صحبت کردن با فرد مورد علاقه تان بهتر است یک الگوی منظم از آنچه می خواهید بازگو کنید، در ذهن تان ایجاد کنید یا اینکه فهرستی از آنها تهیه کرده، براساس میزان اهمیت و لزوم مطرح کردن، آنها را اولویت بندی کنید؛ به عنوان مثال مطرح کردن یک بیماری ارثی خانوادگی در جلسه نخست چندان مناسب نیست.

شاید شما گمان می کنید که اگر در همان جلسه نخست این مساله را عنوان نکنید ممکن است طرف مقابل تصور کند که شما قصد فریب دادن او را داشتید اما بهتر است ابتدا معیارهای ازدواج و مسائل مهم تری را که لازم است دو نفر بر سر آنها به توافق برسند مطرح کرده و درباره آنها بحث و گفت وگو کنید و بعد از اینکه به این نتیجه رسیدید که طرف مقابل برای ازدواج با شما مناسب است، مسائل خصوصی تری از این دست را عنوان کنید.

داستان های عشقی تان را برای خود نگه دارید
بسیاری از مراجعانی که قصد ازدواج دارند، به روانشناسان و مشاوران ازدواج مراجعه می کنند و از این موضوع پریشان و نالان هستند که بعد از اینکه موضوعات کاملا خصوصی را که در گذشته برایشان اتفاق افتاده به نامزدشان گفته اند او سردرگم شده و نسبت به ادامه این رابطه دچار شک و تردید شده است. مطرح کردن موضوعات و مسائل عاطفی زندگی قبلی شما در زندگی جدیدی که قصد بنای آن را دارید نه تنها به هیچ دردی نخواهد خورد بلکه ممکن سد راه شما هم بشود.

پس بهتر است از گفتن آنها به خصوص در ابتدای رابطه که هنوز به شناخت کاملی از یکدیگر نرسیده اید و اعتماد کامل به یکدیگر پیدا نکرده اید صرف نظر کنید. عده ای گمان می کنند صحبت کردن درباره روابط صمیمانه قبلی، نشان دهنده صداقت آنهاست و درستی و پاکی آنها را نزد فردی که قرار است با او ازدواج کنند تضمین می کند و با این کار اعتماد او را به خود جلب می کنند در صورتی که گفتن روابط صمیمانه قبل از آشنایی با وی، احساسات عاطفی طرف مقابل را مخدوش کرده و برعکس تصور تان سبب بی اعتمادی او نسبت به شما می شود.

از بیماری های حاد و جدی خود و خانواده اطلاعاتی را در میان بگذارید
بسیاری از بیماری ها منشاء ارثی و ژنتیکی دارند، بنابراین شما در این زمینه موظف هستید که این اطلاعات را حتما با نامزدتان درمیان بگذارید. در این باره علاوه بر در نظر گرفتن حقوق و منافع خودتان باید حقوق انسانی او را هم در نظر بگیرید و به او هم حق انتخاب بدهید چون طرف مقابل شما به عنوان یک انسان حق دارد از موضوع باخبر بشود و براساس معیارها، اعتقادها و حساسیت هایش در این زمینه تصمیم بگیرد. ممکن است فردی نخواهد فرزندش از بیماری ژنتیکی همسرش ارث ببرد. مصداق حقوقی این موضوع در قانون مدنی کشورمان هم تحت عنوان «خیارات و انفساخ نکاح» آمده است؛ بنابراین قبل از رسمی شدن ارتباط در زمانی مناسب فردی را که قرار است با او ازدواج کنید در جریان موضوعاتی این چنینی قرار دهید. بهتر است خود شما به تنهایی یا همراه یکی از اعضای خانواده تان با او در این باره صحبت کنید.

در مورد خانواده و فرهنگ خود حتما صحبت کنید
عنوان کردن موضوعاتی از این دست که کجا زندگی می کنید، از نظر اقتصادی و اجتماعی در چه وضعیتی قرار دارید، فرهنگ، آداب و رسوم و نحوه تعامل اعضای خانواده و فامیل با یکدیگر و دیگران چگونه است، به ایجاد شناخت دقیق تر بین شما و طرف مقابل کمک زیادی می کند. خیلی از افراد فقط اصرار به ازدواج دارند و گمان می کنند پنهان نگه داشتن بعضی از موارد به حفظ آبروی آنها و خانواده شان کمک می کند؛ در صورتی که اینها مواردی نیستند که بتوان تا آخر عمر آنها را پنهان کرد.

اگر خانواده شما از نظر اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و. . . به گونه ای است که در شما احساس ضعف ایجاد می کند، اصلا خجالت نکشید و آن را عنوان کنید. اتفاقا از اینکه توانسته اید از بطن این خانواده، به جایگاه کنونی تان برسید به خودتان ببالید و به خانواده تان نیز افتخار کنید. اگر یکی از اعضای خانواده شما معلولیت یا بیماری و موقعیت خاصی دارد که شما را خجالت زده می کند، لطفا قبل از هرگونه اقدامی برای ازدواج نسبت به تکامل ذهنیات منفی خود اقدام کنید. بیماری برچسب ارزشی هیچ انسانی نیست؛ پس با آن انسانی برخورد کنید و واضح و شفاف درباره آن با کسی که قرار است در آینده جزوی از خانواده شما بشود صحبت کنید. اگر طرف مقابل نیز همین طور فکر و رفتار کرد بدانید که قدم مناسبی برای ازدواج با وی برداشته اید.

مسائل جزئی و پیش پا افتاده را مطرح نکنید
عصبانیت ها و بی نظمی های موردی و ضعف هایی در مهارت های زندگی و. . . برای همه انسان ها اتفاق می افتند؛ مثلا اینکه افراد در سال چند بار عصبانی می شوند یا در مواقع خیلی پرتنش تیک عصبی می گیرند، موضوعات ناچیزی است که مطرح کردن آنها در ابتدای آشنایی چندان ضروری و مهم به نظر نمی رسد و عنوان کردن آنها باعث تردید و وسواس های انتخابی بی مورد می شود. اگر اشتباهات و لغزش هایی را در دوران مجردی انجام داده اید و کسی هم از آنها باخبر نشده اما شما به اشتباه خود پی برده و به این نتیجه رسیده اید که انجام آن کار اشتباه بوده و قصد ندارید آن را دوباره تکرار کنید، لزومی ندارد درباره آن با شخصی که قرار است شریک زندگی شما شود، صحبت کنید. علاوه بر این هرگز از طرف مقابل تان نخواهید که به مسائلی این چنینی درباره خودش اشاره کند و درباره آنها به شما توضیح دهد.

درباره اهداف و آرزوهای تان با احتیاط صحبت کنید
ممکن است شما هم از آن دسته افرادی باشید که اهداف و آمال و آرزوهای زیادی در ذهن شان دارند. اگر این اهداف واقعی و قابل دسترس هستند، دور از ذهن به نظر نمی رسند، برای رسیدن به آنها برنامه ریزی کرده اید و با جدیت آن برنامه را دنبال می کنید، می توانید در صورت لزوم درباره آنها با فردی که قرار است با او ازدواج کنید صحبت کنید، در غیر این صورت به خصوص در ابتدای آشنایی تان لزومی ندارد به طور دقیق و شفاف درباره آنها با نامزدتان صحبت کنید.

به طورکلی بهتر است اهداف کوتاه مدت خود را واضح و اهداف بلندمدت تان را کمی محتاطانه بیان کنید. اگر با اطمینانی عمیق نسبت به اهدافی که خودتان هم تصور، پیشگویی و برنامه دقیق و درستی درباره آنها ندارید صحبت کنید، انتظارات دقیقی را برای خودتان تراشیده اید. تحقق نیافتن و برآورده نشدن آنها در آینده از میزان اعتبار شما نزد نامزدتان می کاهد؛ بنابراین در این باره دوراندیش باشید و محتاطانه تر عمل کنید.

مشاوره پیش از ازدواج را فراموش نکنید
به طور کلی ضروری است قبل از ازدواج نزد یک روانشناس یا مشاور متخصص بروید و از کم و کیف صفات شخصیتی و سلامت روانشناختی خود و فردی که می خواهید با او ازدواج کنید آگاه شوید. اگر دو نفری که قرار است با هم ازدواج کنند شناخت کامل و نسبتا صحیحی از یکدیگر به دست آورند و با آگاهی کامل و از روی منطق همسر آینده شان را انتخاب کنند، در زندگی مشترک آینده نسبت به کسانی که عجولانه، شتاب زده و از روی احساس شریک زندگی شان را انتخاب می کنند، به مراتب مشکلات کمتری خواهند داشت و طعم خوشبختی را بیشتر خواهند چشید.

بسیاری از افرادی که پس از ازدواج در زندگی مشترک دچار مشکل و شکست می شوند و برای حل مشکلات شان به روانشناس مراجعه می کنند عنوان می کنند که همسرشان تغییر کرده و او دیگر آن شخصی نیست که آنها تصورش را می کردند اما بهتر است بدانید که این واقعا تغییری نیست که در او رخ داده بلکه برداشت، تصور و شناخت شما اشتباه بوده است؛ در حالی که هم اکنون با واقعیت روبه رو شده اید.

ما در ابتدای هرگونه ارتباطی نقابی را تحت عنوان «پرسونا» به چهره می زنیم تا مطلوب تر و دوست داشتنی تر به نظر برسیم اما بعد از ازدواج دیگر نقاب احتیاج نیست و افراد چهره واقعی خود را نشان می دهند و همین موضوع بعد از مدتی باعث ایجاد تناقض در شما می شود؛ بنابراین برای اینکه به شناخت صحیح تر و دقیق تری از طرف مقابل تان برسید و آگاهی پیدا کنید که شما و شخصی که برای زندگی مشترک تان انتخاب کردید از نظر خصوصیات و ویژگی های شخصیتی با یکدیگر سازگاری دارید و براساس اصول و معیارهای علمی و روانشناختی برای ازدواج با یکدیگر مناسب هستید قبل از هر اقدام جدی و رسمی ای به یک روانشناس و مشاور پیش از ازدواج مراجعه کنید.

به نظر روانشناس و مشاورتان اعتماد کنید
در بسیاری از موارد دیده می شود که افراد برای مشاوره پیش از ازدواج به روانشناس مراجعه می کنند و روانشناس با بررسی موقعیت، ویژگی های شخصیتی طرفین و مسائل پیش رو به این نتیجه می رسد که این دو نفر چندان برای ازدواج با یکدیگر مناسب نیستند اما مراجعین به این دلیل که در طول دوره آشنایی به یکدیگر علاقه مند شده اند، روی انتخاب فرد مورد نظرشان برای ازدواج اصرار و پافشاری می کنند.

شاید به این دلیل این گونه برخورد می کنند که گمانشان این است که این فرد نخستین و آخرین انتخاب آنهاست. این افراد با وجود همه تفاوت ها، اختلاف نظرها و اتفاقات ناخوشایندی که برایشان پیش آمده و پیش بینی می شود که در آینده بیشتر و شدیدتر هم بشود، سعی می کنند هر طوری که هست این انتخاب را به سرانجام و نتیجه برسانند و با چانه زنی های پی درپی نهایت تلاش شان را می کنند خود، طرف مقابل و مشاورشان را توجیه کنند که فردی که برای ازدواج انتخاب کرده اند مناسب ترین و بهترین گزینه است. عده ای هم هنگامی که می بینند مشاور نظرات آنها را تایید نمی کند، جلسات مشاوره را رها کرده، براساس احساسات و میل خودشان نتیجه گیری می کنند.

این نکته را در نظر داشته باشید که روانشناسان و مشاوران براساس تخصص، تجربه و معیارهای علمی و روانشناختی نظرشان را در این باره به شما اعلام می کنند و به عنوان یک متخصص و یک شخص بی طرف در این زمینه به مراتب نتیجه گیری منطقی تر و صحیح تری نسبت به شما که در این برهه شدیدا درگیر عواطف و احساسات تان شده اید، دارند؛ بنابراین علی رغم همه علاقه و احساسی که به طرف مقابل تان دارید اگر پیش از ازدواج به روانشناس و مشاور مراجعه می کنید به نظر او اعتماد کنید و درباره ازدواج منطقی تر تصمیم گیری کنید.

مسائل مهم و اساسی را مطرح کنید
اگر قبل از ازدواج مساله حادی برای شما پیش آمده مثلا مرتکب جرم و خطایی شده اید که دیگران هم از آن باخبر شده اند و امکان برملاشدن آن پس از ازدواج وجود دارد، بعد از اینکه از طرف مقابل تان به شناخت و اعتماد قابل قبولی رسیدید، با توجه به ویژگی های او حتما مساله را به گونه ای مناسب برای او عنوان کنید.

چون امکان دارد او پس از مطلع شدن از این موضوع توضیحات بیشتری در این باره از شما بخواهد؛ بنابراین اگر بازگو کردن آنها باعث رنجش و آزار شما می شود و گمان می کنید نمی توانید با تسلط کامل وقایع را آن طور که باید برای او توضیح دهید و ممکن است همه چیز آن طور که شما دوست دارید پیش نرود، حتما ابتدا با یک روانشناس در این باره صحبت کنید و بعد از اینکه آمادگی و تسلط کامل را به دست آوردید، آن را با نامزدتان در میان بگذارید.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 13:04

آکاایران: پریود (قاعدگی) یکی از مراحل بلوغ در دختران است. پریود مانند بسیاری از علایم دیگر بلوغ ممکن است برای دختران گیج کننده باشد. بعضی از دختران ممکن است به نوعی از پریود شدن ترس داشته باشند یا نگران آن باشند.

به گزارش آکاایران: بسیاری از دختران و پسران درک کاملی از دستگاه تناسلی زنان و چگونگی کارکرد آن در طی یک دورة قاعدگی(پریود) ندارند و همین موضوع قاعدگی را برای آنان اسرارآمیز جلوه می دهد.

«از شروع یک قاعدگی تا شروع قاعدگی بعدی یک سیکل قاعدگی محسوب می شود.

این مدت معمولا 28 روز است ولی کمی این طرف تر یا آن طرف تر نباید باعث نگرانی خانم ها شود چون این عدد در همه خانم ها ثابت نیست.» اینها قسمتی از گفته های دکتر افتخار، متخصص بیماری های زنان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که باب گفت وگو درباره علل اختلال قاعدگی باز کرد.

اغلب دختر خانم هایی که به تازگی عادت ماهیانه شان شروع شده، مدام برای بی نظمی قاعدگی شان به پزشک مراجعه می کنند. علت چیست؟
برای شروع عادت ماهیانه در یک دختر خانم جوان ابتدا پالس هایی از مغز به غده هیپوفیز مخابره می شود تا هورمونی به نام اف اس اچ و ال اچ ترشح شود. این هورمون ها به تخمدان رسیده و باعث رشد فولیکول می شوند،

فولیکول ها نهایتا تخمک آزاد می کنند و چرخه شکل می گیرد اما در خانم های جوان این چرخه به خوبی عمل نمی کند به همین دلیل خانم های جوان معمولا در 4 سال اول قاعدگی شان بی نظمی قاعدگی دارند که به مرور و با افزایش سن برطرف می شود

پس این مساله جای نگرانی ندارد. البته باید توجه داشت که بعضی از خانم های جوان، ممکن است خونریزی بیش از حدی داشته باشند که می تواند نشان از یک بیماری انعقادی باشد. این بیماری در بیشتر موارد با اولین خونریزی خانم آشکار میشود.

علت تقدم و تاخر زیاد در قاعدگی چیست؟
اگر فواصل بین دو قاعدگی از 24 روز کمتر باشد در اصطلاح علمی پلی منوره (تعداد زیاد سیکل ها در طول سال) و اگر از 37 روز بیشتر باشد الیگومنوره (کاهش سیکل ها در طول سال) نام دارد. شایع ترین علت پلی منوره یا الیگومنوره اختلال های تخمک گذاری است. پلی منوره را در خانم هایی که نزدیک سنین یائسگی هستند، بیشتر می بینیم.

الیگومنوره نیز در افرادی که اختلال در ترشح پرولاکتین دارند (هورمون پرولاکتین در شیردهی ترشح می شود.) و مبتلا به نشانگان تخمدان پلی کیستیک هستند بیشتر می بینیم. موارد گفته شده فیزیولوژیک هستند ولی عوامل دیگری هم در بی نظمی های قاعدگی وجود دارند که می توانند قاعدگی را از نظم خارج کنند.

کاهش وزن شدید، ورزش به شکل حرفه ای، چاقی زیاد، اضطراب و استرس و ابتلا به دیابت باعث الیگومنوره و گاهی هم پلی منوره می شود.

البته اوایل ممکن است فاصله قاعدگی ها کم باشد ولی بعد فاصله ها بسیار نامنظم، طولانی و خونریزی هم زیاد می شود. البته مهم ترین علت تاخیر در خانمی که همسر دارد و در سن باروری است، وجود بارداری است. بنابراین همیشه اولین اقدام برای خانم هایی که با تاخیر در قاعدگی به پزشک مراجعه می کنند درخواست آزمایش خون برای تشخیص بارداری است.

بی نظمی فاصله ای در قاعدگی چه عوارضی دارد؟
این افراد حتما باید تحت نظر پزشک باشند چون ادامه بی نظمی های قاعدگی خطر سرطان آندومتر (لایه سطحی رحم) رحم را بیشتر می کند. اغلب مواقع تخمک گذاری وجود ندارد وقتی تخمک گذاری نیست،

لایه داخل رحم رشد بی رویه ای می کند و هورمون پروژسترون که یک هورمون محافظ برای آندومتر است و از رشد نامنظم آن هم جلوگیری می کند، وجود ندارد. رشد بی رویه آندومتر باعث اختلالی به نام «هیپرپلازی» در رحم می شود که اگر به شکل مزمن ادامه یابد به سرطان تبدیل خواهد شد.

درمان این عارضه چیست؟
برای درمان باید مشکل اصلی یافت شود، مثلا اگر بیمار نشانگان تخمدان پلی کیستیک دارد، باید بیمار تحت درمان باشد، دارو مصرف کند و وزن خود را پایین بیاورد (چربی های بدن هم هورمون های جنسی ترشح می کنند)

چون اغلب دیده می شود با کاهش وزن از شدت بیماری به طور چشمگیری کاسته می شود. علت افزایش هورمون پرولاکتین باید مشخص شود و دیابت کنترل شود. وقتی ثابت می شود پروژسترون خون کسی پایین است با تجویز پروژسترون تزریقی یا خوراکی می توان بی نظمی را اصلاح کرد.

اختلال های قاعدگی در زنان راه حل دارد و خانم ها نباید با تاخیر به پزشک مراجعه کنند. گاهی زنان در سنین یائسگی تصور می کنند که خونریزی زیاد طبیعی است و متاسفانه وقتی مراجعه می کنند که هموگلوبین خون در اثر خونریزی به شدت افت کرده است.

آیا احتمال ناباروری در این خانم ها بیشتر است؟
وقتی خانمی به ما مراجعه می کند و قصد بارداری دارد، اولین سوال ما درباره منظم بودن عادت های ماهیانه است. اگر جواب مثبت بود تقریبا مطمئن می شویم که باردار خواهد شد چون اختلال های قاعدگی به احتمال بسیار زیاد با اختلال های تخمک گذاری همراه هستند که باروری را با مشکل روبرو می کنند.

خطر مصرف خودسرانه قرص ضدبارداری
عادت ماهیانه یک پدیده فیزیولوژیک است و به هیچ وجه نباید جلوی آن با خوردن قرص های هورمونی گرفته شود. گاهی بیماران برای رفتن به مسافرت به خصوص حج از پزشک درخواست می کنند تا دارویی تجویز کند که خونریزی ماهیانه شان در طول سفر را به تعویق بیندازد و حتی خودشان شروع به استفاده از قرص های ضدبارداری می کنند.

خانم هایی که به عربستان سفر می کنند، اغلب سن بالایی دارند و گرم بودن هوا، راه رفتن زیاد و در دسترس نبودن مایع به اندازه کافی و عرق کردن باعث غلیظ تر شدن خون می شود.

از طرفی قرص های ضدبارداری نیز خطر لخته شدن خون را بیشتر می کند و همه این عوامل دست به دست هم می دهند و باعث لخته شدن خون در اندام تحتانی یا مغز می شوند، بنابراین جلوگیری از خونریزی با استفاده از دارو برای هیچ خانمی توصیه نمی شود.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 11:50

آکاایران: عدم رضایت جنسی زنان – ترس زنان و عدم آگاهی مردان از عمل نزدیکی به خصوص اولین همبستر شدن با همسر موجب شد تا مقاله ای در این خصوص برای شما آماده کنیم. متاسفانه غالبا اکثر آقایون به لذت جنسی خود در عمل نزدکی فکر میکنند آنها از ترسی که در ذهن خانمها از اولین رابطه جنسی و پایان باکرگیست اطلاعات آنچنانی ندارند دستورات اسلام باعث آرامش بیشتر در این معقوله می شود.

به گزارش آکاایران: شب زفاف یکی از شب های بسیار مبارک است و به همین جهت در منابع اسلامی آداب فراوانی برای آن ذکر شده است. مبارکی آن از این جهت است که در روایت آمده مؤمن با ازدواج و عروسی کردن نیمی از ایمانش تکمیل می شود. در این شب دعا مستجاب است و فرشتگان برای عروس و داماد رحمت خدا را نازل می کنند.

از آموزه های دینی به دست می آید، همبستر شدن زن و شوهر و ارضای غریزه جنسی از این راه عبادت محسوب می شود و حتی در روایتی آمده است اگر کسی عمل نزدیکی با همسرش را همراه با آداب و رسوم آن زود به زود انجام دهد به یکی از سنت های پیامبران(ص) عمل کرده است.

نکته ای در اینجا باید بر آن تأکید کرد این است که در انسان برخلاف سایر جانداران، کیفیت همبستر شدن با همسر و انجام رفتار جنسی غریزی نیست و بلکه آموختنی است و باید روش صحیح آن را یاد گرفت، گرچه اصل وجود غریزه جنسی غریزی و فطری است. به همین دلیل یکی از ضروریات برای هر پسر و دختر جوان که تصمیم دارند ازدواج کنند این است که دانستنی های لازم برای این کار را یاد بگیرند.

این دانستنی ها شامل: مقدمات همبستر شدن، شناخت نیازهای عاطفی یکدیگر در هنگام آمیزش و رعایت آن، شناخت راه های مختلف همبستر شدن، آگاهی از راه های جلوگیری از بارداری، تنظیم خانواده، آگاهی از احکام شرعی آن اعم از زمان و مکان آمیزش و مسائل دیگر آن مثل غسل و امثال آن، رعایت بهداشت ظاهری مثل مسواک زدن، خوشبو بودن و امثال آن، آگاهی از نکات بهداشتی آمیزش و رعایت آن، آگاهی ضمنی از اختلال های جنسی که در صورت وقوع، سریعا برای معالجه اقدام کنند و صدها نکته ریز و درشت که بیان آنها در این نامه مقدرو نیست و برای فراگیری آن لازم است به کتاب های مفیدی که در این زمینه تألیف شده مراجعه کنید.

نکته ای که در اینجا لازم است یادآوری کنیم این است که رسیدن زن و شوهر به اوج لذت جنسی (ارگاسم) یکی از علائم انجام شدن موفقیت آمیز آمیزش جنسی است. اما با تأسف باید بگوییم بسیاری از همسران به دلایل مختلف که مهمترین آن عدم آگاهی و رعایت نکات بالا است، از انجام رضایت بخش این عمل ناتوانند و به همین جهت به مشکلات زیادی اعم از جسمی و روانی مبتلا می شوند. حتی طبق آماری که روان شناسان و کارشناسان امور خانواده ارائه کرده اند بیش از 75 درصد از عوامل اختلاف های خانوادگی ریشه در این موضوع دارد. حتی شیخ اجل سعدی در گلستان در ضمن داستانی می گوید:
زن کز بر مرد بی رضا برخیزدزان خانه و زان سرا بلا برخیزد

نکته دوم این است که در رسیدن به اوج لذت جنسی، که علامت آن انزال در زن و مرد است، بین زن و مرد تفاوت وجود دارد و معمولا مرد بسیار زودتر از زن به این مرحله می رسد. به همین خاطر بسیاری از مردان وقتی به ارگاسم می رسند دست از کار می کشند در حالی که هنوز همسرشان به ارگاسم نرسیده است. رها کردن زن دراین حالت باعث می شود مشکلات جسمی زیادی از جمله ایجاد درد در ناحیه کمر و شکم برایش به وجود آید. پس لازم است مرد به این نکته توجه کند و قبل از آمیزش، همسرش را با تحریک کردن زیاد، آماده این کار کند.

در روایات فراوانی این موضوع مهم بیان شده و تصریح می کند یکی از آداب همبستر شدن با همسر ملاعبه یعنی تحریک زن از طریق لمس و مالش بدن و در آغوش گرفتن است و حتی در حدیثی آمده است مردی که قبل از نزدیکی با همسرش ملاعبه کند، مورد نظر و لطف و رحمت ویژه خدا قرار می گیرد.

آداب شرعی شب زفاف
در پایان بعضی از آداب شرعی شب زفاف را ارائه می کنیم که البته بعضی از این آداب مخصوص این شب نیست و هر زمان که زن و شوهر می خواهند همبستر شوند رعایت کنند:

1. وضو داشته باشند.
2. هر کدام دو رکعت نماز بخوانند و برای خوشبختی یکدیگر و دوام و ازدیاد عشق و محبت و نیز برای دارا شدن فرزند صالح دعا کنند.
3. شب زفاف شب جمعه باشد.
4. قبل از شروع بسم الله بگویند.
5. بدون رو انداز نزدیکی نکنند.

6. طوری بخوابند که کف پا یا سر آنها به طرف قبله نباشد.
7. جای آرام و خلوت و در شب انجام شود.
8. پس از ورود آنها به اتاق مخصوص (حجله) ابتدا خدای را برای این که آنها را به یکدیگر حلال کرد و اجازه آمیزش جنسب به آنها داد شکر کنند، پس داماد پاهای عروس را با مقداری آب بشوید و آب آن را اطراف خانه و چند قطره هم اطراف اتاق بپاشد که موجب برکت می شود.

9. هنگام همبستر شدن به عورت یکدیگر نگاه نکنند و با یکدیگر صحبت نکنند.
10. با شکم پر و مثانه پر نزدیکی نکنند.
11. از نزدیکی کردن در شب های چهارشنبه و شب اول، وسط و آخر ماه قمری و نیز شب های ماه گرفتگی و طوفان های شدید پرهیز کنند.
12. پس از نزدیکی فورا غسل کنند و با حالت جنابت نخوابند.
13. اگر قبل ازغسل تصمیم دارند دوباره نزدیکی کنند، آلت های تناسلی خود را بشویند و وضو بگیرند.
14. در زمان همبستر شدن هیچ کس حتی بچه کوچک مطلع نشود.

در پایان مطالب زیر را جهت مطالعه بیشتر خدمتتان ضمیمه می کنیم:
آداب روابط زناشویى زن و مرد دو قسم است:

الف – آداب شب زفاف که عبارت است:
1- ابتدا عروس و داماد وضو بگیرد.
2- تکبیر در شب زفاف؛ برخلاف مراسم جاهلیت – که متأسفانه عده اى در عصر ما به بعضى از آنها گرفتاراند و شب زفاف را به بى عفتى و بى غیرتى تبدیل مى سازند – در اسلام محمدى(ص)، نخستین حرکت سازنده آن، با شعار «تکبیر» آغاز مى گردد و آن، فلسفه و سرچشمه بسیار عالى تاریخى دارد.

3- خواندن دو رکعت نماز پس از گرفتن وضو، با حال خضوع و خشوع و دعاى ذیل که بسیار در سرنوشت عروس و داماد مؤثر است: «اللهم ارزقنى الفتها و ودّها و رضاها بى و ارضنى بها و اجمع بیننا باحسن اجتماعٍ و انفس ائتلاف فانّک تحب الحلال و تکره الحرام؛ خدایا الفت و مودت و رضایت زن را نسبت به من و رضایت مرا نسبت به او، بر من ارزانى دار و میان ما را به بهترین وجه مجتمع نما و نیکوترین الفت را به ما عطا کن، همانا تو حلال را دوست مى دارى و حرام را زشت مى شمارى».

4- خواندن دعا و نیایش، که بعد از خواندن نماز زفاف صورت مى گیرد.
5- دست داماد بر پیشانى عروس، پس از ورود عروس به اتاق زفاف، داماد دست خویش را در حالى که رو به قبله مى ایستد، بر پیشانى عروس مى گذارد و براى خود و عروس و اولاد آینده اش از وى، دعا مى کند. «اللهم بامانتک اخذتها و بکلماتک استحللت فرجها، فان قضیت لى منها ولدا فاجعله مسلما سویا و لاتجعله شرک شیطان؛ خدایا این زن را به امانت از تو گرفتم و با کلمات تو او را حلال کردم، اگر از این زن فرزندى براى من مقرر فرمودى او را پربرکت و پارسا قرار ده و براى شیطان در او بهره اى قرار مده».

ب – آداب عمومى زناشویى: «مستحبات»
1- گرفتن وضو
2- گفتن بسم اللّه
3- در هنگام جماع تعجیل نکند و زن را براى آن آماده کند تا او هم کاملاً لذت ببرد.
4- جماع در شب هاى دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه یا جمعه باشد.
5- هنگام جماع با زن ملاعبه و بازى کند تا او کاملاً آماده شود.
6- جماع را وقتى انجام دهد که زن میل دارد.

در این رابطه، موارد مکروهى نیز وجود دارد که بهتر است از آنها پرهیز گردد:
1- جماع در شب و روزى که ماه و خورشید گرفته است.
2- هنگام غروب خورشید.
3- هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب.
4- شب اول ماه غیر از ماه رمضان.
5- در شب آخر ماه.
6- جماع بعد از احتلام در خواب.
7- جماع در اتاقى که بچه اى وجود داشته باشد.

8- نگاه کردن به فرج هنگام جماع.
9- جماع به صورت عریان.
10- جماع در زیر آسمان.
11- جماع رو به قبله و پشت به قبله.
12- هنگامى که شکم پر است.
13- جماع در جایى که کودکى باشد که به آنها نگاه کند یا سر و صداى آنها را بشنود، هر چند چیزى متوجه نشود.

14- جماع در فرصت بین اذان و اقامه نماز که مخصوص اعمال عبادى است.
15- جماع بدون وضو یا غسل.
16- جماع در شب عید قربان.
17- جماع در شب عید فطر.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 11:50

آکاایران: اگر دوست دارید اخلاق شوهرتان تغییر کند این توصیه ها را بخوانید

به گزارش آکاایران: به گزارش ایران ناز اگر به فکر تغییر در ویژگی های اخلاقی همسرتان هستید با توصیه های ما همراه شوید.

این آرزو منصفانه نیست
مسئله چیست؟ باید با خودتان صادق باشید و بدانید که چرا می خواهید همسرتان تغییر کند؟ تغییر کند تا شما همینطور که هستید خوب جلوه کنید و مشکلی پیش نیاید؟! تغییر کند تا اعتبار خانوادگی و اجتماعی خودش بهتر شود؟ تغییر کند تا پیش خدا عزیزتر شود؟ تغییر کند تا شما بتوانید بیشتر فخر خوبی هایش را جلوی دیگران بفروشید؟ اگر صورت مسئله و خواست شما یک نیاز برای خود همسرتان نباشد و عرف جامعه و دین، آن را بد نداند، اصلا صورت مسئله منصفانه ای ندارید که برای خودتان آن را دغدغه کنید.

باید تغییر کنی
دغدغه تغییر همسر اغلب در چند گروه از همسران بسیار دیده می شود؛ گروهی از جوانان که بله گفته اند اما حتی در همان لحظه به خودشان امید داده اند که من می توانم او را تغییر بدهم و در روزهای زندگی دائم سودای تغییر همسرشان را دارند، درحالی که همسر بالغ شما فقط در چند حوزه و در گذر زمان و با صبر و کمک متخصص توان تغییر را می تواند پیدا کند. گروه دوم همسرانی که فکرشان صفر و صدی است.

توقع افراطی از همسر و اینکه تو باید یک ایده آل کامل شوی در این گروه بی توجه به ضعف های خودشان تکرار می شود. گروه سوم افرادی هستند که مشکل اعتماد به نفس دارند. این همسران برای اینکه آنطور باشند که دیگران دیکته می کنند و دوست دارند، هر کاری می کنند که مورد تأیید دیگران باشند و به همسرشان فشار می آورند که تغییر کند.

بدترین رفتارها و زشت ترین جمله ها
1- تو بدی و من خوب؛ باید تغییر کنی. خودتان را ملاک خوبی ها به او معرفی نکنید.
2- مقایسه با دیگران قدرت فکر و تغییر را از او می گیرد.
3- توقع تغییر سریع محال است. او یک شبه این نشده پس شما هم به او زمان دهید و مهربانانه شریک بهتر شدنش شوید.
4- نگویید که اینطوری دوستت ندارم یا قبولت ندارم.
5- طعنه، کنایه و تمسخر راه بدی برای تغییر و اصلاح همسرتان است پس خودتان را با او غریبه نکنید تا انگیزه بهتر شدن داشته باشد.
6- جلوی جمع اگر تذکری بدهید حتی اصلاح او در خلوت خودتان هم سخت تر می شود؛ این نکته را فراموش نکنید.

خودش چه می گوید
اگر به نقاط ضعف خودتان هم فکر کرده اید و برای حل آن تلاش می کنید، چیزی را از همسرتان می خواهید که خودتان اهل آن هستید، تغییر او را برای بهتر شدن شخصیت خود او درنظر دارید و در عین حال متوجه خوبی هایش هم هستید، می توانید به اصلاح همسرتان کمک کنید. کلمه تغییر اغلب با نوعی نگاه از بالا به پایین همراه است و سهم اختیار فرد بالغ را نادیده می گیرد.

پس، از این کلمه در برابر همسرتان استفاده نکنید. بدانید که خودش چه نظری برای مشکلش دارد تا شیوه برخوردتان را پیدا کنید. همسری که خودش واقف به مشکل هست را می توانید در گفت وگو، شرکت در مشاوره، یادآوری گذاشتن روی موبایلش یا دیوار خانه، دلگرمی دادن به او و…یاری دهید. اما اگر همسرتان می گوید من مشکلی ندارم، وارد بحث با او نشوید. در لحظه انجام یک رفتار خطا از آن بگذرید و در نخستین فرصت آرام، به شیوه غیرمستقیم و غیرتهاجمی به او تذکر بدهید و برای رفتارهای خوبش او را تحسین کنید.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 10:15

آکاایران: هر روز هفته را مثل کنه به همسرتان نچسبید!

به گزارش آکاایران: اگر فکر میکنید همیشه در کنار همسرتان باشید عشق خود را به او ثابت کرده اید سخت در اشتباهید.

ابراز علاقه به همسر یکی از راه های داشتن یک زندگی زناشویی محکم، استوار و عاشقانه است. در این مقاله قصد داریم شما را با روشهای زنانه ای آشنا کنیم که برای ابراز علاقه به همسرتان می توانید استفاده کنید.

روش هایی زنانه برای ابزار علاقه به شوهر
ما زنان عادت داریم به مردان اجازه بدهیم به ما بگویند و نشان بدهند چه قدر دوست مان دارند، اما چند نفر از ما درباره این که چه طور می توانیم عشق مان را به مردها نشان بدهیم، فکر کرده ایم. مهم است که ما زنان برای ساختن رابطه ای محکم، قابل احترام و بلندمدت به مرد مان نشان بدهیم دوست اش داریم و قدرش را می دانیم.

برای همسرتان یادداشت های خلاقانه برایش بنویسید
پیدا کردن کلمات مناسب برای گفتن آن چه در قلب تان دارید، گاهی بسیار دلهره آور است. این فرآیند را جالب و عشوه گرانه کنید، این کار به شما کمک می کند بتوانید به او بگویید که چه احساسی به او دارید. نترسید و یک تصویر بامزه به یادداشت تان اضافه کنید- این کاراو را شگفت زده خواهد کرد و خنده بر لبان اش خواهدآورد.

بگذارید همسرتان مستقل باشد
بودن در یک رابطه به این معنا نیست که ۲۴ ساعت روز و هفت روز هفته به هم بچسبید. بگذارید به علائق اش بپردازد و با دوستان اش بیرون برود. نشان دادن این که به او اعتماد دارید باعث می شود قدردان تان باشد و به شما و رابطه تان اعتماد کند.

همسرتان را برای دنبال کردن رویاهای اش تشویق کنید
او را حمایت کنید به خواسته هایش در زندگی برسد. کمک اش کنید و به او اعتماد به نفس بدهید تا قابلیت هایش را ببیند. او را محدود نکنید. این گونه می توانید عشق و توجه تان را به او نشان بدهید. این چیزی است که رابطه و عشق او به شما را محکم تر خواهد کرد.

از چیزهایی که برای او لذت بخش است یادداشتی تهیه کنید
یادداشتی تهیه کنید از چیزهایی که او دوست دارد یا انجام می دهد، مثلا این که قهوه اش را چه طور می خورد یا چه چیزی برای تماشا کردن یا مطالعه دوست دارد. این چیزهای کوچک نشان می دهند شما به او علاقمند هستید و توجه دارید و به رابطه تان معنا و ارزش می دهند؛ چون همین چیزهای کوچک بسیار تاثیرگذار هستند.

به او بگویید عاشق اش هستید و چه احساسی را در شما ایجاد می کند
گرفتار این تصور نشوید که او می داند شما چه احساسی درباره اش دارید. اجازه بدهید مردتان بداند چه احساسی به او دارید و چه احساسی را در شما ایجاد می کند. این کار باعث می شود اعتماد به نفس او بالا برود و او متوجه بشود که عاشق اش هستید و قدرش را می دانید.

کیک یا غذای مورد علاقه اش را برایش بپزید
می گویند راه ورود به قلب مرد، شکم او است. بنابراین کیک یا غذای مورد علاقه اش را برایش بپزید. این باعث می شود او احساس خاص بودن بکند، چون می داند شما به خاطر او این همه زحمت کشیده اید.

لباسی را بپوشید که دوست دارد بر تن تان ببیند
پوشیدن لباسی که می دانید او دوست دارد بر تن تان ببیند، نه تنها به شما احساس خاص بودن می دهد بلکه باعث خواهد شد او حس کند تنها مرد حاضر است. زمانی که بداند شما کوشیده اید فقط به خاطر او خود را بیارایید، عشق و اعتمادش نسبت به شما افزایش خواهدیافت.

از چیزهایی که در او می پسندید تعریف کنید
به او بگویید عاشق کدام ویژگی های اش هستید و کدام کارهایی که برای تان انجام می دهد شما را به تحسین وا می دارد. با دل گرم کردن اش او را از احساس تان نسبت به خودش مطمئن می کنید و باعث خواهید شد که او احساس کند محبوب و با ارزش است.

درباره چیزهایی که شما را نگران می کند با او صحبت کنید
به او فرصت بدهید قهرمان شما باشد. با گفتن نگرانی های زندگی تان از او مشورت بخواهید. او عاشق این است که فرصتی برای کمک به شما داشته باشد و به شما نشان بدهد چقدر دوست دارد از شما حمایت کند و دردهای تان را ازبین ببرد.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 10:15

آکاایران: کنترل عصبانیت زوجین با روش های دوستداشتنی

به گزارش آکاایران: به گزارش ایران ناز شما زوج های محترم می توانید با رفتارهای عقلانی ، عصبانیت همسرتان را رفع کنید. با ما همراه باشید تا بگوییم چگونه این کار را بکنید.

خیلی وقت ها همسران بر سر یک مسئله هر چقدر هم بی ارزش با هم اختلاف عقیده پیدا کرده و بار ها و بار ها از دست هم عصبانی می شوند. گاهی اوقات این عصبانیت ساعت ها طول کشیده و تبدیل به یک معضل می شود و گاه زود به پایان می رسد اما نکته اینجاست که چگونه در مواقع عصبانیت خود را کنترل کنیم تا به معضلات جدی تر گرفتار نشویم.

«خانمی ۲۰ ساله ام. ۷ ماه است که ازدواج کرده ام. همسرم وقتی عصبانی می شود حتما باید چیزی بشکند یا خودش را بزند تا آرام بگیرد. بیشتر زمانی این کار را انجام می دهد که من متوجه دروغش می شوم یا از او انتقاد می کنم. پدرم تعصبی است و اگر از مشکلات ما مطلع شود، مانع ادامه زندگیمان می شود، ولی من همسرم را دوست دارم و به هیچ عنوان نمی خواهم او را از دست بدهم. چه کنم؟»

دو دلیل می تواند مانع آرامش و خوشبختی در زندگی مشترک شود، اول اینکه خود همسران آرام نیستند و شخصیت آرامی ندارند که در این صورت باید به یک روان شناس مراجعه کنند و دوم اینکه مهارت های همسرداری را نیاموخته اند.اما اگر عصبانیت بین شما فاصله انداخته است، مهارت هایی که در ادامه به آن ها اشاره خواهد شد، می تواند به شما در حل مشکل تان کمک کند.

علت عصبانیت را فوراً پیدا کنید

زمانی هایی وجود دارد که به طور ناگهانی با عصبانیت همسرتان مواجه می شوید بدون آنکه بدانید او به چه علت عصبانی است. گاهی رفتار عصبی همسرتان ممکن است، دلیلی خارج از خانه و رابطه زناشویی داشته باشد. بنابراین بهتر است زن یا شوهر از علت عصبانیت همسرشان آگاهی پیدا کنند. در این مواقع ترک کردن فرد عصبانی کار عاقلانه ای نیست زیرا تصور بر این است که اگر او را ترک کند، او آرامش پیدا می کند. در حالی که این مسئله نه تنها بهبود پیدا نمی کند بلکه اوضاع را بدتر خواهد کرد. زیرا هجوم افکار همراه با تنش و عصبانیت در مواقع تنهایی او را رها نخواهد کرد.

به همسرتان آرامش بدهید

باید سعی کنید با کارهای بزرگ و کوچک به همسرتان آرامش دهید. این رفتار ها می تواند شامل محبت، توجه، احترام و… باشد. یادتان باشد که همزمان با انجام رفتارهای آرامش دهنده باید رفتارهایی از قبیل توهین، تحقیر، تهدید، فحاشی، سرزنش و… نداشته باشید چرا که این ها نقش آرامشگری شما را از بین می برند. شاید سر زدن چنین رفتارهای اشتباهی از سمت شما، باعث شده که همسرتان نتواند عصبانیت اش را کنترل کند و دست به کارهای غیر منطقی مانند زدن خود و شکستن اشیا می کند. عصبانی شدن حق همه انسانهاست اما نه با توهین و تحقیر. هرگاه همسرتان عصبانی شد به او کمک کنید تا احساساتش را بیان کند و سعی کنید شنونده خوبی باشید.

آرام باشید

عصبانیت، غذایش عصبانیت نیست. وقتی همسرتان عصبانی است و شما علت عصبانیت آن را فهمیده اید، حتی اگر شما موضوع عصبانیت او هستید، سعی کنید در آن موقعیت شما نیز عصبانی نشوید زیرا به هم ریختن اوضاع و فضا تنها باعث ادامه مشاجرات شده و اوضاع را بدتر از پیش خواهد کرد. در آن موقعیت سعی کنید آرام باشید، حتی اگر حق با شماست،بحث درباره موضوع را به وقت دیگری موکول کنید.

احساسات همسرتان را در نظر بگیرید

خیلی آرام و بدون پرده به او بگویید «می دانم عصبانی هستی». این بیان به فرد عصبانی اطمینان می دهد که همسرش درک مناسبی از او داشته و موضوع بزودی حل می شود. وقتی همسر بداند هنگام تنش فکری تنها نیست احساس آرامش بیشتری می کند.

با همسرتان همدردی کنید

اگر شما هم احساس عصبانیت می کنید و از احساس عصبانیت همسرتان ناراحت هستید این احساس خود را به زبان آورید زیرا اگر فرد عصبانی بداند که همسرش احساسات واقعی اش را انکار کرده و نسبت به موضوع پیش آمده بی تفاوت است، خشم اش بیشتر می شود.

برای صلح پیش قدم شوید

وقتی از دلایل عصبانیت همسرتان با خبر شدید و به طور واقع بینانه متوجه شدید شما نیز در این ماجرا مقصر بوده اید، برای صلح چند قدم بردارید این قدم ها بیانگر این است که خواهان آشتی هستید و بخشی از اشتباهات خود را پذیرفته اید. همچنین این امر نشان می دهد، قصد دارید مشکل پیش آمده را هر چه سریع تر حل کنید. البته در این راه چند قدم واقعی تر هم باید بردارید.

از تکنیک رکوردشکنی استفاده کنید

غالب اوقات رسم خانه شما این است که پس از چند روز قهر دوباره صلح برقرار شود. حال شما از همان ابتدا پیش قدم شده و این رسم کهنه را بشکنید. عصبانیت و کشدار کردن ماجرا را به روزهای بعدی موکول کنید و با آرامش به حرف های همسرتان گوش فرا دهید. هنگام صحبت پیرامون موضوع پیش آمده مقوله عصبانیت را فراموش کنید مطمئنا گفت وگو در آرامش، همه چیز را حل خواهد کرد.

انتقاد کنید، اما اصولی

یکی از مهارت های زوجین، تفکر انتقادی است. انتقاد بجا، به موقع و به اندازه می تواند به بهبود روابط بین شما و شوهرتان منجر شود. انتقاد سالم را باید در شرایطی که او سرحال و شاداب است، مطرح کنید و ضمن بیان نکات مثبت شخصیتش، نکته مورد نظرتان را هم مطرح کنید. از او بخواهید درباره رفتارش فکر کند و برای بهبودی روابطش با شما، رفتارهای اشتباهش را اصلاح کند و احساسی تصمیم نگیرید.

زن و شوهرهایی که بلوغ عقلانی دارند، تنش را جزو مسائل طبیعی می دانند، بنابراین توجه داشته باشید زمانی که مشکلی بین شما و شوهرتان پیش می آید، می توانید با رفتارهای عقلانی آن را رفع کنید. در نهایت مشکل را خودتان حل کنید، زیرا انتقال این مسائل به خانواده ممکن است آسیب های زیادی برای شما و آینده زندگی مشترکتان به دنبال داشته باشد.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 8:59

آکاایران: عواملی که مردها را سرد مزاج می کند

به گزارش آکاایران: در ادامه این مطلب از سایت ایران ناز عواملی که مردها را سرد مزاج می کند را ذکر خواهیم کرد. پس با ایران ناز همراه باشید و تا انتها این مقاله را بخوانید.

سردمزاجی اصطلاحی است که برای کاهش یا فقدان میل جنسی به کار برده می شود. آن یک اصطلاح غلط است و اصطلاح درست همان «کاهش میل جنسی» است. در ابتدا یک توضیح لازم است و آن این است که اصطلاحات را باید بدرستی استفاده کرد و آنها را اشتباه ننمود. کاهش میل جنسی یا سردمزاجی یک اختلال جنسی است اختلالات جنسی هم در مرد و هم در زن دارای طیف وسیعی هستند و نباید آنها را با همدیگر اشتباه نمود.

مثلا حدود 20 نوع اختلال جنسی در مردان وجود دارند ولی اختلالات جنسی عمده در مردان به سه دسته تقسیم می شوند: اختلال نعوظ، اختلال در انزال،اختلال در میل جنسی.

اختلالات جنسی عمده در زنان به شش دسته تقسیم می شوند: اختلال درد، اختلال در میل جنسی، اختلال در رسیدن به ارگاسم، اختلال در رطوبت دستگاه تناسلی، اختلال در برانگیختگی جنسی و اختلال در ارضا جنسی. بنابراین باید با اخذ شرح حال درست مشخص ساخت که منظور و هدف بیمار از بکاربردن اصطلاح «سردمزاجی» چیست.

سردمزاجی و یا کاهش میل جنسی از نظر علمی دارای تعریف است و صرف ادعای یک فرد دلیل بر بیمار بودن وی نیست. میل جنسی رابطه مستقیم با سن افراد دارد. با افزایش سن در هر دو جنس میل جنسی کاهش می یابد منتهی شدت آن در افراد مختلف متفاوت است.

اینکه تعداد روابط زناشویی طبیعی در یک زوج چند بار در هفته باشد، از نظر علمی عدد مشخصی برای آن وجود ندارد. آن بستگی به نیازهای طرفین دارد. ممکن است در دهه سوم زندگی نیاز یک زوج به سه بار رابطه جنسی در هفته و یا یک بار در دو هفته باشد. معمولا یک عدم تقارن نسبی در نیازهای جنسی زن و مرد در داخل خانواده وجود دارد ولی طرفین باید با تعدیل به تعادل برسند. گاها این عدم تقارن خیلی زیاد است و در عمل سبب ایجاد مشکل شده و گاها کار به جدایی می کشد.

بنابراین اطلاع از نیازهای طرفین در دوران قبل از ازدواج اهمیت زیادی دارد. گاها مشاهده می شود که نیاز جنسی یکی از زوجها به داشتن رابطه هر روز است و طرف مقابل برعکس بزور هر دو هفته یک بار و یا بیشتر نیاز جنسی پیدا می کند. در این موارد است که مشکلات خانوادگی شروع می شوند. در این نوشتار سعی می شود بصورت خلاصه در مورد علل سردمزاجی در مردان توضیحاتی به زبان ساده آورده شود.

سردمزاجی یا کاهش میل جنسی در مردان
اینکه کی گفته می شود یک مردی دارای سردمزاجی است آن بستگی به پارامترهای مختلف دارد و در سنین و موقعیت های مختلف متفاوت است. اگر یک مردی از بدو شروع زندگی جنسی دارای تمایلات جنسی اندک باشد (در دهه سوم یک بار بیش از 10 روز) گفته می شود که دارای سردمزاجی است.

سردمزاجی به دو دسته عمده تقسیم می شود؛ اولیه و ثانویه. در نوع اولیه مرد از بدو شروع زندگی جنسی دارای سردمزاجی بوده است و در نوع ثانویه پس از سپری شدن یک دوران طبیعی، مرد دچار کاهش میل جنسی می شود. از نظر شدت کاهش میل جنسی یا سردمزاجی به سه دسته عمده تقسیم می شود: خفیف، متوسط و شدید.

در نوع شدید مرد شاید ماه ها احساس نیاز جنسی نمی کند و این سبب ایجاد مشکلات جدی در بعضی از خانواده ها می شود. از طرف دیگر کاهش میل جنسی یا سردمزاجی موقعی مرضی تلقی می شود که سبب استرس و مشکل در خانواده شود. در زوجی که هر دو طرف با یکبار رابطه هر شش ماه مشکل ندارند و با آن سازگار هستند، بیماری وجود ندارد. از نظر علل کاهش میل جنسی یا سردمزاجی در مردان آن به دو دسته بزرگ تقسیم می شود: روحی- روانی و جسمی.

در علم پزشکی نسبت دادن مشکلات بیماری به مسائل روحی- روانی آخرین تشخیص است، مثلا بیماری که با سردرد مراجعه می کند نباید بلافاصله گفته شود که ناشی از مسائل روحی- روانی است، ممکن است آن پشت تومور مغز عامل سردرد بوده باشد. میل جنسی هم در مرد و هم در زن با مسائل روحی- روانی اطراف وی رابطه مستقیم دارد، مهمترین آنها به قرار زیر هستند:

• چگونگی رابطه عاطفی با همسر

• مشغله ذهنی

• کار بیش از حد

• افسردگی یا اضطراب

بیکاری، مشکلات مالی، وجود بیمار در خانواده و بسیاری از مسائل دیگر می توانند میل جنسی مرد را تحت شعاع قرار دهند، نباید فراموش کرد که وجود یک یا چند مورد از موارد فوق دلیل علت کاهش میل جنسی یا سردمزاجی نمی تواند باشد. ممکن است بیمار در پس زمینه دارای یک مشکل جسمی باشد.

شاه علامت کاهش هورمون های مردانه، کاهش میل جنسی است. اگر مردی بتدریج دچار کاهش میل جنسی مثلا در شش ماه گذشته شده است باید از نظر میزان هورمون های مردانه بررسی شود. گاها سایر مسائل روحی- روانی در زندگی مشکل جسمی از قبل موجود را تشدید می کنند و باید به این موضوع توجه کرد.

تشخیص کمبود هورمون های مردانه نیاز به آزمایشات تخصصی دارد و برخلاف تصور عامه مردم و تعدادی از همکاران، این تستوسترون خون نیست که مشخصه سطح هورمون مردانه طبیعی در مرد باشد. کاهش میل جنسی در مردان دارای نمود بیشتر از زنان است، چون در یک رابطه زناشوئی مرد بعنوان فاعل عمل می کند، مرد معمولا اگر دچار کاهش میل جنسی باشد، نعوظ طبیعی نیز در وی اتفاق نمی افتد و بنابراین برقرار کردن یک رابطه زناشوئی طبیعی غیرممکن می شود. ولی برعکس، یک خانم با سردمزاجی خفیف تا متوسط می تواند بالاجبار تن به رابطه زناشوئی بدهد که در نهایت برای شوهر موفقیت آمیز می شود هرچند که خود وی ممکن است از نظر روحی- روانی و جسمی خیلی تحت فشار باشد.

یکی دیگر از علل مهم کاهش میل جنسی یا سردمزاجی در مردان و زنان استفاده از داروهای روانگردان است، باید توجه داشت که اینگونه داروها به هیچ وجه نباید سرخود قطع یا تعویض شوند، بیمار می تواند مشکل ایجاد شده را با پزشک معالج در میان بگذارد و پزشک معالج در مورد چگونگی ادامه درمان تصمیم می گیرد.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 8:59

آکاایران: راه اصولی و مناسب جنگیدن با مشکلات زناشویی

به گزارش آکاایران: امروزه دختران و پسرانی که زندگی مشترکشان را آغاز می کنند باید مراقب رفتارشان با یکدیگر باشند.

به گزارش ایران ناز بسیاری از زن و شوهرها زندگی خود را با عشق شروع می کنند اما بدلیل ناآگاهی و بی تدبیری بر مشکلاتشان افزوده می شود. برای خوشبخت شدن روابط خود را دوباره ارزیابی کنید و به فکر درمان باشید

زندگی زناشویی همیشه به سادگی بازی های کودکانه نیست اما همیشه یکسری نکات کلی و البته ساده برای مقابله با مشکلات زندگی وجود دارد، با رعایت این نکات با تنش های زندگی تان خداحافظی کنید.

– هدف تان را از برقراری ارتباط صمیمانه مشخص کنید
این مسئله به شما کمک می کند تا بدانید چقدر می خواهید به همسرتان نزدیک شوید و برای داشتن یک رابطه دوستانه و صمیمانه به دنبال راه حل مختلف بروید و انتظارات و خواسته های خود را با کمال احترام با همسرتان در میان بگذارید. مشخص کردن هدف و انتظار از ارتباط صمیمانه، شما را در جهت دستیابی به آن هدایت می کند.

– انتظارات خود را مورد ارزیابی قرار دهید
گاهی انتظارات غیر منطقی، رفتارها و واکنش های نادرستی را ایجاد می کند. انتظارات غیر منطقی مثل اینکه ” او باید از نیاز من آگاهی داشته باشد”. ” او هیچ گاه تغییر نمی کند ” را تغییر دهید و جملات و انتظارات منطقی را جایگزین آن کنید: مثلا ” من با بیان درست خواسته های خود، او را از نیازهایم آگاه می سازم.” یا ” تغییر به تدریج اتفاق می افتد” یا ” تغییر دو طرفه است” انتظارات منطقی، شادی را به همراه دارد.

– به طور فعالانه مسئولیت حل تعارض و مشکلات را در روابط نزدیک خود بپذیرید
بسیاری از زن و شوهرهای ناسازگار سعی می کنند، مشکلات را به گردن دیگری بیاندازند. این می تواند به رابطه شما صدمه جدی بزند برای اینکه رابطه سازنده داشته باشید، هرکدام باید بدانید چه کاستی هایی داشته اید و دارید و چه مشکلاتی را بوجود آورده و در جهت رفع آن تلاش کنید.

– انتقاد و قضاوت را بس کنید

بیشتر مردم از همان اول رابطه که مرحله عشق ورزیدن است شروع به انتقاد می کنند. به یاد داشته باشید که هیچ کس نمی تواند ازدواجی را نجات بدهد اگر طرفین بیشتر از تحسین شدن مورد انتقاد قرار بگیرند.

انتقادهای مدام و پی در پی به همسرتان این حس را می دهد که او به اندازه کافی برای شما خوب نیست.این حس (به خصوص برای مردها) سردشدن رابطه را به دنبال دارد.قبل از هر چیز سعی کنید همسرتان را بشناسید و بعد از آن تفاوت های قابل قبول همدیگر را بپذیرید.

– بین جنبه های مثبت و منفی رفتار شریک زندگی خود تعادل برقرار کنید
توجه به نکات مثبت همسر، امیدواری و حس دوست داشتن را ایجاد می کند و مانع سرزنش می شود و از داشتن تفکر منفی در مورد همسر جلوگیری می کند. توجه به جنبه های مثبت همسرتان، ارزش او را برای شما افزایش می دهد و موجب چشم پوشی از رفتارهای منفی او می شود و زمینه ساز گذشت و فداکاری است.

– نسبت به حوزه های مطلوب تغییر یکدیگر حساس باشید
گاهی زن و شوهرها به تغییرات مطلوبی که در رفتار یکدیگر به وجود آمده است، کمتر توجه می کنند و این بی توجهی، فرد مقابل را نسبت به تغییر دلسرد می کند. توجه به رفتار و نگرش های تغییر یافته حتی اندک، موجب صمیمیت و دلخوشی همسرتان می شود و او را علاقمندتر و مشتاق تر به تغییر می کند.

– آماده گفتگو و مذاکره باشید
گاهی زن و شوهر به دلیل مشکلاتی که داشته اند، دوست ندارند با یکدیگر صحبت کنند که این امر به رابطه شان آسیب می زند. بهتر است شما با وجود اشتباهاتی که تاکنون داشته اید همیشه آماده گفتگو و مذاکره سالم با هم باشید. در عین حال آگاهی و اطلاعات خود از یکدیگر بالا ببرید تا بتوانید به درک متقابل برسید و در این مسیر صبور و امیدوار باشید.

– به وظایف خود در رابطه زناشویی آگاه باشید
وقتی که زن یا شوهر به وظایف همسری خود آگاه نیستند ، ممکن است توقعات و انتظارات بی جایی از یکدیگر داشته باشند و رفتارهای خودخواهانه نشان دهند و با رفتارهای غیر مسئولانه استحکام زندگی زناشویی را سست تر کنند. آگاهی از نقش تان و آشنا بودن به وظایف همسری زندگی را شیرین تر می سازد.

– روی خودتان تمرکز کنید نه همسرتان
همیشه حق با شما نیست، همیشه این شما نیستید که درست می گویید.سعی کنید کمی از اختلافتان فاصله بگیرید و از دور نگاه کنید.حالا وقت آن است که درست ببینید، حتماً به همین شکل است که طرف مقابل هم مقصر است اما به خود یادآوری کنید که من هم بی تقصیر نبودم.اگر هر یک از ما آدم های منطقی تری باشیم روابط مان بی تنش تر خواهد بود.روی خودتان تمرکز کنید و سعی کنید برای اصلاح نقص هایتان تلاش کنید.

– تنها شما می دانید که باید چه کار کنید
تمام مجلات سبک زندگی پر هستند از روش هایی که شما می توانید برای به وجود آوردن یک زندگی عاشقانه به کار گیرید.

اما در آخر باید بدانید که شما به هیچ کدام از این توصیه ها نیاز ندارید.شما تنها کسی هستید که می دانید باید چه کاری انجام دهید.اصلاً مهم نیست که چقدر از ازدواجتان گذشته یا چقدر احساس صمیمیت نسبت به زندگی مشترکتان دارید، مهم این است که بعد از ورق زدن این صفحات ۳ عمل خاص را برای بهبود مسائل در زندگی تان به کار ببرید.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 8:59

همسرم به من علاقه ای ندارد و ازدواجم اجباری بوده است

سوال کاربر :

پسری هستم 22ساله. با دختری 18ساله ازدواج کردهام. او به من هیچ علاقه ای ندارد و ازدواجمان با اجبار بوده است. دختر مورد علاقه ام به تازگی ازدواج کرده است. چه کار کنم؟ دیوانه شدم. راهنمایی ام کنید.

بنا به گزارش آکاایران : پاسخ کارشناس :

با سلام خدمت شما مخاطب گرامی، از پیامک شما متوجه شدم که دو موضوع خاص ذهن شما را به شدت درگیر کرده و آرامش شما را از بین برده است؛ یکی ازدواج اجباری با همسرتان و دیگری ازدواج اخیر دختر مورد علاقه تان. ما در ادامه به بررسی این دو مقوله خواهیم پرداخت.

ازدواج اجباری چیست؟

درست است که اجبار در ازدواج یا حتی تشویق بیش از اندازه اطرافیان به ازدواج، آزار دهنده است، اما هر ازدواجی که این شرایط را داشته باشد، اجباری نیست.ازدواج اجباری به ازدواجی گفته می شود که در آن دختر یا پسر توسط فرد دیگری مانند والدین، سرپرست، خواهر، برادر و ...، با تهدید، خشونت، مشوقهای چشمگیر و یا قطع امکانات فعلی، مجبور شود با شخصی که هیچ علاقهای به زندگی با او ندارد، ازدواج کند.

برادر عزیز! بهتر است با توجه به این تعریف یک بار دیگر ازدواج خودتان را بررسی کنید و ببینید که آیا واقعاً اجباری بوده است یا خیر؟ این نکته را هم فراموش نکنید که به هر حال زمانی که ازدواجی صورت میپذیرد، مسئولیت آینده زن و شوهر برعهده خودشان است و هیچگاه با متهم کردن اطرافیان، در دراز مدت به نتیجه مطلوبی نخواهند رسید. بهتر است زن و شوهر، خود برای آینده زندگی مشترک شان برنامه ریزی کنند و تصمیم بگیرند. ممکن است یک ازدواج با وجود اجباری بودن، انتخاب بسیار خوبی باشد و بالعکس انتخابی نامناسب، باعث از هم پاشیدن یک ازدواج اختیاری شود.

شکست عاطفی

شدت تاثیر ازدواج دختر مورد علاقهتان در وجود شما، نشان دهنده شکستی است که معمولاً پس از فروپاشی یک رابطه عاطفی بروز می کند. شکست عاطفی یک رویداد استرس زاست و هنگامی که عامل آن شکست، یک رابطه مخفیانه و یا غیررسمی باشد، شدت آن بیشتر می شود؛ از آن جا که فرد در این شرایط از حمایتهای اجتماعی، دریافت همدلی و همدردی دیگران محروم است و به ناچار باید فشار روانی را در عین انتظارات عادی اطرافیان تحمل کند، معمولاً احساساتی نظیر ناامیدی و غم، عصبانیت، سردرگمی، افسردگی و ... در وی به وجود میآید که هم اکنون شما نیز درگیر مواردی مشابه آنها هستید. به شما توصیه میکنم ابتدا به ترمیم و تسکین شکست عاطفی خود بپردازید و سپس با دلگرمی زندگی فعلیتان را ادامه دهید.

توصیههایی برای ترمیم شکست عاطفی

اگر شما قصد دارید فصل جدیدی را در دوران جوانی خود آغاز کنید، بهتر است خود را به ایجاد تغییراتی در ذهن و رفتارتان ملزم کنید؛ در غیر این صورت تغییر مثبتی در وضعیت و حال شما رخ نخواهد داد؛ در این خصوص چند توصیه را خدمت شما بیان می کنم.

1 -این واقعیت را بپذیرید که رابطه عاطفی شما پایان یافته است. هم اکنون هر دو نفر شما ازدواج کردید و زندگی جدیدی را تشکیل دادید.

2 - اگر یادگاری و یا عکسهایی از آن فرد دارید برای همیشه از خود دور کنید.

3 - با افکار منفیتان مبارزه کنید و حس حقارت خود را از بین ببرید.

4 - اصلاً دنبال مقصر نگردید و خود را باعث و بانی تمام مشکلات نبینید.

5 -به هیچ عنوان قرار ملاقات یا گفت و گوی خصوصی با آن فرد نداشته باشید.

6 - او را با همسرتان مقایسه نکنید.

7 - این را قبول کنید که ناگهان همه چیز را نمی توان فراموش کرد و قدری به خودتان فرصت دهید تا با گذشت زمان به آرامش نسبی برسید.

8 - تمام حرفها را در دل خود نگه ندارید و از یک مشاور مطمئن که هیچ گونه حس ناامنی به شما نخواهد داد، کمک بگیرید.

پیشنهادهایی برای دلگرم شدن به زندگی

سعی کنید به جای کلنجار رفتن با عنوان این که ما درگیر ازدواج اجباری شدیم، با تلاش و کمک گرفتن از یک کارشناس، خود و همسرتان را به زندگی دلگرم کنید. به هر حال عشق سابق شما ازدواج کرده است و ایشان هم زندگی خاص خودش را آغاز کرده است و باید او را برای همیشه فراموش کنید. بهتر است راهکارهایی را که در ادامه ارائه میشود انجام دهید تا در آینده شاهد تاثیرات مثبت آن در زندگی خود باشید.

1 - نیازهای عاطفی همسرتان را درک کنید و گاهی در ابراز عشق به او پیشقدم شوید.

2 -به حرفهای همسرتان گوش دهید و با او گفت وگوی توام با احترام داشته باشید.

3 - هرگز و به خصوص در جمع، همسرتان را تحقیر نکنید و سعی کنید از او قدردانی کنید.

4 - در زمان بروز مشکلات به همسرتان روحیه بدهید و در انجام کارهایش وی را تشویق کنید.

5 - علاقه خود را به او ابراز و تاکید کنید که فقط او را دوست دارید.

6 -سعی کنید زبان عشق همسرتان را بشناسید. یعنی ببینید که با انجام چه کارهایی از سمت شما رضایت بیشتری خواهد داشت. اگر آن را ندانید ممکن است رفتارهای زیادی برای خشنودی همسرتان انجام دهید؛ اما رضایت او برآورده نشود و بی علاقگی وی تشدید شود. زبان های عشق شامل استفاده از کلام توأم با محبت و تاییدآمیز، وقت گذاشتن برای هم، هدیه دادن، خدمت کردن به یکدیگر و تماس فیزیکی است که در شمارههای 254 و 255 زندگی سلام ، صفحه خانواده و مشاوره به صورت کامل به آن پرداختیم.

امیدوارم که انجام این موارد بتواند به افزایش آرامش در زندگی شما، کمک کند.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت: 13:04

آکایران :دور از چشم پدر و مادرم با خانم مطلقه ای ازدواج کرده ام و هیچ کس از این ازدواج خبر ندارد. حال پدر و مادرم را چگونه برای قبول این ازدواج راضی کنم؟

با خانمی عقد کرده ام ولی هیچ کس خبر ندارد!!

سوال کاربر :

پسری هستم 25 ساله دارای شغل. از نظر مالی هم هیچ مشکلی ندارم. یک سال پیش با خانمی که طلاق گرفته بود، آشنا شدم و به یکدیگر علاقه مند شدیم در حدی که اگر روزی صدای هم را نشنویم، خواب مان نمی برد. عقد هم کردیم ولی هیچ فردی خبر ندارد جز خودم و خانمم! با این حال اصلا مادر و پدرم راضی نمی شوند که در کنار هم باشیم. به هر دری زدم، فایده ای ندارد.

بنا به گزارش آکاایران : پاسخ کارشناس

مخاطب محترم! به نظر می رسد اگر چه در ظاهر ازدواج کرده اید اما مسیر رسیدن به این ازدواج مسیری درست و اصولی نبوده است. در واقع به جای این که مرحله به مرحله جلو بروید یعنی بعد از بررسی و ارزیابی معیارها، نظارت والدین و استفاده از تجارب آن ها، علاقه مندی و ... در نهایت به ازدواج برسید ابتدا ازدواج اتفاق افتاده و حالا قرار است مراحل بعدی طی شود یعنی شما از آخر به اول آمده و مراحل را برعکس طی کرده اید و ابتدا ازدواج رخ داده است و حالا می خواهید آن را علنی کنید، رضایت و همراهی والدین تان را به دست آورید و ... پس قطعا با چالش ها و مشکلاتی روبه رو خواهید شد که گاهی شما را خسته و رنجیده می کند چون از ابتدا مسیر را اشتباه رفته اید.

معیارهای خاص تان را بازبینی کنید

برای این که انتخاب درستی در ازدواج داشته باشید، نیازمند بررسی معیارها هستیم که البته ما درباره شما اطلاعات کمی داریم. با این خانم از لحاظ سنی، فرهنگی، مالی، خانوادگی، مذهبی، اخلاقی و ... چه تفاوت و شباهت هایی دارید؟ آیا در موقعیت همسان و مشابهی قرار دارید؟ یا تفاوت ها فاحش و چشمگیر است! او دارای فرزند است یا نه؟ در چه مقطع زمانی با این خانم آشنا شدید؟ قطعا گذشت 6 ماه تا یک سال از طلاق رسمی برای رسیدن به ثبات اخلاقی و هیجانی لازم است تا فرد بتواند به یک دیدگاه درست و منطقی برای ازدواج دوباره برسد.

از یکدیگر فاصله بگیرید

اگرچه علاقه، جزء لازم و ضروری برای ازدواج است اما نباید به تنها دلیل و مهم ترین شاخص انتخاب همسر تبدیل شود. میزان علاقه در دوران آشنایی باید به حدی باشد که موجب هیجان شدید و تصمیم احساسی و شتاب زده نشود. این که گفته اید اگر روزی صدای هم را نشنویم، خواب مان نمی برد، نشان دهنده وابستگی عاطفی شدید به یکدیگر است و باید تعدیل شود نه این که بر اساس آن به ازدواج اقدام کنید! در چنین مواقعی مشاوران ازدواج به هر دو طرف توصیه می کنند مدتی از یکدیگر فاصله بگیرند و با هم هیچ گونه ارتباطی نداشته باشند تا بتوانند با بینش و ارزیابی واقعی تر ازدواج کنند.

ازدواج پنهانی نشانه سلامت ازدواج نیست

پنهان ماندن ازدواج و مخفی نگاه داشتن آن، نشانه سلامت ازدواج نیست بلکه نمایانگر ترس از دست دادن یا مورد سرزنش قرارگرفتن است. برای به دست آوردن رضایت و تایید خانواده در این مرحله کمتر کمکی از دیگران بر می آید چون شما با خشم و رنجش والدین مواجه هستید! کمک گرفتن از یک واسطه قابل اعتماد یا مراجعه حضوری به مشاوران خانواده می تواند تا حدی به شما و خانواده در اطمینان بخشی و هدایت بعد از این ماجرا کمک کند البته در صورت عقد دائم بررسی ازدواج شما سخت می شود و صرفا به راهکارهایی به منظور سازگاری بهتر منجر خواهد شد. امید است با درک بهتر شرایط و پذیرش سهم اشتباهات خود در این مسئله و همدلی بیشتر با خانواده ، بن بست پیش رو را از میان بردارید.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 27 بهمن 1394 ساعت: 16:15

آکایران :10 سال است که ازدواج کرده ام و همسرم بچه دار نمی شود. می خواهم برای بچه دار شدن مجددا ازدواج کنم ولی نمی دانم همسرم را چگونه راضی به ازدواج مجددم کنم؟

چگونه همسرم را برای ازدواج دوم راضی کنم؟

سوال کاربر :

جوانی هستم 28 ساله. 10 سال است که ازدواج کرده ام ولی صاحب فرزند نشدیم. مشکل هم از همسرم است. به پزشک های زیادی مراجعه کردیم؛ ولی نتیجه نگرفتم. چطور همسرم را برای ازدواج مجدد قانع کنم؟

پاسخ کارشناس :

بنا به گزارش آکاایران : مخاطب گرامی! در قدم اول از شما می خواهم که همسرتان را بیشتر دریابید و یار و یاور او باشید. انتخاب همسر و زوجیت و بستن پیمان وفاداری از نکات مهمی است که باید بیشتر به آن توجه کنید. اصل بنای زندگی بر ازدواج و تشکیل خانواده است. اگر خداوند همسری مناسب و در خور منزلت و جایگاه به شما عنایت کرده، ناشکری نکنید و قضاوت و پیشداوری را کنار بگذارید. اجازه بدهید کانون خانواده گرم و مستحکم بماند و بیشتر از قبل به همسرتان محبت کنید و احترام بگذارید تا احساس هیچ گونه کمبودی در زندگی نکند چراکه او هم جوانی و عمرش را در راه خدمت و زندگی مشترک با شما سپری کرده است.

نا امید نشوید

توجه کنید که هر چند تلاش زیادی کرده اید اما راه رسیدن به هدف تان و نتیجه گیری پایان نیافته است. افراد زیادی بودند که بیشتر صبر و بردباری داشته اند و تمام راه های ممکن را طی کرده و با یاری خداوند به نتیجه رسیده اند. زندگی فراز و نشیب های زیادی دارد؛ اما نباید زود احساس خستگی و نا امیدی کنید. در رحمت الهی به روی همه باز است و فقط باید خالصانه از خدا بخواهید و از سعی و تلاش در این راه برای درمان دریغ نورزید. اگر این مسئله برای شما نگران کننده است، بدانید همسرتان نیز از این موضوع رنج می برد؛ ولی به دلیل این که شما را ناراحت نکند بروز نمی دهد. مگر همسر شما قبل از ازدواج می دانست که این مسئله پیش می آید؟ و اگر اشکال از طرف شما بود آیا به این راحتی حاضر بودید همسرتان به دلیل فرزنددار نشدن از شما جدا شود؟ حال اگر پیشنهاد ازدواج دوم از ناحیه همسرتان باشد و احساس کنید که با صداقت و بدون تعصب و نگرانی است باز هم موضوع قابل تامل و بررسی است و نمی توان به طور قطع آن را پذیرفت.

تنها راه حل، ازدواج مجدد نیست

تنها راه فرزند دار شدن تعدد زوجات نیست. امروزه روش های متعدد علمی و مدرن وجود دارد که با وجود مشکل از یک طرف و حتی زوجین باز هم احتمال فرزند دار شدن برای آن ها وجود دارد و لزومی ندارد برای تأمین یک نیاز در زندگی، نیاز بالاتر و مهم تر از آن را از دست بدهیم؛ به عنوان آخرین پیشنهاد می توانید با برعهده گرفتن مسئولیت فرزندی که فاقد سر پرست است هم خلاء نبود فرزند را در زندگی پر کنید و هم چندین برابر، اجر و پاداش الهی را برای خود ذخیره کنید. از طرفی هم حسن نیت همسرتان را فراهم کرده اید و به این طریق نه احساس کمبود خواهید داشت و نه زندگی شما آسیب خواهد دید بلکه صلابت و استواری خانواده تداوم خواهد یافت و در گستره آن زندگی لذت بخش و رضایت مند خواهد بود.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394 ساعت: 12:06

آکایران :شوهرم مجددا ازدواج کرده و همسر دوم گرفته است و من حدود یک سال است با دو بچه ام جدا از او زندگی می کنم. خواهش می کنم کمکم کنید.

برای حفظ زندگی مشترک چه کنم؟

سوال کاربر :

چند وقت است که در زندگی مشترک مشکل داریم. یک سال است که همراه 2 بچه مدرسه ای جدا از شوهرم زندگی می کنم. واقعا خسته شده ام. شوهرم زن گرفته است البته با ازدواج موقت. خواهش می کنم کمکم کنید.

بنا به گزارش آکاایران : پاسخ کارشناس :

با سلام خدمت شما مخاطب گرامی. با مطالبی که در پیامک تان مطرح کردید متوجه شدم که به خاطر مسائلی که در زندگی زناشویی تان وجود داشته، جدا از همسرتان زندگی می کنید اما درخواست تان از مشاور چیست؟ آیا می خواهید دوباره با شوهرتان زندگی کنید یا با پذیرش شرایط موجود، به دنبال راهکارهایی برای بهبود شرایط فعلی تان هستید؟ طبیعی است که در یک زندگی زناشویی نامناسب، هیچ چیز آسان نیست اما اگر هنوز فکر می کنید که در زندگی زناشویی تان عشق و محبتی وجود دارد، با مطالبی که در ادامه مطرح می شود، می توانید آن را احیا کنید. پیش از هر چیز یادآوری می کنم که مسائل پیچیده همیشه راه حل های پیچیده ندارند.

هم شما و هم شوهرتان باید تغییر کنید

توجه کنید که تعارضات فقط در بستر روابط نزدیک رخ می دهد پس اجتناب ناپذیرند اما مذاکره و توافق برای به نتیجه رسیدن اصولی دارد که عبارت است از:

الف) اگر مایلید که همسرتان تغییر کند شما نیز متقابلا باید تغییر کنید. جالب است که ما به طور دقیق می دانیم که همسرمان باید برای بهبود زندگی مشترک مان چه کارهایی انجام دهد ولی از این مسئله غافلیم که ما نیز وظایفی در قبال او و زندگی مان داریم و اگر قرار است بهبودی اتفاق بیفتد لازم است که ما نیز تغییر کنیم.

ب) مذاکره باید براساس یک رویکرد برنده-برنده باشد تا هر دو طرف متعهد به انجام آن شوند.

ج) دقت کنید که توافق، یک کار مشترک است که هر دو طرف متعهد می شوند برای حفظ رابطه، به آن پایبند بمانند و آن را نقض نکنند. ما همواره نیاز داریم براساس مصلحت روابطمان تصمیم بگیریم. وقتی یکی از زوج ها یا هر دو به جای انتخاب راه مشترک، راه خود و مصلحت خویش را در پیش گیرد، معمولا روابط فرازناشویی رخ می دهد که متاسفانه برای شما، رخ داده است.

از استراتژی های دیگر استفاده کنید

بسیاری از افرادی که برای جدایی اقدام می کنند، بدون استثنا هر دو از شیوه کنترل کردن دیگری استفاده می کنند. در این روش افراد فکر می کنند که می دانند چه چیزی برای دیگران خوب است و چون همیشه می دانند چه چیزی به صلاح دیگری است، احساس می کنند وظیفه دارند که دیگران را به انجام رفتارهایی وادارند که خودشان می پسندند، اما شما فقط می توانید خودتان را تغییر دهید و نمی توانید همسرتان را تغییر دهید. هرچه بیشتر روی تغییر دادن همسرتان تمرکز کنید، رنج و ناراحتی بیشتری نصیب تان می شود.

راه حل های جدیدی را امتحان کنید

به منظور پذیرش شرایط، لازم است نخست بپذیرید هیچ انسان کامل و بی نقص و عیبی وجود ندارد و ثانیا انتظارات تان را کم کنید تا از زندگی تان لذت ببرید. رابطه زناشویی خیلی شبیه الاکلنگ است؛ برای مثال اگر همسرتان زیادی خوشبین است احتمالا شما زیادی منتقد هستید. دقت کنید که آنچه را که تاکنون درست و مناسب می دانسته اید، همان چیزهایی است که شما را در این شرایط ناراحت کننده قرار داده است؛ بنابراین به دنبال راه حل های جدیدی برای جذب شوهرتان باشید. راه حل هایی که در این یک سال به کار نگرفته اید. در ضمن و با توجه به شرایط خاص تان، حتما از نظرات یک مشاور متخصص کمک بگیرید تا تصمیم درستی بگیرید.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 25 بهمن 1394 ساعت: 17:07

آکایران :یک همسر زورگو و کنترل گر در ذهن خیلی از ما کسی است که دیگران را از مسیری که در زندگی شان می روند سرزنش کرده، خشونت فیزیکی دارد یا به طور مداوم تهدید کرده یا اولتیماتوم می دهد.

خصوصیات همسران سلطه گر چیست؟

بنا به گزارش آکاایران : الگوهای رفتاری خطرناک و ناسالم همیشه چندان واضح نیستند. همه ما ممکن است در دوره ای از زندگی گرفتار روابط مسموم شویم. و رفتارهای کنترل گر هیچ مرز و محدودیتی نمی شناسد – آدمها در سن، جنسیت، گرایش جنسی یا وضعیت اجتماعی-اقتصادی ممکن است در روابط خود سلطه گر باشند.

یک فرد کنترل گر در ذهن خیلی از ما کسی است که دیگران را از مسیری که در زندگی شان می روند سرزنش کرده، خشونت فیزیکی دارد یا به طور مداوم تهدید کرده یا اولتیماتوم می دهد. ما این فرد را قلدری تجسم می کنیم که به هر کس که می رسد او را تحقیر کرده و مدام به همسرش دستور می دهد. با اینکه این علامت ها به شدت مشکل ساز هستند اما نشانه های دیگری هم هست که به طور کاملاً متفاوتی خود را نشان می دهند.

افراد زورگو و کنترل کننده برای تسلط یافتن بر همسرشان از ابزارهای مختلفی استفاده می کنند. گاهی اوقات این کنترل احساسی آنقدر پیچیده می شود که کسی که تحت کنترل قرار گرفته باور می کند که خودش فرد زورگوی جمع است و یا خیلی خوش شانس است که همسر کنترل کننده اش او را تحمل کرده و با او مانده است. این رفتار چه منجر به مشکلات و آزارهای احساسی و فیزیکی بیشتر شود یا نشود، وضعیت سالمی در رابطه به حساب نمی آید. اگر بیشتر از چند مورد از علامت های زیر را در همسرتان مشاهده کردید، حتماً این مشکل را جدی بگیرید.

جدا کردن شما از دوستان و خانواده تان

ممکن است کم کم شروع شود اما معمولاً این اولین قدم برای کنترل کردن شماست. ممکن است از اینکه چقدر با برادرتان تلفنی صحبت می کنید شکایت کند یا بگوید از دوست صمیمی شما خوشش نمی آید و شما نباید دیگر با او معاشرت کنید. یا سعی می کند شما را برعلیه کسانی که تا پیش از این به آنها تکیه می کردید بشوراند. هدف او از بین بردن شبکه حمایتی شما و درنتیجه قدرتتان است تا احتمال اینکه بتوانید مقابل او بایستید کمتر شود.

انتقاد مزمن، حتی اگر موارد کوچک باشد.

انتقاد هم مثل جدا کردن شما چیزی است که کم کم شروع می شود. در واقع، ممکن است خودتان را متقاعد کنید که انتقادهای او فقط برای کمک کردن به شماست یا فقط ابراز عقیده اش است که مدل لباس پوشیدن، حرف زدن، غذا خوردن یا رفتارهای شما را دوست ندارد و شما نباید به خودتان بگیرید. اما این انتقادها هر چقدر هم کوچک و جزئی باشند، بخشی دائمی از رابطه شما شده و احساس پذیرفته شدن، دوست داشته شدن و ارزشمند بودن را برای شما سخت تر خواهد کرد.

تهدیدهای بیش از اندازه بر علیه شما یا خودش

خیلی ها فکر می کنند که تهدید فقط باید فیزیکی باشد تا خطرناک و مشکل ساز قلمداد شود. اما تهدید به ترک کردن، قطع کردن امتیازها یا تهدید به آسیب رساندن به خودش یا شما درست مثل خشونت فیزیکی مشکل دار است. برای هیچکس خوشایند نیست که در رابطه ای باشد که مدام ترس از ترک شدن یا آسیب دیدن داشته باشد. خیلی وقت ها تهدید به این خواهید شد که اگر او را ترک کنید، خانه، فرزندان و حمایت مالی تان را از دست خواهید داد. این تهدید ها چه واقعی باشند چه غیرواقعی راهی برای کنترل کردن شما برای به دست آوردن فرمانبرداری تان است.

شرطی کردن محبت/توجه/جذابیت

«اگه فلان کار را انجام بدی بیشتر دوستت خواهم داشت.» «اگه وزنت را پایین بیاری برای من جذاب تر میشی.» «اگه حتی زحمت شام درست کردن به خودت نمیدی واقعاً نمیدونم این رابطه به چه دردی می خوره.» «اگه بیشتر به موهات برسی به نظر من خوشگلتر میشی.» «اگه دانشگاهت رو تموم کنی شاید بتونی حرفی برای گفتن با دوستای من پیدا کنی و از جمع عقب نمیمونی.» همه این حرف ها پیام یکسانی دارند: شما، در این لحظه، به اندازه کافی خوب نیستید. این رفتار بسیاری از افراد سلطه گر در روابط کنترل کننده است.

چرتکه انداختن برای کمک هایش

روابط سالم و بادوام کاملاً متقابل هستند. این جزء ذات چنین روابطی است که دو طرف برای کمک به همدیگر از هیچ فرصتی دریغ نکنند. اما اگر می بینید طرف شما بخاطر کوچکترین اقدامی که برای شما کرده است چرتکه می اندازد – چه با کینه به دل گرفتن باشد، چه طلب کردن عملی متقابل از شما و … – مسلم است که می خواهد جایگاهی بالاتر از شما برای خود حفظ کند.

استفاده از عذاب وجدان بعنوان یک ابزار

خیلی از افراد سلطه گر آنقدر مهارت دارند که می توانند از احساسات خود فرد برعلیه خودشان استفاده کنند. آنها با ایجاد حس عذاب وجدان در فرد مقابل خود بخاطر کارهایی که بصورت روزمره انجام می دهد، به هدف خود برای کنترل کردن او می رسند چون طرفشان کم کم همه تلاش خود را می کند که آن حس عذاب وجدان را پیدا نکند. اغلب فرد تحت سلطه قدرت خود را از دست داده و از نظرات شخصی خود در رابطه می گذرد و طبق میل فرد سلطه گر رفتار می کند.

بدهکار کردن شما

افراد سلطه گر در ابتدای رابطه ژست هایی به شدت عاشقانه و رمانتیک دارند اما با نزدیک تر شدنتان به هم، خیلی از آن ژست ها – هدایای گران قیمت، انتظار تعهد زود هنگام، بردن شما به رستوران های لوکس و…– فقط برای کنترل کردن شماست. همه این کارها را می کند که شما معذب شوید که در مقابل کاری برای او انجام دهید و فرار کردن از آن رابطه را از نظر احساسی و منطقی برایتان سخت تر می کند.

جاسوسی کردن و بازجویی کردن مداوم

فرد سلطه گر احساس می کند حق دارد بیشتر از آنچه که می داند بداند. جاسوسی هایش را چه مخفیانه انجام دهد چه از شما بخواهد همه چیز را با او درمیان بگذارید، این تجاوز به مرزهای شماست. احتمال دارد تلفن همراهتان را چک کند، رمز عبور پروفایل های شما در رسانه های اجتماعی را طلب می کند، ایمیلتان را چک می کند و همه اینها را با گفتن اینکه به شما اعتماد ندارد یا به زبان آوردن جمله کلیشه ای « اگه کار اشتباهی نمیکنی از چی میترسی » توجیه می کنند. این رفتارها تجاوز به حریم شخصی شماست و نشان می دهد که این فرد هیچ تمایلی برای اعتماد کردن به شما ندارد و در مقابل می خواهد مثل پلیس ها مدام شما را بازجویی کند.

حسادت کردن، تهمت زدن و پارانویا

حسادت های او در ابتدای رابطه برایتان جذاب است. باعث می شود تصور کنید برایش اهمیت دارید و مراقبتان است. اما وقتی این حسادت ها شدیدتر می شوند، ممکن است ترسناک و تملک گرایانه شوند. کسی که با ارتباط شما با دیگران شک دارد و شما را بخاطر روابط سالمی که با دیگران دارید متهم می کند، فردی مضطرب، حسود، مبتلا به پارانویا و بی اعتمادبه نفس است. علاوه بر آن، از این رفتار برای کنترل شما در رابطه هم استفاده می کند.

احترام نگذاشتن برای زمانی که دوست دارید تنها باشید

این هم روش دیگری برای نابود کردن قدرت شماست : ایجاد عذاب وجدان بخاطر زمانی که نیاز دارید تنها باشید یا اینکه باعث شوند بخاطر این کارتان احساس کنید به اندازه کافی دوستشان ندارید و به همین دلیل می خواهید زمان هایی را بدون آنها بگذرانید. طبیعی است که دو طرف به یک اندازه به این اوقات تنهایی نیاز نداشته باشند، حتی اگر هر دو افراد برون گرا باشند نه درون گرا. در روابط سالم حرف زدن درمورد این نیازها افراد را به مصالحه می رساند. اما در روابطی که یکی از طرفین سلطه گر است، طرفی که به زمانی برای تنها بودن نیاز دارد فردی خودخواه قلمداد می شود که طرفش را نادیده گرفته است.

وادار کردنتان به کسب اعتماد یا هر رفتار خوب دیگر

البته مطمئناً اعتماد شما به کسی که پنج سال است می شناسید تا کسی که یک ماه است با او معاشرت می کنید بیشتر است اما قسمتی از اعتماد باید در ذات یک ارتباط وجود داشته باشد.

به عنوان مثال نباید لحظه به لحظه کارهایی که می کنید یا جاهایی که می روید را برای کسی توضیح دهید و همینطور طرفتان نباید حق دسترسی داشتن به اکانت ایمیل یا پروفایل هایتان در رسانه های اجتماعی را داشته باشد. اگر اعتماد چیزی باشد که مجبور شوید برای کسب آن تلاش کنید به جای اینکه جزء ذات ارتباطتان باشد، باید بدانید که رابطه تان مشکل دارد.

گناهکار فرض کردن شما تازمانیکه خلاف آن ثابت شود

فرد سلطه گر مهارت زیادی در ایجاد این حس در شما دارد که کار اشتباهی انجام داده اید، حتی قبل از اینکه بفهمید اصلاً چکار کرده اید. ممکن است از راه برسید و ببینید از چیزی که متوجه آن شده اند یا در غیاب شما به آن فکر کرده اند عصبانی هستند و آنقدر مدارک علیه کار اشتباهتان ارائه می کنند تا احساس کنید یک پرونده درست و حسابی علیه شما تنظیم کرده اند — حتی بااینکه اصلاً آن را درک نمی کنید. از جایی که لیوان قهوه اش را گذاشته اید تا ناهار خوردنتان با یکی از همکارانتان بدون اینکه به او بگویید، همیشه به داشتن انگیزه های تبه کارانه متهم هستید.

چرا اینکار را می کنند؟ بخاطر اینکه از آن برای وادار کردنتان به کاری یا چیزی استفاده کنند و یا تلاش کنند آنطور که آنها می خواهند رفتار کنید.

خسته کردن شما از بحث و مشاجره تا جایی که کوتاه بیایید

خیلی از افراد سلطه گر با زیرکی حرف خود را به کرسی می نشانند اما خیلی از آنها هم آنقدر با شما بحث می کنند که بالاخره حرف خود را به کرسی بنشانند. این در مواردی که طرفشان منفعل تر باشد و حوصله بحث کردن طولانی مدا سر یک مسئله را نداشته باشد شایع تر است. با این روش طرفشان را از بحث های طولانی خسته کرده و باعث می شوند حرفشان را بپذیرند.

ایجاد احساس حقارت در شما بخاطر اعتقاداتتان

چه در مورد ایمان و اعتقادات مذهبی تان باشد، چه عقاید سیاسی تان. چه سنت های فرهنگی یا دیدگاه شما نسبت به طبیعت انسان. خیلی خوب است که کسی که در زندگی مان است ما را به بحث های جالب که باعث می شود دیدی متفاوت نسبت به دنیا پیدا کنیم، وارد کند اما اینکه عقاید شما را احمقانه جلوه دهد و تحقیرتان کند و سعی کند دیدگاه شما را درمورد چیزی که خیلی برایتان مهم است تغییر دهد اصلاً خوب نیست. به استقبال تجربیات و ایده های جدید رفتن فوق العاده است اما برای یک همسر سلطه گر این فقط یک خیابان یکطرفه است. او دوست دارد شما را وادار به پذیرفتن اعتقادات خودش کند.

ایجاد این حس که ارزش با او بودن را ندارید

همسران سلطه گر چه با ایجاد این حس باشد که کمتر از آنها جذاب هستید یا با بزرگ تر جلوه دادن دستاوردهای کاری خودشان نسبت به دستاوردهای شما یا مقایسه کردن شما با افرادیکه قبلاً در زندگی شان بوده اند، می خواهند وادارتان کنند که قدر اینکه با آنها هستید را بدانید. این باعث می شود سعی کنید برای خوشحال و راضی کردنشان بیشتر و بیشتر تلاش کنید.

اذیت کردن و مسخره کردن هایی که ایجاد ناراحتی کند

شوخی و اذیت کردن یکی از روش های ارتباطی در خیلی از روابط است. نکته مهم این است که این رفتار در هر دو طرف احساس راحتی و محبت ایجاد کند. اما در بسیار از روابط سلطه گر، آزار احساسی با جملاتی نظیر «فقط داشتم شوخی می کردم، نباید به خودت بگیری» توجیه می شود. این رفتار نه تنها شما را ناراحت کرده بلکه به داشتن واکنش نادرست هم متهم کرده است و در اصل به شما گفته می شود که در برابر اینکه چه احساسی پیدا کنید حقی ندارید.

ارتباط جنسی که بعد از آن احساس ناراحتی دارید

رفتارهای سلطه گر و کنترل کننده همیشه راه خود را در اتاق خوابتان هم باز می کنند. گاهی اوقات در همان لحظه ارتباط جنسی هم هیچ چیز برایتان خوشایند نیست و گاهی بعد از آن احساس ناراحتی به شما دست می دهد. در هر دو حالت وقتی ارتباط جنسی با او احساس خوبی به شما نمی دهد، نشانه این است که مشکلی وجود دارد.

عدم تمایل به شنیدن نظرات شما

متوجه می شوید که مدام وسط حرف شما می پرد یا نظراتی که ارائه می کنید خیلی زود فراموش می شوند یا اصلاً توجهی به آنها نمی شود. مکالمات شما معمولاً تحت سلطه اوست تاجاییکه یادتان نمی آید آخرین باری که درمورد نظر شما سوال کرده است کی بوده است. همینطور هیچوقت اجازه نمی دهد درمورد رفتارهای او نظر و احساستان را ابراز کنید.

مجبور کردن شما به رفتارهای ناسالم مثل اعتیاد به موادمخدر

زیر سوال بردن اهداف شما برای تناسب اندام، وسوسه کردن مداوم شما به کشیدن سیگار وقتی ترکش کرده اید، احترام نگذاشتن به تصمیم شما به کمتر نوشیدن مشروبات الکلی و … همه اینها روش هایی است که همسر سلطه گر تلاش های شما برای سالم تر زندگی کردن را خنثی می کند. ازآنجا که این افراد تلاش می کنند طرف مقابل خود را ضعیف تر کنند، ابزاری طبیعی برایشان به حساب می آید.

از بین بردن اهداف تحصیلی و کاری تان با ایجاد حس تردید به خودتان

شاید همیشه فکر می کردید به دانشکده حقوق بروید و الان همسرتان باعث می شود احساس کنید که نمراتتان به اندازه کافی خوب نیست که در آن رشته قبول شوید. شاید همیشه دوست داشتید تجارتی برای خودتان راه بیندازید اما همسرتان افکار و ایده های شما را احمقانه می داند و باعث شده است اعتمادبه نفستان را از دست بدهید. یک همسر سلطه گر با کاشتن بذر تردید درمورد استعدادها و توانایی هایتان، همیشه از شما بعنوان سلاحی علیه خودتان استفاده می کند.

این روشی دیگر برای گرفتن استقلال شما و وابسته کردن بیشترتان به خودش است تا خواسته های او را بهتر انجام دهید.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 24 بهمن 1394 ساعت: 14:25

آکایران :طلاق یکی از معضلات اجتماعی است که ممکن است زوج های بسیاری با آن درگیر شوند و هر کدام از طرفین برای زندگی بعد از طلاق ممکن است مشکلاتی داشته باشند.

بعد از طلاق با فامیل چگونه روبرو شوم؟

بنا به گزارش آکاایران : یکی از دغدغه ها و فشارهای بسیار زیاد بعد از طلاق، نحوه رو به رو شدن با فامیل های کنجکاو است که چشم به دهان ما دوخته اند. نگرانی درباره قضاوت های عجولانه آن ها و ده ها دغدغه دیگر، می تواند برای هر شخصی چالشی بزرگ باشد؛ محمدرضا نوربخش، کارشناس ارشد مشاوره در ادامه این مطلب نکاتی را در این باره مطرح می کند.

بعد از طلاق تان اطلاعات اضافی ندهید

یکی از استرس های بزرگ زن و مرد این است که خبر طلاق را چه طور به اطرافیانشان بدهند و معمولا هر کدام، داستانی برای طلاق شان می بافند و بارها آن را برای دیگران تکرار می کنند. در چنین شرایطی این ایده خوبی است که قبلا تمرین کنید چه چیزی را باید چگونه بگویید. تصمیم بگیرید چه میزان از جزییات برای گفتن به آن ها مناسب است. سعی کنید اطلاعات اضافی ندهید. ارائه اطلاعات بیش از حد درباره مشاجرات و یا مثلا خیانت و ... ممکن است موجب شود که بعدا آن ها شما را سرزنش کنند.

بعد از طلاق تان دروغ نگویید و پنهان نکنید

بعضی افراد به خصوص خانم ها بعد از طلاق موضوع جدایی شان را از دیگران پنهان می کنند یا دروغ می گویند که این اصلا مطلوب نیست؛ البته این نکته را هم در نظر بگیریم که کسانی که در زندگی فرد نقشی ندارند، ضرورتی ندارد درباره طلاق وی چیزی بدانند و آن فرد می تواند درباره این موضوع با آن ها هیچ صحبتی نکند؛ اما دروغ گفتن یا پنهان کردن این موضوع به هر قیمتی، یک سری آسیب ها را در پی دارد.

بعد از طلاق تان با آرامش صحبت کنید

هنگامی که می خواهید این خبر را به فامیل بگویید، آرام باشید. با یک مقدمه طولانی شروع نکنید. اگر این خبر را بدون مقدمه طولانی بگویید و سپس موقعیت را تا آن جا که ممکن است با ظرافت برای آن ها تبیین کنید، مقداری از اضطراب آن ها کم خواهد شد. واکنش های شدید و هیجانی از طرف شما، وقتی اقوام و فامیل سوال می کنند، ممکن است باعث مقابله دوجانبه و قضاوت های نا بجا شود.

بعد از طلاق از همسر سابقتان زیاد بدگویی نکنید

شما و همسر سابقتان اوقات خوشی هم داشته اید یا حداقل فامیل و اقوام روابط مثبت شما را قبلا هم دیده اند. شاید برخی از آن ها هم احتمالا با همسر سابقتان دوستی داشته اند و از او خوششان می آمده، با این توصیف گرچه اکنون از دست او عصبانی هستید اما بدگویی زیاد شما از او می تواند باعث تعجب و ناراحتی برخی شود و از طرفی هم شما عصبانی شوید که چرا آنان از همسر سابقتان طرفداری می کنند. ضمن اینکه تحقیر و سرزنش شدید یک نفر می تواند باعث پیش برداشت های نادرست و کناره گیری دیگران از شما شود چون نگران برخورد شما با خودشان خواهند بود.

,طلاق, زندگی بعد از طلاق, زندگی کردن بعد از طلاق,همسرداری،آیین همسرداری ،ناگفته های مسايل زناشویی
اگر می خواهید بیشتر بدانید : طلاق توافقی ،چرا و چگونه؟

بعد از طلاق تان رابطه با فامیل را قطع نکنید

شاید فشار ناشی از توضیح دادن و قضاوت های دیگران، شما را به این نتیجه برساند که بهتر است رابطه تان را با فامیل قطع کنید؛ اما این راهکار خوبی نیست، چون اول این که شما نیاز به حمایت اجتماعی دارید، دوم این که همه فامیل قرار نیست با شما بد برخورد کنند، سوم اینکه قطع رابطه با آنان نه تنها فشار را کم نمی کند بلکه سوء تفاهم ها و کنجکاوی ها را بیشتر هم می کند، چهارم و از همه مهم تر این که شما نیاز دارید با مسائل بعد از طلاق سازگار شوید و سریع تر به روال عادی زندگی بازگردید؛ بنابراین روابط خود را با فامیل ادامه دهید هرچند می توانید روابط تان را با برخی از آن ها محدود کنید.

بعد از طلاق تان خیلی به قضاوت های فامیل اهمیت ندهید

دیگران جای شما نبودند و تجربیات شما را نداشتند و نمی توانند مانند شما احساس، فکر و رفتار کنند. آنان براساس شرایط زندگی، سبک و نظر خود، احساس، فکر و رفتار می کنند. اگر شما تلاش های خود را انجام داده اید، با یک یا چند مشاور قبل از طلاق صحبت کرده اید، تصمیمتان را مرور کرده و در نهایت اقدامات لازم را انجام داده اید، دیگر نیازی نیست به خودتان فشار بیاورید تا همه را راضی کنید و آنان حق را به شما بدهند.

این اتفاق نخواهد افتاد چون دیگران جای شما نیستند و نمی توانند باشند؛ البته اگر هم اقدامات لازم و مفیدی برای پیشگیری از طلاق انجام نداده اید و دیگران شما را به این دلیل سرزنش می کنند، بدانید احساس گناه و سرزنش بیش از حد، نه تنها نمی تواند به شما کمک کند، بلکه آسیب زا هم هست.

بعد از طلاق تان صبور باشید

اطلاع خبر طلاق با روشی ملایم و آرام به اقوام و افرادی که شما را دوست دارند سبب می شود از حمایت و علاقه مثبت آن ها برخوردار شوید، نه این که با دیگران برای نزاع و مشاجره با همسر سابقتان متحد شوید. طلاق یک مرحله گذار است و دیگران نگران شما هستند، بنابراین به خودتان و آن ها فرصت بدهید تا این خبر را پردازش کنند و با تغییراتی که ایجاد می شود کنار بیایند.

این آسان نیست اما صبر، حمایت و صداقت می تواند عبور از این مرحله را برای هر فردی آسان تر کند.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 23 بهمن 1394 ساعت: 12:06

آکایران :یک سری سوالات وجود دارد که می تواند زندگی زناشویی تان را به خظر بیاندازد. اگر از پرسیدن این سوالات از همسرتان خودداری کنید، مطمئن باشید که رابطه ای رضایت بخش تر و شادتر در کنار او خواهید داشت.

این سوالات را هرگز از همسرتان نپرسید

بنا به گزارش آکاایران : بیشتر مقالات درمورد حرف هایی که نباید به همسرتان بگویید به اجتناب از حرف زدن درمورد موضوعات تابو و خارج از محدوده اشاره می کند. با اینکه این موضوعات هم می تواند برایتان مفید باشد اما سوالاتی عمیق تر و مهمتر هم وجود دارد که خودداری از پرسیدن آنها ضروری تر است. اگر از پرسیدن این سوالات از همسرتان خودداری کنید، مطمئن باشید که رابطه ای رضایت بخش تر و شادتر در کنار او خواهید داشت.

_ «مشکلت چیه؟ چرا همیشه این کار رو میکنی؟»

قضاوت منفی کردن در مورد همسرتان هیچوقت کار درستی نیست. تنها تاثیری که دارد بیشتر کردن رفتارهای منفی در اوست که سعی دارید تغییرشان دهید چون قضاوتتان او را از شما دورتر می کند.

به جای حمله کردن به او به خاطر کارهایی که دوست ندارید انجام دهد، در مورد چیزهایی که دوست دارید و حسی که وقتی انجامشان می دهد در شما ایجاد می شود با او حرف بزنید.

مثلاً فرض کنیم که همسرتان همیشه عادت دارد در خمیر دندان را باز بگذارد. به جای اینکه به او بگویید، «مشکلت چیه؟ چرا همیشه این کار رو میکنی؟» می توانید بگویید، «عزیزم میشه لطف کنی از این به بعد بیشتر در خمیر دندان را ببندی؟ شاید احمقانه به نظرت برسه ولی وقتایی که این کار رو میکنی احساس می کنم بیشتر دوستم داری.»

بعد دفعه بعدی که در خمیر دندان را بست، آن لذت بیشتر دوست داشته شدن را احساس کنید و بگذارید خوشحالتان کند. بغلش کنید و ببوسیدش. به او بگویید که می دانید کار کوچک و پیش پا افتاده ای است اما واقعا ممنونید که این کار را کرده است. وقتی همسرتان ببیند بخاطر این کار کوچک تحسینش می کنید، دلش می خواهد کارهای بیشتر و بیشتری برایتان انجام دهد و این حس مثبت بین تان باقی می ماند.

_ «چرا هیچوقت کاری که میگم رو انجام نمیدی؟»

متهم کردم جذاب نیست. فضایی از ناامیدی، خشم، بی اعتمادی و جدایی ایجاد می کند. اینکار نه تنها برای رابطه تان مخرب است بلکه کاملاً بی فایده است.

تابحال کسانی را دیده اید که سبک زندگی و شخصیت شان را ناگهان عوض می کنند چون همیشه متهم می شده اند؟ آدمها گاهی اوقات به این دلیل تغییر می کنند که از بس متهم شان کردند احساس بدی پیدا کردند. در چنین شرایطی قدرت درونی فرد او را به سبک جدیدی از زندگی می کشاند. شما آن کاتالیزوری نباشید که طرفتان را تغییر دهید. راه های دیگری برای ایجاد همان تاثیر به روشی قابل اطمینان تر و سازنده تر هم وجود دارد.

هر وقت از همسرتان ناراحتید، اول باید مسئولیت احساسات، افکار و اعمال خودتان را بپذیرید. سهم خودتان را از این تساوی به گردن بگیرید. به جای فکر کردن به کارهای اشتباهی که همسرتان انجام می دهد، تمرکزتان را روی راه هایی که می تواند باعث تقویت رابطه تان شود بگذارید.

وقتی بیشتر به راه حل مشکل فکر کردید و درک بهتری از موقعیت و شرایط پیدا کردید، با لحنی شفاف و آزاد و دوستانه با او حرف بزنید تا راه حلی پیدا کنید که هر دو شما را خوشحال تر کند.

_ «چرا اینقدر (تنبل، خودخواه، قدرنشناس) هستی؟» / «چرا مهربون تر، بهتر نمیشی؟»

وقتی ناراحتید، نباید به طرفتان حمله کنید. این کار هیچ کمکی به شما نمی کند. شما با او هستید، با کل زندگی اش، او هم با شماست، با کل زندگی تان. اگر با هم هستید، یعنی تقریباً زوج خوبی هستید.

اگر می خواهید کیفیت رابطه تان بهتر شود، با نحوه ارتباط و حرف زدنتان شروع می شود. دکتر مارشال روزنبرگ می گوید که مفیدترین راه ارتباط برقرار کردن با همسرتان این است که صادقانه احساساتتان را ابراز کنید و با همدردی به ابراز احساس او پاسخ دهید.

صادقانه ابراز کنید چه حسی دارید و چه می خواهید، بدون اینکه او را متهم کنید، از او انتقاد کنید یا چیزی طلب کنید. وقتی همسرتان با شما حرف می زند، همدردانه گوش دهید که چه می گوید و چه حسی دارد، بدون اینکه انتقاد، اتهام یا طلبی از او بشنوید.

این نوع ارتباط برمبنای آزادی بیان، صداقت و درک شکل می گیرد و باعث تقویت رابطه تان می شود.

_ « چرا نمیتونی یک کم آروم باشی؟ »

اگر همسرتان در واکنش جنگ و گریز است به دستور شما نمی تواند « آرام تر » شود. اگر استرس دارد، یعنی چیزی اذیتش می کند. در غیر اینصورت می توانست آرام باشد. ناراحتی همسرتان می تواند دلایل مختلفی داشته باشد و با اینکه طبیعی است شما از او بخواهید آرام تر باشد، گفتنش در آن لحظه یعنی می خواهید به نتیجه ای که خودتان می خواهید برسید.

بهترین کاری که برای آرام تر کردن او می توانید انجام دهید این است که درکش کنید. قبل از اینکه بتوانید چیزی را تغییر دهید اول باید آن را بفهمید و درک کنید. گاهی اوقات درک کردن تنها چیزی است که به آن نیاز دارد.

وقتی درمورد اینکه چه اتفاقی برای همسرتان افتاده کنجکاو باشید و با آرامش آن را از او بپرسید، قدمی مفید برداشته اید. وقتی در چنین فضای حمایتگری با او حرف بزنید مطمئن باشید به نتیجه ای که می خواهید می رسید.

_ « می خوای از من جدا بشی؟ »

استفاده از این جمله در مشاجرات روزمره غیرضروری است و از نظر عاطفی یک مخرب احساسی به حساب می آید. خیلی اوقات افراد این سوال را نمی پرسند که وضعیت برایشان روشن شود، می پرسند که امکان جدایی را به صورت تهدیدی وارد دعوا کنند.

اگر واقعاً می خواهید آن لحظه رابطه تان را بر هم بزنید، به او بگویید و همان کار را هم بکنید. درغیراینصورت، دلیل برای پرسیدن این سوال وجود ندارد. اگر احساس می کنید آن لحظه خیلی عصبانی هستید، یک قدم به عقب برداشته و مسئله را تا جایی که می توانید منتقدانه بررسی کنید و وقتی اوضاع بین تان آرام تر شد دوباره درمورد آن موضوع حرف بزنید.

اگر واقعاً می ترسید طرفتان بخواهد شما را ترک کند، خیلی ساده بگویید، «عزیزم، ببخشید. اجازه بده چند دقیقه برای خودمان باشیم و وقتی آرام تر شدیم حرف بزنیم.» و وقتی کمی آرام تر شدید، از او بپرسید، «الان چه حسی داری؟» یا «از رابطه مان چه می خواهی؟»

وقتی این سوالات را به روشی که تهدید آمیز نباشد بپرسید، به همسرتان فضای لازم برای فکر کردن سازنده درمورد سوالاتتان را خواهید داد. اگر همسرتان واقعاً قصد داشته باشد ترکتان کند، به شما خواهد گفت. درغیراینصورت، صحیح و با آرامش پرسیدن اینگونه سوالات صمیمیت بین تان را بیشتر خواهد کرد.

_ « مطمئنی که دوست داری با من زندگی کنی؟ »

با اینکه برای سلامت رابطه مهم است که دو طرف همدیگر را تحسین کنند اما هر فرد خودش مسئول احترام و اعتماد به نفس خود است.

همانطور که جردن گری، روانشناس خانواده می گوید، نشان دادن علاقه تان به همسرتان به صورت مرتب و روزانه و اطمینان دادن به او که برایتان بسیر جذاب است، رمز داشتن یک رابطه رضایت بخش است.

همینطور دکتر دیوید شارک نویسنده کتاب ازدواج پرعشق می گوید، داشتن تمایل و علاقه جنسی به کسی که مدام به دنبال تایید گرفتن از شماست سخت است. اگر مدام به دنبال تایید گرفتن طرف مقابلتان باشید، دیر یا زود برای همسرتان سخت خواهد شد که تحسینتان کند یا به شما احترام بگذارد.

راه حل این است که مطمئن شوید خودتان خودتان را دوست دارید و دوست دارید با خودتان باشید. وقتی برای خودتان جذاب باشید آنوقت برایتان راحت تر خواهد بود که بفهمید همسرتان واقعاً تحسینتان می کند و دوست دارد با شما باشد یا خیر.

_ « می تونم بهت اعتماد کنم؟» / «راستش رو بهم میگی؟ »

پرسیدن مستقیم این سوال ایده خوبی نیست. هم اینکه باعث می شود همسرتان بلافاصله به حالت دفاعی برود و هم اینکه هیچوقت نمی توانید به پاسخی که دریافت می کنید مطمئن باشید.

دلیل آن این است که اگر اساساً نمی توانید به کسی اعتماد کنید، دیگر پرسیدن اینکه می توانید یا نمی توانید به او اعتماد کنید فقط اعصابتان را خردتر می کند.

وقتی افراد در روابط خود حالت مالکیت پیدا کرده و کمی حسود می شوند، مارک مانسون توصیه می کند، «خیلی ساده است: یا به همسرتان اعتماد دارید یا ندارید. اگر به او اعتماد دارید، پس دهانتان را ببندید. اگر اعتماد ندارید، دلیلی برای ادامه زندگی تان با او وجود ندارد.

اما اگر به او اعتماد دارید ولی او به شما دروغ بگوید چه؟ آنوقت مطمئن باشید که یک روز متوجه دروغ های او خواهید شد. ماه هیچوقت پشت ابر نمی ماند. بالاخره دروغ های او رو شده و متوجه آن می شوید. و آن روز، ترکش کنید.» بله کمی تلخ است اما کاملاً رک و راست است.

_ « اگه میدونستی ناراحت میشم، چرا این موضوع رو وسط کشیدی؟ »

یک رابطه خوب و باکیفیت با شبه آرامش ناشی از نگفتن ها ایجاد نمی شود. این رابطه با راحتی واقعی دو نفری حاصل می شود که با شفافیت کامل با هم صحبت می کنند تا صمیمیت رابطه و رضایتشان را از آن بیشتر کنند. برای این منظور باید بتوانید درمورد موضوعات سخت و ناراحت کننده هم با هم صحبت کنید.

همانطور که دکتر دیوید شارک توصیه می کند، برای اینکه یک رابطه رضایت بخش باشد، باید هر دو طرف بتوانند به طور مستقل به خودشان آرامش دهند. مطمئناً آرامش دادن به خود و مقابله با خود در یک زمان کار دشواری است. یعنی با آن قسمت از خودمان که شاید دوست نداشته باشیم با آن روبه رو شویم کنار بیاییم، مثل ترس هایمان، اضطراب ها و ناامنی هایمان.

البته به همان اندازه که سخت است، سودمند هم خواهد بود. دقت به اتفاقاتی که درونتان می افتد با شفافیت، آزادی و کنجکاوی باعث ارتقای مداوم رابطه و زندگی تان خواهد شد.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت: 13:24

آکایران :ازدواج و طلاق برای دختران و پسران دهه هفتادی به یک کار عادی و بسیار ساده ای تبدیل شده است. اما شاید شما هم تمایل داشته باشید دلیل این کار را بدانید.

ازدواج و طلاق به سبک دهه هفتادی ها

بنا به گزارش آکاایران : از آن روزی که برای اولین بار وارد اتاق سحر شدم و با تعجب دیدم اتاقش شبیه فروشگاهی است که با انبوه هدایا، از شکلات و عطر تا خرس های عروسکی متعدد تزیین شده، تنها یک سال گذشته است؛ همان روزی که با ذوق و شوق می گفت: «همه اینا رو شایان خریده، دیوونه تیپ و دست و دلبازی شم.» و حالا بعد از یک سال باز در همان اتاق هستم واتفاقا یکی از همان خرس های گنده قرمز یادگار هدایای شوهر سابقش را بغل کرده، اما از آن شور و حال قبلی هیچ اثری نیست.

می گوید: «لیاقتمو نداشت به جهنم! به درک! راحت شدم.» از خودم می پرسم عشقی که به قول سحر آنقدر «راستکی» بود که او و شایان 23 ساله را بعد از شش ماه آشنایی، پای سفره عقد بنشاند چرا آنقدر قدرت نداشت که آن ها را بیشتر از یکسال در کنار هم نگه دارد؟ کمی که می گذرد، خرس عروسکی قرمز را به گوشه ای پرت می کند، پشت پنجره خانه پدری ایستاده است، خیلی فرق کرده، دیگر عاشق تیپ یا دست و دلبازی هیچ کس نیست و البته تفاوت مهم تر این است که زمان، هرگز برایش به عقب باز نمی گردد.

شبیه سربازی است که در اولین نبردش، شکست سختی خورده است و در عمق نگاهش راز تلخ این شکست برای همیشه پنهان خواهدماند. آمار و ارقام می گوید این روزها بیشترین تعداد طلاق در جامعه ما مربوط به دهه هفتادی هاست. نسل پرشور و متفاوتی که اتفاقا، برخلاف دهه شصتی ها، اصلا اصراری به پیدا کردن نیمه گمشده شان ندارند و ازدواج در سنین پایین در آن ها به وفور است، اما متاسفانه تعداد پرونده های طلاقشان هم دارد پا به پای آمار ازدواجشان پیش می آید. ما این بار با حضور دکتر نصیر دهقان، پزشک و مدرس دانشگاه، به چرایی آمار بالای طلاق در میان جوانان دهه هفتاد پرداختیم، با ما همراه باشید...

دو سالار در یک اقلیم نمی گنجند

خیلی وقت ها از سه عامل مشکلات اقتصادی، نارضایتی از رابطه زناشویی و اعتیاد، به عنوان مهم ترین عوامل طلاق نام برده می شود، اما به جز این ها به نظر می رسد رویکرد غیراصولی پدر و مادران در تربیت و پرورش فرزندانشان را هم باید به این عوامل اضافه کرد؛ فرزندان دردانه ای که با توجه به بالارفتن تحصیلات پدر و مادرها یا به دلیل شرایط اقتصادی و اجتماعی موجود، اغلب در خانواده هایی کوچک با یک یا حداکثر دو فرزند تربیت شده و بسیار مورد توجه و محبت بوده اند، ضمن اینکه بعد از دهه هایی متوالی پدرسالاری، ورق هم برگشته و آن یکی یکدانگی با دوره فرزندسالاری، توأم شده است.

مجموعه این شرایط باعث شده که فرزندان با تساهل و تسامح بالای پدران و مادران رشد پیدا کرده و از اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد، حق تقدم برای آنان به صورت فراگیر و بی چون و چرا آغاز شود، تا آنجا که نتایج این رویه غلط گاهی به بی مسئولیتی و افسارگسیختگی رفتاری محسوس در جوانان انجامیده است. حالا به آنجا رسیده ایم که دختران و پسران در دوران فرزندسالاری، هر کدام برای خودشان سالاری شده اند و راستش عجیب نیست اگر بعد از ازدواج، این دو سالار در یک اقلیم نگنجند!

ایرادها و مشکلات فرزندپروری در ایران

به طور خلاصه، شاید ناآگاهی والدین و اجرای الگوی تربیتی کاملا احساساتی همراه با دلسوزی های آسیب رسان، مهم ترین نقیصه تربیت فرزندان در نسل جدید باشد، برای نمونه در ایران مادران یک عمر به اشک ها یا نارضایتی های فرزندانشان حساس بوده و در مقابل آن دست و پایشان را گم کرده اند، در حالی که در دنیا دلسوزی در فرزندپروری، کاملا رد شده است. مساله بسیار مهم تر دیگر این که ما برای تربیت فرزندانمان آموزش ندیده ایم، نیروی متخصص زیادی هم برای آموزش شیوه های درست تربیت و به روز فرزندان در خانواده ها نداریم و به همین دلایل نسلی بار می آوریم که همیشه ناراضی، مسئولیت ناپذیر و طلبکار است و البته ناکامی پشت ناکامی انبار می کند.

خوب است در اینجا اشاره کنیم، هشت قانون اساسی برای فرزندپروری عملی وجود دارد که هیچ کدامشان در کشور ما به عنوان اصول تربیت فرزند، رعایت نمی شوند و نا به هنجاری ها و سرکشی های شایع در نوجوانان و جوانان امروزی، با توجه به تربیت غلطی که وجود داشته، نوک پیکان حمله را بیشتر از همیشه به سمت پدران و مادران نشانه می گیرد. اگر جوانان حق تقدم نظرات یا عقاید منطقی تر را در خانواده نپذیرفته باشند و بخواهند تحت هر شرایطی حرف اول و آخر را بزنند، بعد از ازدواج هم در زندگی مشترک دوام نخواهند آورد چون از قضا ممکن است همسر آن جوانی که «خودرای» بار آمده است، از خودش هم «خودسرتر» باشد.

دهه هفتاد، دهه فردگرایی

بدون هیچ شکی، دهه هفتاد در مقایسه با گذشته، دهه چرخش بسیاری افراد از جمع گرایی به فردگرایی است؛ تا پیش از این، در خانواده های ایرانی فرهنگ جمع گرا وجود داشت که نظر و تصمیم خانواده در آن ها بسیار مهم بود اما با گسترش شبکه های اجتماعی و اینترنت در ایران، فردگرایی کم کم آغاز شد و با توجه به مشکلات اقتصادی جدی، رفت و آمدهای خانوادگی هم تا جای ممکن کم شد. بنابراین فردگرایی روی سبک زندگی افراد، تاثیر فراگیر خودش را گذاشت و این در حالی بود که ما به اندازه کافی برایش آمادگی نداشتیم چون برای مدیریت حاشیه های این موضوع کاری نکرده بودیم، به این ترتیب، خانواده ای که عادت داشت در همه امور دخالت کند، حالا جا خالی کرد اما جای خالی اش به درستی پر نشد. زندگی درخانه های مجردی، عادت به تفریحات و جمع های مجردی، میل مفرط به تنهایی و قطع ارتباط با خانواده باعث می شود نسل جوان از تجربه و همراهی خانواده دور بماند و در نتیجه باید ناچار با آزمون و خطا زندگی را تجربه کند.

نسوختن و نساختن!

خوب یا بد، جوانانی که این روزها با تئوری سوختن و ساختن برای حفظ زندگی مشترک موافق هستند، بسیار کمیابند، ضمن اینکه آستانه تحمل جوانان دهه هفتادی هم به دلایل متنوعی پایین است، گویی یک عهد نانوشته در میان جوانان از پسر و دختر وجود دارد که برای نگه داشتن زندگی مشترک مثل قدیم ها به زحمت نیفتند، از خواسته هایشان نگذرند یا فداکارانه رفتار نکنند که همین تعهد بر سر نسوختن و نساختن(!) خیلی وقت ها زمینه بروز مشکلات جدی و تمام شدن غائله ازدواج یا طلاق توافقی را فراهم می کند، ضمن اینکه تلاش برای حفظ زندگی مشترک هم گویا چندان مد نیست!

پسران وابسته، دختران رویایی

به طور مطلق نمی توان گفت، اما براساس پرس و جوهای میدانی در میان زوج های جوان دهه هفتادی که طلاق گرفته اند، تنبلی، بی مسئولیتی و وابستگی زیاد مردان جوان به خانواده هایشان از یک طرف و رویایی بودن و داشتن توقعات بالای مالی از سوی دختران جوان، گله مشترک بین اغلب زوج هایی است که متارکه کرده اند.

طبیعی هم هست وقتی پسران جوان تا روزی که داماد می شوند از مادرشان برای پیدا کردن جوراب هایشان هم سرویس می گیرند و دختران بی علاقه به خانه و آشپزخانه، جز دریافت محبت به سبک سریال های رمانتیک و حضور در مراکز خرید لوکس، تصور واقع بینانه دیگری از زندگی مشترک ندارند، در ابر رویاهایشان، جایی برای سختی کشیدن وجود نداشته باشد، غافل از اینکه اگر روزی روزگاری برای آن ها زندگی بدون دغدغه های مالی و داشتن مهارت های کافی ممکن شده است، به سبب حضور پدران و مادران به طور دائم در پشت صحنه است و با کنار رفتن شان به توانایی، مهارت های زندگی، معرفت و مسئولیت پذیری داماد به همراه گذشت، درک، همراهی و حتی مهارت های خانه داری عروس خانم کاملا نیاز خواهد بود.

تفاوت آیفون سیکس اس با همسر

اگر سی سال پیش معیارهای ازدواج برای بیشتر مردم تناسب سن، ظاهر و تحصیلات بود، امروز این شرایط برای نسل جوان، خیلی ابتدایی به نظر می رسد. دکتر نصیر دهقان در این باره می گوید: «متاسفانه کسی برای نسل جوانی که این روزها در سن ازدواج قرار دارد از معیارها واقعی، موثر و مهم ازدواج صحبتی نکرده، در عوض توجه بیش از اندازه به ظاهر در میان دختران جوان و شرایط مالی پسران، آن هم در شرایط بد اقتصادی امروز، بحران های تازه ای را در زمینه ازدواج شکل داده است، در جامعه ای که موبایل و تیپ و جراحی های زیبایی جایگزین معیارهای ازدواج شد، تا آنجا که مردم فرق آیفون سیکس با آیفون سیکس اس را می دانند، اما نمی دانند برای ازدواج تناسب فرهنگی مهم تر است یا تناسب ظاهری، توافق خانواده مهم تر است یا تحصیلات؟ آمار بالای طلاق جای تعجب ندارد.»

ازدواج با آشنایی قبلی، یک فصل تازه

اگر در گذشته خانواده های ایرانی با توجه به میل، سلیقه، معیارها و تشخیص خودشان، برای فرزندانشان همسر مناسب را انتخاب می کردند، اما امروز جوانان اغلب با دوستی های قبلی و معیارهای به روزشان، دست به انتخاب همسر می زنند.

زمینه آشنایی بین دختران و پسران جوان گاهی در دانشگاه ها، گاهی در میهمانی ها و خیابان و گاهی هم در فضاهای مجازی ایجاد می شود، اما ایراد از مکان دوست یابی نیست، بلکه مشکل از آنجاست که با عوض شدن معیارهای نسل جدید و نحوه انتخاب و شناسایی همسر، هنوز هیچ آموزش هدفمند، الگو و آگاهی بخشی درستی برای کمک به انتخاب شریک زندگی، وجود ندارد، بنابراین سال ها دوستی و آشنایی بین دختران و پسران جوان بیشتر از آنکه جنبه شناختی داشته باشد، جنبه تفریحی دارد، به نظر می رسد ناتوانی نسل جوان برای شناخت درست از شخصیت واقعی، سلایق و توقعات طرف مقابل از زندگی مشترک در طی دوستی هایشان و متعاقب آن انتخاب غلط برای ازدواج از عوامل مهم بالارفتن آمار طلاق در میان جوانان دهه هفتاد است.

برای زن و مرد زندگی شدن «باید» آموزش دید

حتما شما هم با ما موافقید که بلوغ جسمی و عقلی یکی از شروط لازم برای تشکیل خانواده است، اما به نظر می سد این روزها شرط داشتن بلوغ عقلی و احساسی به اندازه بلوغ جسمی یا حتی داشتن شرایط متوسط اقتصادی جدی گرفته نمی شود؛ به همین دلیل هم افراد بدون داشتن شناخت آگاهانه از مقوله ازدواج و پذیرش شرایط آن، تشکیل خانواده می دهند. جوانان امروزی با وجود اینکه بیشتر با هم معاشرت دارند، اما به دلیل نداشتن توجه و تمرکز برای آگاهی بیشتر از ماهیت زندگی مشترک، تفاوت ساختار ذهنی زن و مرد یا شناخت عمیق و دقیق روحیات، زبان بدن، مقتضیات جسمی و نیازهای جنس مخالف، تنها به صرف داشتن بلوغ جسمی و جذابیت ظاهری، برای تشکیل زندگی مشترک اقدام می کنند که متاسفانه خیلی زود هم واقعیت زندگی، مسئولیت ها و تعهدهایش توی ذوقشان می زند.

به همین دلایل، لازم است که آموزش دوره های مهارت های ارتباطی و زندگی برای ازدواج به طور جدی از مقطع دبیرستان آغاز شده و در دانشگاه کامل شود، چون تا زمانی که این اتفاق نیفتد، آش و کاسه ازدواج و طلاق تغییری نخواهد کرد. برای نمونه باید پیش از ازدواج نوع و حدود وظایف هر کس در خانواده، برای دختران و پسران مشخص باشد تا بعد از تشکیل خانواده، هیچ کدام از طرفین احساس نکنند که با ازدواج در حقشان اجحاف شده است، چون احساس اجحاف خیلی وقت ها منجر به خشم درونی می شود و خشم درونی مزمن کم کم مثل موریانه رابطه زن و شوهر را می خورد و از درون می پوساند.

عشق هرگز کافی نیست

یکی از دلایل زیاد شدن آمار طلاق در جامعه امروز، بدون تردید، به تغییر دیدگاه های عمومی نسبت به طلاق بر می گردد؛ یعنی به طور محسوسی قبح طلاق در میان خانواده ها و به تبع آن جامعه ما در یک دوره کوتاه، از بین رفته است اما نکته مهم این است که نداشتن شناخت درست از ماهیت طلاق و مشکلاتی که به همراه آن به خانواده ها و جامعه تحمیل می شود، درست مثل ناآگاهی ما از ماهیت ازدواج و آموزش ندیدن نسل جوانی که این روزها دیگر حوصله بازسازی هیچ رابطه ای را ندارد، معضلی بزرگ و جدی است.

دکتر نصیر دهقان در این باره می گوید: « از نظر کتب مرجع روانپزشکی، طلاق استرس بزرگی ایجاد می کند که معادل استرس از دست دادن فرزند تلقی می شود، این در حالی است که در جامعه ما متاسفانه طلاق خیلی ساده تصور شده و هر چند ازدواج در میان جوانان دهه هفتادی گاهی شروع های شورانگیزی دارد، اما چون بعد از ازدواج از رابطه ها به درستی مراقبت نمی شود، زندگی ها بعد از گذر از آن شور اولیه بیمار شده و با بی توجهی یا نابلدی زوج ها اوضاع روز به روز وخیم تر می شود، خوب است جوانان در وهله اول بدانند که عشق شرط لازم ازدواج می تواند باشد، اما ابدا کافی نیست و باید بعد از ازدواج به طور جدی برای رابطه شان، وقت و انرژی گذاشته و مهارت های ارتباطی برای حفاظت از ازدواج شان را هم بیاموزند.

برای نمونه همه قهر کردن را بلدند، اما آشتی را به شیوه صحیح خودش بلد نیستند؛ نمی دانند که دلجویی باید مستقیم باشد و بسیاری از تفاوت های رفتاری بین زن و مرد را نمی شناسند و با دنیایی از سوءتفاهم های پیش آمده، از زندگی با یکدیگر ناامید می شوند. با توجه به آنچه در مورد عوارض بی شمار طلاق گفته شد، می ارزد برای حفظ رابطه ای بکوشید که وقت، احساسات و انرژی عاطفی تان را، آن هم در دوران طلایی جوانی، پایش گذاشته اید تا به ازدواج منجر شود».

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: دوشنبه 19 بهمن 1394 ساعت: 20:29

آکایران :خیانت یکی از معضلات جامعه کنونی ماست که ممکن است زوج های بسیاری را درگیر کرده باشد و شاید همیشه این مساله در ذهن تان وجود داشته باشد که چرا همسرم به من خیانت کرده است.

دلیل اصلی خیانت بین همسران چیست؟

بنا به گزارش آکاایران : پژوهشگران به دنبال علت خیانت برخی زوج ها هستند.با توجه به رواج عدم پایبندی به اصول اخلاقی در زندگی زناشویی در کشورهای غربی، محققان در پی کشف علت علمی شکل گیری روابط غیراخلاقی در این کشورها هستند. بر اساس نتایج یک مطالعه که سال ۲۰۱۱ منتشر شد، از هر پنج مرد و زن آمریکایی یک نفر با برقراری روابط ناسالم به همسر فعلی خود خیانت می کند.

مطالعات دیگری حاکی از آن است که تعداد مردان خیانتکار به مراتب از زنان خیانتکار بیشتر است. این قبیل افراد دلایل متعددی برای توجیه اقدام غیر اخلاقی خود ذکر می کنند. عده ای بیماری و ناتوانی جسمی یا روحی همسرشان را بهانه می کنند و عده ای دیگر انسان های خودشیفته و مغروری هستند که فکر می کنند همسرشان به خیانت آنها پی نخواهد برد. پِپِر شوارتز، استاد جامعه شناسی دانشگاه واشنگتن معتقد است به تعداد آدم های خیانتکار روی زمین دلایل متنوع برای خیانت وجود دارد.

2 دسته اصلی خیانتکاران

محققان توانسته اند مردان و زنان خیانتکار را به دو دسته تقسیم کنند؛ دسته اول شامل کسانی می شود که از زندگی زناشویی خود خسته شده اند و رابطه فعلی دیگر برای آنها جذابیتی ندارد. اینها اغلب افرادی هستند که مدت طولانی در یک رابطه بوده اند و اکنون به دنبال یک نشاط جدید می گردند. دسته اول به معنای واقعی خواهان شروع یک رابطه جدید نیستند و فقط تمایل دارند از آشنایی با آدم های جدید و شروع رابطه با آنها سرگرم شوند.

در نشست سالانه سال گذشته انجمن جامعه شناسی آمریکا عنوان شد زنان متأهلی که به شوهرشان خیانت می کنند عمیقا به دنبال یک زندگی به تعبیر خودشان عاشقانه تر می گردند. گفته می شود این زن ها با این که از شوهرشان راضی هستند و حرفی از طلاق نمی زنند، اما یک رابطه جدید را خارج از ازدواج شروع می کنند.

دسته دوم شامل کسانی می شود که از رابطه زناشویی فعلی خود احساس رضایت نمی کنند. اینها اغلب افرادی هستند که به دلایل مختلف ـ شاید وجود فرزند یا منافع مالی ـ قصد جدایی ندارند، اما به شدت به دنبال چیزی می گردند که احساسات شان را با آن ارضا کنند و متأسفانه در بسیاری موارد، تنها چیزی که به نظرشان می رسد وارد شدن به یک رابطه غیراخلاقی است. در این میان هستند عده ای که به قصد انتقامجویی اقدام به این کار می کنند. هرچند مطالعات اخیر حاکی از آن است که انتقام جویی علت اصلی این رفتار نابهنجار نیست.

مردان وابسته به همسر بیشتر خیانت می کنند

کارشناسان معتقدند کسانی که به لحاظ اقتصادی به همسران شان وابسته اند، بیشتر در خطر اقدام به خیانت قرار دارند. آمارها نشان می دهد چنانچه سطح درآمد یک مرد از همسرش پایین تر باشد، احتمال ارتکاب خیانت از سوی او به مراتب بیشتر از عکس این حالت است. شاید علت این باشد که جامعه به مردان می آموزد مرد باید نان آور خانه باشد.

کریستین مانش، استادیار جامعه شناسی دانشگاه کانکتیکات توضیح می دهد مردان کم درآمد وقتی می بینند چرخ زندگی به دست همسرشان می چرخد احساس بی کفایتی می کنند. این مردان وقتی احساس می کنند نقش مردانه آنها با تهدید مواجه شده سعی می کنند به نحوی مردانگی خود را ثابت کنند.

آنها پریشان گونه به دنبال راهی می گردند تا به همسرشان گوشزد کنند اقتدار مردانه آنها همچنان پابرجاست، حتی اگر خودشان در شرایط فعلی نان آور خانه نباشند. از طرف دیگر، حتی اگر مرد به لحاظ اقتصادی خودکفا بوده و به همسرش وابسته نباشند، باز هم احتمال بروز این رفتار نابهنجار از سوی آنها بالاتر از زنان گزارش شده، زیرا فرصت خیانت برای آنها فراهم تر است. زنان نان آور پس از اتمام کار باید به انجام امور منزل برسند یا از فرزندانشان مراقبت کنند و عملا دیگر فرصتی باقی نمی ماند که به رابطه ای جدید فکر کنند.

در پایان کارشناسان یادآور می شوند اطلاع از خیانت همسر مسأله ای ناگوار است و فرد خیانتکار باید در انتظار واکنش شدید اخلاقی و قانونی باشد. التیام این زخم مدت ها طول می کشد، اما چنانچه بنیاد خانواده از استحکام کافی برخوردار باشد، امید است مرد یا زن خیانت دیده همسر خیانتکار را ببخشد و این بحران هر چند سخت از سر گذرانده شود. در این موارد مراجعه به مشاور خانواده نیز توصیه می شود.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 17 بهمن 1394 ساعت: 18:21

...

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 17 بهمن 1394 ساعت: 4:04

1394/11/16

آیا میتوان به جای دادن خمس سفره امام حسین انداخت ؟ -آکا

آکاایران: آیا میتوان به جای دادن خمس سفره امام حسین انداخت ؟

آکاایران سوال : اینجانب از ایام جوانی نیت کرده ام هر سال برای عزاداران حسینی سفره اطعام پهن کنم که البته خمس مالم را نپردازم . مقلد ایت الله مکارم شیرازی هستم و در حال حاضر ۵۶ ساله ام . لطفا راهنمایی کنید این کار من درست بوده یا خیر و باید خمس بدهم یا نه ؟

پاسخ : سفره امام حسین مانع از خمس نمیشود . اگر واقعا معادل خمستان برای سفره امام حسین خرج کرده اید ما بهتون میبخشیم خمستان را چون برای سفره امام حسین خرج شده ولی اگر کمتر از خمس خرج کرده اید ، اون مقدار تفاوتش را بپردازید .

همسرداری،آیین همسرداری ،ناگفته های مسايل زناشویی - | آیت الله مکارم شیرازی

همسرداری،آیین همسرداری ،ناگفته های مسايل زناشویی -


- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 17 بهمن 1394 ساعت: 4:04

آکایران :کودکان عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و لباسها و مدلهای بزرگسالان را استفاده کنند و احساس میکنند بدنشان نیز باید شکل خاصی داشته باشد. همه اینها در کنار هم باعث می شود که نسبت به بدن خود حساس شوند.

متوسط سنی که افراد اولین احساس آگاهی و خجالت را درباره بدن خود تجربه می کنند، به طور فزاینده ای در حال کاهش است

بنا به گزارش آکاایران : اخیرا یک پژوهش که از 1993 نوجوان و بزرگسال 13 تا 64 ساله صورت گرفت نشان داد که اولین مرتبه ای که هر فرد از بدن خود خجالت کشیده است، به طور متوسط در سن 13 و 14 سالگی می باشد. اما با هر نسل، خودآگاهی در سن پایین تری نسبت به نسل قبل اتفاق افتاده است. در این بررسی نوجوانان 13 تا 17 ساله اولین بار در 9 یا 10 سالگی نسبت به بدن خود چنین احساسی پیدا کرده بودند.


به طور کلی بزرگترین محرک شرم داشتن از بدن خود، همکلاسیها و رسانه ها (از تلویزیون گرفته تا شبکه های اجتماعی) می باشند. تنها یک نفر از هر چهار نفر بیان کرده بود که والدینش به احساس آگاهی او نسبت به بدنش کمک کرده اند.

  • برای اکثریت پاسخ دهندگان به نظرسنجی، اولین احساس شرم از بدن خود را به واسطه ابراز نظر یک همکلاسی یا دوست در مورد اندام خود، تجربه کرده اند(60 درصد).
  • عوامل تاثیر گذار دیگر عبارت بودند از مشاهده تصویری از خود (30 درصد)
  • مقایسه خود با فردی دیگر و همچنین امتحان کردن لباس (28 درصد هر مورد).


کودکانی که از بدن خود خجالت میکشند، در زمینه خجالت کشیدن از دیگر عوامل نیز حساس و آماده پذیرش هستند.

با وجود برخورد با خودآگاهی در حال رشد در بعضی از نوجوانان خجالتی، آنها در بزرگسالی به لحاظ عاطفی انعطاف پذیر می شوند.

در نوجوانانی که والدینشان را عامل خودآگاهی از بدنشان می دانستند، احتمال این که در بزرگسالی نسبت به بدن خود دید مثبتی پیدا کنند، دو برابر افرادی بود که والدینشان نقشی نداشته اند. در واقع والدین این کودکان به واسطه تجربیات خود میتوانند فرزندانشان را به سمت نگرش مثبت نسبت به بدن خود حرکت دهند.


چرا افراد در سنین پایین و نوجوانی این خودآگاهی را نسبت به بدنشان احساس می کنند؟

روبین سیلورمن مولف Good Girls Don’t Get Fat: How Weight Obsession Is Messing Up Our Girls and How We Can Help Them Thrive Despite It میگوید:

"این کودکان و نوجوانان در مورد اینکه باید چگونه به نظر برسند، زودتر از دیگران پیام دریافت می کنند."

تاکید بر ظاهر، از رسانه ها که فراگیر بوده و به راحتی در دسترس کودکان و نوجوانان هستند و همچنین همکلاسیها، دوستان و والدین نشات میگیرد.

همچنین آشنایی با روابط جنسی در این کودکان زودتر اتفاق می افتد.

کودکان عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و لباسها و مدلهای بزرگسالان را استفاده کنند و احساس میکنند بدنشان نیز باید شکل خاصی داشته باشد. همه اینها در کنار هم باعث می شود که نسبت به بدن خود حساس شوند.


والدین برای افزایش اعتماد به نفس کودک و نوجوان خود چه کاری میتوانند انجام دهند؟

سیلورمن توصیه میکند: " والدین مطمئن شوند کودکشان سواد رسانه ای دارد." "به این معنا که والدین نباید تنها در کنار فرزندان بنشینند و درباره چیزهایی که میبینند صحبت کنند بلکه باید آنها را واقعا تشریح کنند." سیلورمن با کودکان خود صحبت میکند و به آنها درباره این که تبلیغات ما را فریب میدهد تا چیزی را که میخواهند، بخریم میگوید. خواه آن کالا عروسک و لباس باشد یا خوراکی. مطرح کردن این مسائل با کودکان به آنها کمک میکند در برابر تبلیغات رسانه ها درک بیشتری پیدا کنند و زرنگ و دانا باشند.
سیلورمن در مورد نوجوانان میگوید میتوانید به آنها تصاویر پیش و پس از آرایش ستاره های مورد علاقه شان را نشان دهید، به آنها نشان دهید این ستاره ها در زندگی روزمره چگونه هستند و تصویری که از آنها بر روی صفحه مجلات و اینستاگرام میبینند، با تصویر واقعی آنها تفاوت دارد.


به کودکان و نوجوانانیاد بدهید تصاویری را که میبینند موشکافانه بررسی کنند و متوجه شوند که این تصاویر اغلب به صورت دیجیتالی دستکاری شده اند و آرایش و نور پردازی نیز برای لاغر و بی نقص به نظر رسیدن آنها کمک شایانی کرده است در حالی که در زندگی واقعی چنین نیست. این کار به آنها نشان میدهد که ظاهر واقعی دختری که تصویر او را روی مجله میبینید، حتی شبیه این تصویر هم نیست. چشمان کودکان را به روی حقیقت باز کنید تا درست ببینند.


یک مرحله حساس دیگر، صحبت درباره چاقی در خانواده است. والدین باید درباره چیزهایی که جلوی فرزندانشان میگویند دقت زیادی به خرج بدهند. سیلورمن توصیه میکند هنگامی که فامیل یا دوستان به منزلتان می آیند، به آنها بگویید که جلوی کودکان درباره چاقی و لاغری صحبت نکنند. اگر یکی از عزیزانتان درباره رژیملاغری صحبت میکند، باید او را کنار بکشید و به او بگویید که ممکن است کودکانتان تاثیر بگیرند. به او بگویید که ترجیح میدهید کسی درباره چاقی و لاغری در جمع صحبت نکند تا فضای مناسبی برای حضور کودکان در جمع وجود داشته باشد.
سیلورمن توصیه میکند هنگامی که در حضور کودکان در مورد بدن صحبت میکنید، بر تمام کارکردهای شگفت انگیز بدن تمرکز کنید نه ظاهر آن. مثلا میتوانید بگویید من به بدنم خیلی اهمیت میدهم چون به کمک آن میتوانم راه بروم و در پارک در کنار شما قدم بزنم و شادی کنم. من پاهایم را دوست دارم چون کارهای مهمی برایم انجام میدهند، با آنها میتوانم شنا کنم و برقصم.
کودکان دائما به حرفهایی که در پیرامون آنها گفته میشود گوش میکنند و فکر میکنند. با آنها درباره کارایی و فواید بدنشان صحبت کنید مثلا این که میتوانند فوتبال بازی کنند، پشتک بزنند، بدوند و غیره. هر چه بیشتر درباره واقعیتها و عملکرد بدن با آنها صحبت کنید، از اهمیت ظاهر بدن برای آنها کاسته میشود. شما میتوانید درک خود از زیبایی بدن را به آنها منتقل کنید و به آنها بیاموزید فقط اندام باریک و لاغر نیست که باعث می شود شما اندامتان را دوست داشته باشید.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: جمعه 16 بهمن 1394 ساعت: 11:34

آکایران :در زندگی های امروزی زن و شوهر در کنار یکدیگر کار می کنند و هزینه های زندگی مشترک شان را تامین می کنند. حال در این بین برخی مردان به همسرشان در کارهای خانه کمک می کنند و برخی نه. کدام یک بهترند؟

همراهم باش تا همیشه

بنا به گزارش آکاایران : زن جوان دوان دوان به خانه برمی گردد، کلید می اندازد و در را باز می کند. ساعت 5 بعدازظهر است و هوا رو به تاریکی می رود. او بدون معطلی داخل شده، چراغ ها را روشن می کند، لباس خانه می پوشد و مشغول انجام کارهای خانه می شود. تا همین نیم ساعت پیش سر کار بود، اما به محض تعطیل شدن از محل کار با تمام قوا به سمت خانه حرکت کرد تا هرچه زودتر برسد و دست به کار انجام کارهای آشپزی و رفت و روب شود.

سه ساعت دیگر شوهرش به منزل می رسد و تا آن وقت باید خانه کاملا تمیز و مرتب شده باشد و شامی گرم و خوشمزه بر روی اجاق گاز آماده باشد. مهم نیست که او خسته است یا نه، آنچه اهمیت دارد گرمی کانون خانواده اش است که با آمدن همسر و بچه ها گرم تر می شود.

دستمالی در دست می گیرد و روی میزها را گردگیری می کند. لباس هایی که دیشب بر رخت آویز آویزان کرده و الان خشک شده را تا می کند و در کمد می گذارد. سپس به آشپزخانه می رود تا خورش را بار بگذارد و برنجش را آبکش کند. پس از انجام این دو کار در فاصله ای که غذا آماده شود میز اتو را می آورد و لباس های شسته شده چروک را اتو می کند. همه چیز که مرتب شد مشغول درست کردن سالاد می شود که صدای کلید انداختن شوهرش در قفل خانه را می شنود. با خوشحالی به سمت در می رود و به شویش خسته نباشید می گوید . مرد بعد از شستن دست و صورت و عوض کردن لباسش روی مبل می نشیند و کنترل تلویزیون را به دست می گیرد. زن استکانی چای به او می دهد و درحالی که نگاهش همچنان به قاب تلویزیون است، چای را تحویل می گیرد و می نوشد.

در خانه همسایه بغلی وضع برعکس است. آنجا هم زن و شوهری شاغل زندگی می کنند اما برعکس این خانواده به یکدیگر احترام می گذارند و نقاط ضعف یکدیگر را با نقاط قوت خود پر می کنند. زن که از محل کار تعطیل می شود نیازی ندارد دوان دوان به خانه برگردد. او به آرامی مسیر را طی می کند، به خانه که برمی گردد دقایقی را استراحت می کند و سپس برای پختن شام به آشپزخانه می رود. نیازی نیست که او خانه را گردگیری کند چون همسرش هفته ای یک بار این کار را انجام می دهد. مرد می داند که همسر شاغلش بار سنگینی بر دوش دارد و به همین دلیل مرتب کردن خانه و امور مربوط به بچه ها اعم از مدرسه بردن یا مراجعه به پزشک را برعهده گرفته است. زن هم قدر محبت های شوهرش را می داند به همین دلیل بخشی از حقوقش را به پرداخت قبوض خانه اختصاص داده و با بخش دیگر تهیه پوشاک خود و فرزندش را به عهده گرفته است. مرد از همکاری همسرش راضی است و زن هم قدر محبت های مردش را می داند.

هنگام مهمانی دادن زن و مرد در کنار هم کار می کنند، وقت تمیزی و خانه تکانی هر دو دست به دست هم می دهند و زمان خرید مایحتاج زندگی هیچ یک آن دیگری را تنها نمی گذارد. برخلاف همسایه بغلی نهال عشقی که روز پیوند ازدواج به دست زن و مرد کاشته شد با توجه هردوی آنها روز به روز ریشه دواند و تناور شد. فرزندان هم ویژگی های والدین را یاد می گیرند و خانواده هر روز کامل تر از دیروز می شود. هیچ مشکلی نمی تواند در این خانواده به معضلی اساسی تبدیل شود، زیرا تمام اعضای خانواده با یکدیگر دست یاری می دهند و آن مساله را حل می کنند.

گذشته، حال و آینده آنها شیرین است. همه چیز بخوبی پیش می رود و تمام اتفاقات به خوشی و خرمی رخ می دهند. زندگی آنها انسانی و زیباست. چه کسی می گوید کار کردن و تلاش برای اداره امور زندگی فقط به عهده مرد است؟ زن خانه هم باید تا جایی که می تواند به اقتصاد خانه کمک کند . اگر شاغل هم نیست می توان با انجام امور هنری کمک خرج خانواده شد. چه کسی گفته گردگیری و جارو کشیدن فقط وظیفه زن است، زن شاغل اگر همکاری همسرش را نداشته باشد، کم می آورد. زندگی امروز اقتضا می کند زن و شوهر پا به پای هم برای اداره زندگی و تربیت فرزندان همکار، رفیق و یارو همراه هم باشند. آن وقت است که زندگی شیرین می شود؛ به شیرینی عسل.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 14 بهمن 1394 ساعت: 13:55

آکاایران این مطلب را برای آن دسته از کسانی که به آن ها

شده است در نظر گفته ایم. پس اگر همسرتان به شما

کرده است بخوانید.

,خیانت,جلوگیری از خیانت,راه های جلوگیری از خیانت,[categoriy]

خیانت,جلوگیری از خیانت,راه های جلوگیری از خیانت,برخورد با خیانت,نحوه برخورد با خیانت,خیانت به همسر,دلیل خیانت,علل خیانت,علت خیانت,روش های جلوگیری از خیانت

آکاایران: اگر همسرتان به شما خیانت کرده است حتما بخوانید

با مرور صفحات حوادث روزنامه ها وقتی سرگذشت زندگی های زناشویی را در مجلات مطالعه می کنید، به سینما می روید و فیلم می بینید، سریال های تلویزیونی را نگاه کرده و دلایل طلاق های عاطفی را پیگیری می کنید و آمار طلاق های قانونی را برانداز می کنید؛ با یک اصطلاح بیش از حد مواجه می شوید: «خیانت های زناشویی»

البته شاید این اصطلاح از مناظر گوناگون مورد توجه قرار گیرد ولی نقطه مشترک در همه دیدگاه ها به نوعی نشان می دهد، اگر یک رابطه زناشویی با مانعی به نام «خیانت زناشویی» مواجه شد، آن رابطه قطعاً محکوم به فروپاشی است. در بهترین حالت تصویر زنی در ذهن ما شکل می گیرد که به خاطر حفظ زندگی مشترک خود و از دست ندادن فرزندان، قربانی شده و در کنار مردی خائن ادامه زندگی می دهد.

به گزارش آکاایران سعی کنید اول نیازهای عاطفی همسرتان را بشناسید و سپس یاد بگیرید که چگونه آن نیازها را برطرف کنید که برای خودتان هم لذت بخش باشد

اگر شما خواننده گرامی جز آن دست افرادی هستید که در معرض خیانت های زناشویی قرار گرفته اید، باید بدانید که در نظر گرفتن این چهار قانون ساده به عنوان یک نسخه می تواند زندگی تان را نجات دهد. البته منوط بر اینکه این چهار قانون هم از طرف فرد خیانت دیده و هم از طرف فرد بی وفا مورد توجه قرار گیرد. اگر سعی در یادگیری و سپس پیگیری این چهار قانون نکنید، بهبود زندگی مشترک شما تا حدی غیرممکن می شود. در ادامه این قوانین را مرور می کنیم:

قانون اول: حمایت

عامل نارضایتی و ناخشنودی همسرتان نباشید. قطعاً همه ما انسان ها با ویژگی های طبیعی مانند توانایی عصبانی شدن، خودخواهانه رفتار کردن، نامحترمانه برخورد کردن و… متولد شده ایم. اما همین توانایی ها، تهدید کننده های جدی زندگی مشترک بوده و در حقیقت طوفان عشق به شمار می روند و می تواند رابطه عاشقانه و عاطفی که می توانید با همسرتان داشته باشید را به اصطکاک بکشاند. حال آنکه شما می توانید با توجه و عمل به قانون حمایت، عشق همسرتان را برای همیشه حفظ کنید. یعنی طوری رفتارتان را انتخاب کنید که از گرایشات تخریبی (مانند عصبانی شدن، رفتارهای غیرمحترمانه، خودخواهی و…) دوری کرده و با حذف این گرایشات رابطه عاطفی تان را تضمین کنید.

یکی از راه های دیگر برای جلب حمایت همسرتان، توافق مشترک است یعنی در زندگی زناشویی تان هیچ کاری را بدون توافق دو طرفه انجام ندهید. با این اقدام هیچ کاری در زندگی زناشویی، علی رغم میل دیگری صورت نمی گیرد و همواره در مورد هر مساله ای با همسرتان صحبت و توافق کرده و راه حل هایی را انتخاب می کنید که مورد پذیرش هر دوتان باشد.

قانون دوم: توجه

صداقت یعنی اینکه همسرتان از همه احساسات مثبت و منفی، نقاط قوت و ضعف، برنامه روزانه، افکار و برنامه های آینده تان مطلع باشد

مهم ترین نیازهای عاطفی همسرتان را بشناسید و بر طرف کنید. تنها عاملی که باعث می شود، عشق در یک رابطه زن و شوهری همواره زنده بماند و طراوت و شادابی خود را حفظ کند، توجه دائمی زوجین به یکدیگر و به نیازهای عاطفی یکدیگر است.

حال این نیازهای عاطفی در هر دوره ای از زندگی شکلی خاص به خود گرفته و اولویت ها مورد تغییر و تحول قرار می گیرد اما مساله مهم همان «اصل توجه» است که احساس عشق را در زندگی مشترک زنده نگه می دارد. پس سعی کنید، اول نیازهای عاطفی همسرتان را بشناسید و سپس یاد بگیرید که چگونه آن نیازها را برطرف کنید که برای خودتان هم لذت بخش خواهد بود.

قانون سوم: زمان

زمان ویژه ای برای خلوت کردن با همسرتان و توجه کامل به او اختصاص دهید.

اجرای کامل این قانون نیازمند توجه به چند فاکتور مهم است:

۱- سعی کنید برای با هم بودن، همیشه یک برنامه هفتگی داشته باشید که در آن به یکدیگر توجه کامل کرده و در آن زمان خاص حتماً با هم تنها باشید، حتی اگر صاحب فرزند هستید.

۲- از این فرصت خاص بیشتر برای گفتگو، ابراز محبت به هم، تفریح کردن و خصوصاً برقراری رابطه جنسی استفاده کنید.

۳- هر هفته حداقل ۱۵ ساعت را صرف بودن با یکدیگر کنید. البته قطعاً زن و شوهری که صاحب فرزند هستند نمی توانند ۱۵ ساعت را تنها با هم باشند ولی از این ۱۵ ساعت حداقل باید ۲- ۱ ساعت را به تنهایی با هم صرف کنند.

وقتی در یک زندگی زناشویی، زوجین تا این حد برای یکدیگر وقت صرف می کنند، دیگر نیازی به برقراری رابطه پنهانی نمی شود و ردپای خیانت در خانه شما دیده نمی شود.

قانون چهارم: صداقت

با همسرتان روراست باشید. برای رعایت این قانون، داشتن کمی صداقت کافی نیست، بلکه نیازمند روراستی کامل است. صداقت یعنی اینکه همسرتان از همه احساسات مثبت و منفی، نقاط قوت و ضعف، برنامه روزانه، افکار و برنامه های آینده تان مطلع باشد. صداقت یعنی اینکه هرگز به همسرتان اطلاعات غلط ندهید. حفظ این صداقت برای موفقیت ازدواج ضروری است چرا که نه تنها باعث ارتباط عاطفی نزدیکتر میان زوجین می شود بلکه مانع از ایجاد عادات مخرب و مخفی کردن آنها از همسرتان می شود.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 14 بهمن 1394 ساعت: 7:10

آکاایران در این مطلب قصد داریم به معرفی ورزش هایی برای چربی سوزی که می توانید در منزل انجام دهید بپردازیم. با ما همراه شوید
,چربی سوزی,وررش هایی برای چربی سوزی,حرکات تمرینی برای چربی سوزی,[categoriy]

چربی سوزی,وررش هایی برای چربی سوزی,حرکات تمرینی برای چربی سوزی,رژیم برای چربی سوزی,ورزش برای چربی سوزی,برنامه غذایی برای چربی سوزی,چربی سوزی سریع

آکاایران: ورزش هایی برای چربی سوزی که می توانید در منزل انجام دهید

برای خیلی ها پیش می آید که یا فرصت باشگاه رفتن ندارند یا اینکه بعضی روزها این امکان برایشان فراهم نیست، در چنین حالتی شاید نگرانی و سردرگمی پیش آید که چگونه برنامه ورزشی یا کاهش وزن خود را ادامه دهند. در این مطلب مجله علم ورزش ۸ فعالیت ورزشی برای چربی سوزی بدن به شما معرفی می کند که می توانید در منزل هم انجام دهید.این فعالیت ها نه تنها باعث افزایش متابولیسم بدن شما می شود بکله حتی در سایر روزها نیز این مهم تداوم دارد.

چربی سوزی با اسکیت برای لاغر شدن

به گزارش آکاایران سوزاندن ۴۲۵ کالری در ۳۰ دقیقه

در این لیست اسکیت در جایگاه اول قرار دارد. درگیری کل بدن و حرکات موزون و هماهنگ به طرفین و بدون فشار اضافی بر روی عضلات اسکیت را یکی از برترین ورزش ها برای چربی سوزی بدن تبدیل کرده است. با رعایت نکات ایمنی، استفاده از کلاه و محافظ زانو و آرنج با سرعتی یکنواخت ورزش کنید و همزمان با چربی سوزی بدن از فعالیت خود لذت ببرید.

چربی سوزی با دویدن برای لاغر شدن

سوزاندن ۳۷۴ کالری در ۳۰ دقیقه

عضلات بزرگ و اصلی دویدن که شامل پاها، لگن و تنه می شوند، بزرگترین عضلات سوزاننده چربی در بدن هستند. برای نتیجه بهتر می توانید دستان خود را کنار بدن تاب دهید و به سمت جلو خم نشوید. روان و نرم بدوید و برای گرفتن ضربه به پاها هنگام فرود بر روی پاشنه فرود آیید سپس ادامه حرکت را به وسط پا و سپس پنجه پاها منتقل کنید.

چربی سوزی با طناب زدن برای لاغر شدن

سوزاندن ۳۴۰ کالری در ۳۰ دقیقه

طناب زدن یکی از بهترین فعالیت های خانگی برای چربی سوزی بدن است. با سرعتی ملایم و آهنگی موزون تمرین را شروع کنید. نیازی به پرش زیادی ندارید، تنها کافی است طناب را در هر بار پرش از زیر پای خود رد کنید. اگر طناب ندارید، نگران نباشید تمرین را بدون طناب انجام دهید. می توانید سرعت طناب زدن را به طور متناوبی سریع و آهسته تغییر دهید و از انواع مدل های طناب زنی مثل پرش یک پا، پرش دو پا و جاگینگ استفاده کنید.

چربی سوزی با حلقه هولاهوپ برای لاغر شدن

سوزاندن ۳۰۰ کالری در ۳۰ دقیقه

یک حلقه مخصوص افراد بزرگسال تهیه کنید. این حلقه ها نسبت به حلقه کودکان بزرگ تر و سنگین تر هستند که باعث چرخش راحت تر حلقه می شود. برای انتخاب سایز حلقه کافی است حلقه را جلو خود روی زمین بگذارید. لبه بالایی حلقه باید تا زیر سینه شما برسد. برای شروع یک پا را جلو و پای دیگر را عقب گذاشته و هنگام چرخش حلقه وزن بدن را متناوباً به پای جلو و عقب منتقل کنید و به آرامی حلقه را دور کمر خود بچرخانید. اگر در ابتدا مهارت کافی در انجام این تمرین ندارید نا امید نشوید، با تمرین روزانه می توانید مهارت خود را بالا ببرید و در عین حال از چربی سوزی بدن لذت ببرید!

چربی سوزی با تنیس برای لاغر شدن

سوزاندن ۲۷۲ کالری در ۳۰ دقیقه

تصور اینکه برای بازی کردن تنیس نیاز به زمین تخصصی تنیس و یک راکت حرفه ای و یک پارتنر (شریک تمرین) دارید، کاملاً اشتباه است. کافی است راکت و توپ را بردارید و در یک زمین مسطح نزدیک یک دیوار یا پارکینگ که بتوانید به توپ ضربه بزنید، شروع به تمرین کنید. از ضربات فورهند و بک هند به طور متناوب استفاده کنید. به اندازه ای از دیوار فاصله بگیرید که نیاز به ضربات قوی برای رفت و برگشت توپ داشته باشید. یک هدف بر روی دیوار تعیین کنید و حداقل در هر بار تمرین ۵۰ الی ۱۰۰ بار به توپ ضربه بزنید.

چربی سوزی با رقص برای لاغر شدن

سوزاندن ۲۲۱ کالری در ۳۰ دقیقه

رقص نه تنها باعث چربی سوزی بدن بلکه باعث بالا رفتن نشاط و روحیه شما و متابولیسم بدن می شود. یک آهنگ مفرح با ریتم رقص انتخاب کنید و تا پایان آهنگ به رقصیدن ادامه دهید. کمی استراحت کنید و برای دور بعد یک آهنگ با ریتم تندتر انتخاب کنید. هنگام رقص دست ها را به طرفین و بالا حرکت دهید.

چربی سوزی با راه رفتن شدید برای لاغر شدن

سوزاندن ۱۷۰ کالری در ۳۰ دقیقه

یک پیاده روی تفریحی اما سریع همراه با یک پارتنر برای چربی سوزی بدن مفید است. کافی است کمی سرعت راه رفتن را بیشتر کنید تا حدی که نتوانید یک مکالمه راحت و بدون توقف را انجام دهید. برای به کارگیری بهتر عضلات بزرگ بدن و چربی سوزی بیشتر، گام های کوتاه و سریع بردارید و دست ها را به عقب و جلو تاب دهید. برای کسب نتیجه بهتر ۲ دقیقه پیاده روی با شدت متوسط و یک دقیقه پیاده روی با حداکثر سرعت انجام دهید.

چربی سوزی با تمرین کوهنورد برای لاغر شدن

بهترین تمرینات ورزشی برای چربی سوزی بدن در منزلاین تمرین پلایومتریک را برای کالری سوزی بیشتر و تقویت لگن، ران ها و کل بدن امتحان کنید. دست ها را روی زمین بگذارید و پاها را رو به عقب دراز کنید. به نوبت پاها را به طرف داخل بدن بیاورید به نحوی که زانو تا محدوده آرنج و مماس با آن جلو بیاید، سپس پا را عوض کنید. حرکت پاها را پشت سر هم و بدون مکث انجام دهید. این حرکت را ۲۰ بار تکرار کنید.

همسرداری،آیین همسرداری ،ناگفته های مسايل زناشویی -

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: چهارشنبه 14 بهمن 1394 ساعت: 2:59


,تغییرات بعداز ازدواج, ایجاد تغییرات, تغییرات شخصیتی,[categoriy]

تغییرات بعداز ازدواج, ایجاد تغییرات, تغییرات شخصیتی, تغییرات سلیقه ای, تغییر کردن شدید, تغییر کردن به خاطر دیگری, توقع تغییر کردن, نوع تغییرات, تغییرات جزئی

آکاایران: بعد از ازدواج تغییر می کنیم؟

آکاایران ایجاد تغییرات در فردی که دوستش داریم هم کار سختی است هم آسان

به گزارش آکاایران ایجاد تغییرات در فردی که دوستش داریم هم کار سختی است هم آسان! بسیاری از ما از خودمان می پرسیم که آیا وقتی کسی را دوست داریم باید به خاطر او تغییر کنم یا او را همین گونه که هست، بپذیرم؟ در واقع با پاسخ به این سوال می توانیم جواب قابل قبولی برای این دست سوالات بیابیم.
مسئله چیست؟
باید با خودتان صادق باشید و بدانید که چرا می خواهید طرف مقابلتان تغییر کند؟ تغییر کند تا شما همینطور که هستید خوب جلوه کنید و مشکلی پیش نیاید؟! تغییر کند تا اعتبار خانوادگی و اجتماعی خودش بهتر شود؟ تغییر کند تا پیش خدا عزیزتر شود؟ تغییر کند تا شما بتوانید بیشتر فخر خوبی هایش را جلوی دیگران بفروشید؟ اگر صورت مسئله و خواست شما یک نیاز برای خود همسر آینده تان نباشد و عرف جامعه و دین، آن را بد نداند، اصلا صورت مسئله منصفانه ای ندارید که برای خودتان آن را دغدغه کنید.


تغییرات سلیقه ای یا شخصیتی
«من نامزدم را دوست دارم و او دوست دارد که من لباس های روشن تر بپوشم، موهایم را فلان مدل بزنم، فلان کفش را بیشتر بپوشم ... » می بینید که این ها در حوزه سلیقه های فردی است. وقتی کسی را دوست داریم به سلیقه های او هرچقدر توجه کنیم نشانه محبت است و قطعا در ازای این لطفی که به او می شود او نیز موظف است به سلیقه های من نیز احترام بگذارد و در ضمن باید مراقب باشد که با سلیقه های خود من را از کیستی ظاهری خودم اینقدری دور نکند که خودم را دیگر پیدا نکنم.


اما همه توقعاتی که از ما می رود در حد سلایق نیست. مثال های زیر را در نظر بگیرید:
اگر دیدید کسی به خاطر عشق به شما تغییر شدیدی کرده است منتظر باشید تا به شدت مثل اولش بشود!
دختری که از همسر یا نامزد خود توقع تغییر رشته تحصیلی دارد یا اخذ فوق لیسانس، عدم معاشرت با برادر خود، تغییر نوع حجاب... مردی که از نامزد یا همسر خود تقاضای مهاجرت به فلان شهر یا کشور به خاطر ازدواج و دوری از خانواده خود دارد...


مشخص است که این نوع تغییرات، جنسی متفاوت از سلایق دارد و در حد ارزش های فردی و حتی اعتقادی و... است. در این شرایط چه باید کرد؟


خودتان را بشناسید
مهم ترین قدم این است که ببینید خودتان کی هستید. تعیین کیستی خود مشخص می کند به چه نحو تغییر کنیم. آدم هایی که به خاطر دیگری تغییر می کنند بسیاری از مواقع از حد خود عبور می کنند و در جایی دیگر می برند. هر کس به مقداری می تواند از کیستی خود فاصله بگیرد و اگر دیدید کسی به خاطر عشق به شما تغییر شدیدی کرده است منتظر باشید تا به شدت مثل اولش بشود!


عشق آدم ها را تغییر می دهد؟
بله، عشق می تواند آدم ها را متحول کند اما بستگی به این دارد که در کدام فاز رابطه عاطفی باشیم. مثلا در فاز هیجانی تغییرات شدید هست اما پایدار خیلی نیست. در فاز صمیمیت و شناخت تغییرات واقعی تر است و قابل اعتمادتر است. عامل دوم که تعیین می کند عشق چقدر شما را تغییر می دهد، شخصیت شما است. حتما ما به خاطر دیگری تغییرات شخصیتی داریم. یعنی اشکالی ندارد کسی که برونگرا هست و نامزدی درونگرا دارد، تمرین کند خلوت بیشتری داشته باشد و سکوت های پویایی را در زندگی اش ایجاد کند یا همان فرد درونگرا بیشتر در بحث ها شرکت کند و مقدار سکوتش را کمتر کند. اما اگر توقع این باشد که چون من رادوست داری مثل من شلوغ باش و بشاش باش و توقعی گزافه است و معمولا ماندگار نیست.

این حرف ها را نزنید
بدترین رفتار و زشت ترین جمله ای که می توانید به نامزد یا همسر آینده تان بزنید و نشان دهید، این است که بگویید او را قبول ندارید و برای این که خوب باشد، باید شبیه شما یا آنچه شما می خواهید بشود. این حرف ها را هیچ وقت به طرف مقابلتان نزنید:


1- تو بدی و من خوب؛ باید تغییر کنی. خودتان را ملاک خوبی ها به او معرفی نکنید.
2- مقایسه با دیگران قدرت فکر و تغییر را از او می گیرد.
3- توقع تغییر سریع محال است. او یک شبه این نشده پس شما هم به او زمان دهید و مهربانانه شریک بهتر شدنش شوید.
4- نگویید که اینطوری دوستت ندارم یا قبولت ندارم.
5- طعنه، کنایه و تمسخر راه بدی برای تغییر و اصلاح همسرتان است پس خودتان را با او غریبه نکنید تا انگیزه بهتر شدن داشته باشد.
6- جلوی جمع اگر تذکری بدهید حتی اصلاح او در خلوت خودتان هم سخت تر می شود؛ این نکته را فراموش نکنید.


پس هر بار خواستید به تغییری در نامزدتان فکر کنید، بیندیشید که این تغییر از چه نوعی است. بعضی توقعاتی که از همسر یا نامزد خود داریم در حد سلایق جزئی است که اشکالی ندارد اعمال شود اما در مواردی که انتظارات عمیق تر و شخصیتی تر است؛ در این موارد باید دلایلی آورد و صبور بود و منافع این تغییرات را بازگو کرد. در ازای تغییراتی جزئی نیز او را تشویق کنید و در مجموع انتظار خود را تعدیل کنید.


اگر ازدواجی مستلزم تغییرات زیاد در شما یا خواستگارتان است، بیشتر تامل کنید. ادامه دادن این مسیر فرسایشی است.

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 13 بهمن 1394 ساعت: 22:18

صفحه بندی